دل می سوزد و از گفتن خسته ایم
شوشان / بهمن شیخی:

اول صبح که پیامهای فجازی را باز می کنیم خبر تبدیل شدن ایران بعنوان ابرقدرت جهانی هوشیارمان می کند و به ظهر نرسیده بخاطر فقد امکانات دودِ آتش از جنگلهای چند هزار ساله زاگرس محل ارتزاق میلیونها آدم بلند می شود ، هیجار استمداد مردمی برای مهار آتش سر به فلک می کشد و به فکر فرو می رویم ای کاش خواب بودیم و فجازی را باز نمی کردیم.
نمی دانیم قسم حضرت عباس را قبول کنیم یا دم خروس!!

چندین سال متوالی است که خبرهایی از آتش سوزی مراتع و جنگل های زاگرس در فصل تابستان و گرما از غرب زاگرس گرفته تا انتهای خط الراس زاگرس در شرق و بالادست خلیج فارس دست به دست می شود. 
از بهبهان و خایز گرفته تا باغملک و منگشت ، از خوزستان ، بوشهر ،ایلام ، کوهگیلویه،چهارمحال،لرستان تا بلندی های اورامان می سوزد و دل چو زاگرس از این سوختن می سوزد.

تا کنون میلیونها کیلومتر منابع بکر طبیعی در اثر این آتش سوزی ها و صد البته بخاطر بی توجهی ها از بین رفت و خسارتهای غیرقابل برگشتی به طبیعت و اقتصاد مناطق زاگرس نشین وارد شده است.
اما چند سوال که ذهن مردم را به خود درگیر کرده است.

وزارت کشور بعنوان مسئول مستقیم مدیریت بحران در مملکت تا چه زمانی می خواهد نسبت به آتش سوزی های جنگلی در زاگرس بی تفاوت باشد؟
آیا وزارت کشور و وزارت اقتصاد اطلاع ندارند زاگرس محل درآمد میلیونها انسان می باشد و جمعیت کثیری از کشور دلخوش به سخاوت این بلندی ها هستند؟

باید چند سال از سوختن زاگرس بگذرد و چه اتفاقی بیفتد تا سازمان محیط زیست و همه ی نهادهای متولی به فریاد زاگرس برسند؟
چرا هیچ کس و هیچ نهادی بغیر از مردم احساس مسئولیت نمی کنند؟

نمایندگان مناطق زاگرس نشین چرا نسبت به این اتفاقات گرد هم نمی آیند و طرح تحقیق تفحص از کم کاری ها و بی تفاوتی دولتها و نهادهای متولی پیشنهاد نمی دهند؟

چرا استانداران مناطق زاگرس نشین با هماهنگی اتاق فکری تشکیل نمی دهند تا این موضوع را بررسی کارشناسی کنند و راهکاری جهت مقابله با آن ارائه کنند؟
واقعا خیلی سخت و دشوار است یک پایگاه اطفا حریق جنگلی در زاگرس جانمایی شود؟

سمن ها و سازمانهای مردم نهاد و مردم تا کجا می توانند زاگرس را در آتش ببیند و همچون مادر مرده مویه کنان فریاد بزنند و بی اثر دور هم بچرخند؟
دوست داران محیط زیست و مردم تا کجا در راه حفظ منابع ملی شهید بدهند و هیچ گوش بدهکاری از مسئولین پیدا نکنند؟

این حق مردم زاگرس نیست مردم زاگرس در برابر مسئولیت ملی و اجتماعی خود هیچ کوتاهی نکردند و هر جا لازم بود پای کار آمدند.
دل می سوزد و از گفتن خسته ایم از بس حتی آب خوردن را هم سیاسی کرده اند و تا صدای استمدادی بلند می شود فوری آن را سیاسی می کنند خسته ایم ، حتی از گفتن و نوشتن خسته ایم. فقط می دانیم شایسته نیست نسبت به از بین رفتن منابع ملی ، اقتصادی و مردم میهن دوست زاگرس نشین این همه بی مهری شود.