استاد دانشگاه شهید چمران اهواز؛
درسهایی از اعتراضات آب

مهدی قمشی استاد دانشگاه شهید چمران اهواز

مشکل مربوط به آب در خوزستان بعد از دو هفته تلاطم و خسارات فراوان رفته رفته رو به آرامش می گذارد. باید توجه داشت که اعتراض به عملکرد و ایجاد تلاطم در جوامع امری عادی است که ممکن است در همه جوامع از جمله کشورهای پیشرفته و مردمسالار رخ دهد.

 تفاوت عمده جوامع در مواجهه با این مشکلات در نگاه حاکمیت به موضوع است که در جوامع مختلف متفاوت است. در نگاه مردمسالارانه، اعتراضات یک حق طبیعی و قانونی برای مردم تلقی می شود و در چنین مواقعی این حاکمیت است که به بیشتر به فکر فرو می رود تا رضایتمندی را در معترضین ایجاد نماید لذا حاکمیت در این زمینه یا باید معترضین را متقاعد کند و یا آن را پذیرفته و زمینه ها و عوامل درونی آن را بررسی و با استخراج اشکالات مدیریتی یا سیاستی و یا اجتماعی موجود سعی در رفع آنها نماید تا در آینده از بروز وقایع مشابه جلوگیری کند و رضایت مندی نسبی را بالا برد. 

در جوامع تمامیت خواه و بسته، معمولاً صورت مسئله بسیار ساده می شود و چون حاکمیت خود را مبرا از خطا می پندارد بی درنگ و پیش از آنکه در امور سیاستی و مدیریتی خود به فکر فرو رود سعی در تقلیل واقعه به توطئه و دخالت خارجی دارد و بنابراین برخورد فیزیکی و استخراج راه حل امنیتی راه کار اصلی خواهد بود و لذا مشکلات واقعی اعتراض ممکن است اصطلاحاً به صورت استخوان لای زخم باقی بمانند. 

در موقعیت زمانی فعلی و پس از اعتراضات اخیر مردم خوزستان به مسئله آب، بزرگترین خدمت به حاکمیت آن است که متخصصین و کارشناسان امور مختلف سعی در استخراج عوامل بروز و درس آموخته های این واقعه از نگاه خود بنمایند تا دستمایه ای شود برای حاکمیت اگر بخواهد مردمسالار باقی بماند و اگر به ایجاد ارتباط قوی با مردم خویش می اندیشد و اهمیت می دهد.

نگارنده سعی دارد از نگاه ناقص خود آنچه را که به عنوان درس آموخته می پندارد به رشته تحریر در آورد و در معرض دید مدیران دلسوز جامعه قرار دهد. باشد که از این راه به توان زمینه های گفتگو را بیشتر و موثر تر نمود.

سعی شده درس آموخته های زیر بصورت تیتر وار بیان شوند هر چند ممکن است که بعضی از آنها نیازمند بحث های پیش زمینه علمی داشته باشند که از حوصله یک یادداشت عمومی خارج است.

 در هر صورت قطعاً نیازمند این هستیم که بعضی از این نکات در محافل علمی بحث و بررسی بیشتر شوند. در بندهای درس آموخته زیر چهار مورد اول در امور سیاستی و شش مورد بعدی در امور برنامه ریزی و مدیریتی آب و کشاورزی و دو مورد آخر در باب مسائل علمی و آموزشی می توانند دسته بندی شوند.

امّا به پردازیم به درس آموخته ها

1- ضعیف بودن اعتماد بین مردم و حاکمیت. (این مسئله از آنجا نتیجه شده که علی رغم ناصحیح بودن بحث صادرات آب کرخه به کشورهای عراق و کویت و تکذیب آن توسط وزارت نیرو و سازمان آب و برق استان خوزستان متاسفانه همچنان در محافل رسانه ای و مردمی جریان دارد و بحث آن کاهش نیافته است) لذا سعی در بازیابی و احیای اعتماد بین مردم و حاکمیت باید سرلوحه حاکمیت قرار گیرد.

2- خلاء ارتباط تنگاتنگ بین کشاورزان و مدیران بخش کشاورزی. (متاسفانه علی رغم اعلام سیاست های خشک سالی از ابتدای سال جاری در استان خوزستن و ممنوعیت کشت برنج متاسفانه در عمل این سیاست نتوانست در میدان عملی شود و این نکته خبر از نقیصه جدی ارتباطی بین کشاورزان و مدیران می دهد) این خلاء ارتباطی باید شناخته شده و مرتفع گردد.

3- در کشورمان کشش بخش کشاورزی برای پوشش دادن منبع معیشتی و نیروی کار به انتها رسیده است لذا می طلبد تا دولت ها برای رفع بیکاری و پوشش دادن معیشت احاد مردم از دیگر امور توسعه ای بهره بیشتری گیرند تا فشار بر بخش آب کشاورزی کاهش یابد.

4- در کشورمان توسعه ناموزون و غیریکنواخت شدیداً شبهه تبعیض را دامن زده و در حالی که بخشی از مردم کشور در مشکلات اولیه ای مانند آب و فاضلاب مانده اند بخشهایی نیز یافت می شود که سالهاست از این مراحل عبور کرده اند و در فکر فتح وجوه بالاتری از توسعه اند. لذا می طلبد که در جهت رفع تبعیض در استان های مختلف تلاش جدی بعمل آید.

5- مدیریت آب در مخازن سدها باید بر اساس نیاز کشاورزی تنظیم شود و نه بر اساس تولید انرژی برقآبی. (این مشکل در سال های اخیر بارها در مدیریت مخازن آب سدها کار دستمان داده است. توجه شود که منظور عدم استحصال انرژی برقآبی نیست امّا رها سازی آب زمستانه به منظور فقط استخصال انرژی برقآبی اشتباه بزرگی است.)

6- غلط بودن استخراج آب قابل برنامه ریزی منابع آب بر اساس متوسط آورد تاریخی. (متاسفانه علی رغم اینکه از نظر علمی غلط قلمداد می شود ولی تا کنون در کشورمان برنامه ریزی برای استفاده از منابع آب، متوسط آورد تاریخی بوده است و این مسئله ریشه مشکلات مدیریت و بکارگیری آبهای زیرزمینی و سطحی و مشکلات بروز یافته در بخش زیست محیطی کشورمان است.)

7- کار روی الگوی کشت مناسب در بخش کشاورزی کشورمان از دید منافع ملی و عدم ایجاد تردید و استثنا در آن برای مدیریت آب در بخش کشاورزی و تداوم استفاده صحیح از آب از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

8- کشورمان در بخش پیش بینی های اقلیمی صحیح، شدیداً نیازمند استفاده از کارشناسان خبره و بهره مندی از ادوات ویژه دارد. 

9- هدایت مدیریت منابع آب کشور به سمت و سوی علمی و کارشناسی و دور نگه داشتن آن از سیاسی کاری و لابی گری و علقه های منطقه ای و بخشی.

10- استفاده از تحویل حجمی آب در بخش مصارف کشاورزی و سرمایه گذاری برای بالابردن راندمان استفاده از آب در همه بخش های مصرف آب و بالا بردن بهره وری آب در بخش کشاورزی.

11- توجه به مسائل اکوسیستمی و یا پُر رنگ کردن مسائل اکوهیدرولوژی بجای توجه خشک و غیر قابل انعطاف به مسائل مهندسی و هیدرولوژیکی.

12- توجه ویژه به مسائل اجتماعی در مسائل چالشی مربوط به هیدروپلیتیک ملی آب کشور.