ابر بحران تنش آبی خوزستان ، فاجعه زیست محیطی هورالعظیم
شوشان - منصور کاووسی / دانش آموخته دکتری تخصصی مدیریت بحران :
خوزستان دیاری مملو از کلکسیون بحران های مختلف طبیعی و انسان ساز ، که  در هر دو بخش باید بحران مدیریت را هم به معضلات بحرانی این استان بیفزاییم ، امروزه بهره گیری از روان شناسی مدیریت،  مدیریت دانش ، مدیریت تحولی ، مدیریت بحران ، مدیریت استراتژیک ، مدیریت رفتاری سازمانی از نشانه های بارز مدیران پیشرو ، تحول خواه و با علم مدیریت می باشد که در مقابل مدیران سنتی ، سفارشی ، ناکارآمد و پست مدار ، سبک های مدیریتی اقتضایی را جایگزین روند مدیریت شلم شولوایی و هر چه بادا باد ، کرده و بر مبنای شرایط و موقعیت ها برنامه ریزی و اعمال مدیریت می نمایند .
 مدیران آشنا با علم مدیریت بخصوص مدیریت بحران توان فرماندهی واحد و یک پارچه و در جایگاه مدیران متخصص ضد بحران ایفای  نقش می کنند، در دیدگاه این مدیران متخصص تقویم اجرایی و برنامه ریزی اقتضایی بر اساس تغییرات اقلیمی، فصلی ، محیطی ، زیستی ، آمایش سرزمینی ، امکانات ، تجهیزات و منابع ، ظرفیت ها و..... که  شاخصه های مهم مدیریتی می باشند ،  آمادگی مقابله با حوادث ، رخدادها، شرایط اضطراری ، وضعیت بحرانی و..... را داشته و غافل گیر نمی شوند ، بر عکس مدیران سنتی، سفارشی ، ناکارآمد و ناتوان که اکثرا هم فاقد تخصص و تعهد می باشند ، صرفا بر اساس حمایت های کانون قدرت در راس قرار گرفته ، فاقد تقویم اجرایی ، برنامه ریزی ، سازماندهی ، کنترل ، فرماندهی واحد و مدیریت بوده ، بیشتر به دنبال حاشیه سازی ، ایجاد قیل و قال ، به دنبال مقصر گشتن و...... بوده حتی توانایی مقابله با بحران پیش آمده را نداشته و عملا تبدیل به مدیران فرصت سوز می شوند.

واقعیت این است در نگرش اکثریت مدیران ، چرخه ی مدیریت بحران و چهار اصل آن ( پیش بینی و پیشگیری ، آمادگی ، مقابله و بازتوانی و بازسازی ) جایی نداشته و از روند رخدادها و حوادث هیچ تجربه ی مناسبی بدست نیاورده و همچنان به سبک و سیاق مدیریت فرسوده با روند دستوری و کاغذی بازی در قالب دستورالعمل ، بخشنامه ، نامه نگاری و...... اصرار دارند .

خوزستان استانی چهار فصل با تفاوت های فاحش و معین است (مثلا تفاوت دما در گرمترین و خنک ترین نقاط ان بیش از 25 درجه ، یا زمانی که قسمت شمال شرقی برف می بارد ، جنوب غربی در خشکسالی به سر می برد و......) ، استانی که به وسعت یک کشور رخداد و حوادث گریبانش (طبیعی و انسان ساز)  را گرفته و بسیاری از حوادث طبیعی که می توانستند تبدیل به فرصت شوند به دلیل ضعف مدیریت و ناکارآمدی متولیان ، تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان تبدیل به بحران و حتی فاجعه شده است در صورتی که با مدیریت علمی و تخصصی می توانستند از بروز این گونه بحران ها پیشگیری نمایند.
قطعا اگر  در بدنه ی سازمان های بحران آفرین ، از مدیران آگاه ، با دانش و تجربه استفاده می شد و مدیریت سنتی که بر مبنای « صحبت درمانی و زیاد حرف زدن ، بدون عمل » ، حذف و مدیریت ساختاری با نگرش اقتضایی، جایگزین می گردید ، از نابودی سرمایه های مادی و معنوی جلوگیری بعمل می آمد و تهدیدهای زیست محیطی کنونی تبدیل به بحران و فاجعه نمی شدند ، مدیران متخصص ضمن داشتند برنامه ، تقویم اجرایی و ....، موقعیت شناسان خوب و مجریان کارآمدی هم به حساب می آیند ، زیرا به خوبی می دانند هرگونه غفلت و بی برنامگی می تواند چه پیامدهای جبران ناپذیری بر جامعه و مردم تحمیل نماید .
شاهد این گفتار، وضعیت کنونی تالاب های استان بخصوص هورالعظیم می باشد ، هورالعظیم اکوسیستم حیاتی خوزستان و شهرهای اطراف آن است که با نابودی آن به دلیل تغییرات اقلیمی، زیست محیطی و...... خطر از بین رفتن ، حتی انقراض گونه های مختلف گیاهی ، جانوری و...... را داشته ، مهاجرت بی رویه مردمان زحمت کش مرزنشین را برای زنده ماندن رقم خواهد زد . 
هورالعظیم ریه های تنفسی زیست بوم خوزستان محسوب می شود که به دلیل پدیده ی خشکسالی ، عدم مدیریت زمان بندی منابع آبی ، سد سازی های پلکانی بی رویه ، عدم تامین حق آبه طبق اصول منطقی ، ضعف برنامه ریزی اقتضایی و مدیریت ، در حال جان کندن و جان سپردن است ، لذا می طلبد با رها سازی منابع آبی از بروز و گسترش یک فاجعه ی زیست محیطی جلوگیری بعمل آمده ، نجات بخش و احیاگر اکوسیستم زخم خورده ی این هور حیاتی که زندگی در آن معنا پیدا می کند ، باشیم . زیرا هرگونه غفلت و فرصت سوزی ، وضعیت را بغرنج تر کرده ، که شاید نتوان این قصور و ناکارآمدی را جبران نمود .
قطعا برای اجرای عدالت  متولیان و مسئولین سهل انگار  و  مقصرین اینگونه بحران ها باید در پیشگاه مردم پاسخگو باشند .