نقش عقلای قوم در مدیریت کلان

شوشان - مسلم سلیمانی:

بنام خدا
43 سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد چه زمانی که با آزمون و خطا طی طریق کردیم و چه زمانی که انواع سندهای راهبردی مثل «چشم انداز» و «توسعه برنامه» به روی کاغذ آورده شد که خروجی آن برای همگان محسوس است. 

امروزه هیچ کس نمی گوید که کارنامه درخشانی داشتیم و حتی در جاهایی که کارهایی شده است را اگر بخواهیم مقایسه کنیم با کشورهای خاورمیانه که از ما خیلی عقب تر بودند ( حتی نه کشورهای اروپایی یا آمریکایی) می بینیم که کارهای نکرده بی شماری وجود دارد.

دشمن هراسی و تمام ناکامی ها را به گردن دشمن انداختن (اگر چه کید دشمن را هم نباید به فراموشی سپرد) یکی از دلایل مهم فرار از بار مسئولیت است که هیچگاه مسیولیت خرابی ها به دوش فرد و یا جریان خاصی نیفتاده است. آنچه هست سنگینی بار تورم و فشار افسارگسیخته اقتصادی بر روی دوش ملت است.

در این یادداشت فقط به یک خطای استراتژیک نظر شما را جلب می کنم (شبیه این خطای استراتژیک ده¬ها مورد وجود دارد)

1. ایران جزو کشورهای خشک

متوسط بارندگی در ایران 250 میلی متر در سال است. و این میزان وقتی در مساحت کل ایران سنجیده می شود به عدد 4 هزار و 220 میلیارد متر مکعب، آب می رسیم که طبیعی است بخش عمده این آب جذب منابع زیر زمینی می شود.

مساحت ایران 25 درصد خشک، 40 درصد فرا خشک و 25 درصد نیمه خشک است.

سرانه مصرف آب شیرین برای هر ایرانی در طول روز 220 لیتر، یعنی در سال حدود 80 متر مکعب هست. سرجمع آب مصرفی در بخش تجاری، صنعتی، خانگی، فضای سبز و مصارف شخصی 6 میلیارد و 424 میلیون متر مکعب است (خبرگزاری تسنیم 18 آبان 97) که در یک مقایسه می توان گفت:

میزان آب مصرفی در موارد فوق یک به 659 است. پس؛ در همین میزان بارندگی ما برای مصارف شخصی هیچ! بحرانی نداریم و با مقدار باقیمانده آب می بایست در زمینه کالاهای استراتژیک و انحصاری نظیر زعفران، خرما و یا برخی داروهای گیاهی سرمایه گذاری می کردیم و محصولات آب¬بر را با نصف قیمت تمام شده وارد می کردیم!

به دلایل زیر معلوم می شود در زمینه منابع آب، استراتژی غلط وجود داشته است که جا دارد سازمان بازرسی یک دادگاه خاص و متشکل از چندین کارشناس زبده را مامور پیگیری نماید. نه از باب اینکه به دنبال مقصر بگردند، هر چند اگر به مقصر هم رسیدند باید مجازات متناسب با او، اِعمال بشود اما بیشتر باید متوجه مسیر اشتباه گذشته شد و در یک سال مسیر عقلانی و علمی جدید جایگزین آن بشود.

2. نشست زمین

فرو نشست زمین در ایران 140 برابر حد بحران است. 150 کشور در گیر نشست هستند. حد بحران نشست زمین 4میلی متر در سال است که این رقم در ایران تا 54 سانتی متر هم رسیده است (دشت فسا و جهرم). – خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران.

9 اردی بهشت 1397- اگر چه زمین شناسان برای فرو نشست زمین دلایلی را بر می شمارند که از جمله آن می توان به زمین لرزه، معدن کاری، برداشت سیالات زیر زمینی و... اشاره کرد اما یکی از عمده ادله مستمر آن، برداشت آب های زیر زمینی بطور غیر علمی و ناشیانه است که هر کس با یک رانت که دارد اقدام به حفر چاه می کند و...

3. میزان تبخیر آب

متوسط تبخیر آب در سطح جهان 60 درصد از بارندگی هاست که یا تبخیر می شود و یا جذب زمین می شود.اما در ایران بیش از 70 درصد است. یعنی از میزان بارندگی 4.22 هزار میلیارد متر مکعب فقط به 1.40 هزار میلیارد دسترسی داریم.تقریا هزار و چهارصد میلیارد متر مکعب آب در اختیار داریم که در مقایسه می توان گفت کل سدهای خوزستان چیزی حدود 20 میلیارد متر مکعب آب دارد.
پس؛
می بایست استراتژی مصرف بهینه آب از ابتدا می رفت روی کاشت محصولات خاص و استراتژیک کم مصرف و با ارزش بالای جهانی. که در بخش بعدی توضیح خواهم داد.

آیا با وجود واقع شدن در مناطق خشک، نشست فاحش زمین و تبخیر بیش از استاندارد جهانی ، هنوز مسولان عالی رتبه نمی فهمند که در شهرهایی که مشکل آب شرب دارند نباید از تاسیس پتروشیمی یا پالایشگاه حرف بزنند؟ آیا از 30 سال قبل قابل رصد نبود؟ آیا کارشناسان نمی توانند وضعیت اقلیمی را تا 50 سال آینده پیش بینی کنند؟ آیا نمی دانند بسیاری از مناطق ایران تا 20 سال آینده قابل سکونت نخواهد بود و...

این مطلب یکی از دو چیز را می رساند:

یا از روی جهل حرف می زنند که باید گفت فاتحه مملکت با این مدیران جاهل خوانده شده است و یا با علم و آگاهی است که خیانتی بزرگ به نسل ها خواهد بود...

4. کشاورزی های پر آب

در حوزه منابع آب و آبخیزداری نیازمند یک اطلس (نرم افزار جامع و آنلاین) هستیم. که در آن همه قواعد و محدودیت های آب و کشاورزی وجود داشته باشد و کشاورز با مراجعه به آن و آموزش هایی که می بیند متوجه شود که باید چه چیزی بکارد و چه مقدار؟

ممکن است گفته شود کشاورزان نوعا آدم های بی سواد یا کم سوادی هستند که توان ثبت نام و پیگیری کارهای خود را در اپلیکیشن ندارند...

جواب داده می شود که کشاورزی را به سه گروه تقسیم می کنیم:

حرفه ای، نیمه حرفه ای، تفننی و خصوصی. و برای هر کدام شرایط و مزایای مختلف در نظر می گیریم  که در دو گروه اول شخص کشاورز نمی تواند آدم بی سوادی باشد، حتما یا خودش مهندس کشاورزی است و یا کارشناسان و مهندسانی دارد. در گروه سوم شخص می تواند با داشتن مهندس مشاور بصورت تمام وقت یا پاره وقت و یا حتی برای یک مورد که برای او در سایت ثبت نام کند و کارهای اولیه را انجام دهد استفاده کند و حق الزحمه مختصری هم بدهد... در نتیجه همگان می توانند بخوبی استفاده کنند.

کشت های آب¬بر انواع سبزیجات، صیفی جات، جالیزی، هندوانه، برنج و... در بخش کشاورزی آب بسیاری را می طلبد که خیلی وقت ها وارد کردن آنها به صرفه تر و شاید نصف قیمت تولید آنها باشد.

سبزی را نمی توان وارد کرد زیرا باید تازه باشد، اگر چه هواپیماهای مجهزی وجود دارند که می توانند زیر 24 ساعت سبزی، گوشت گرم و لبنیات را حمل کنند. پس، یک مقدار از سبزی را اجازه کشت می دهیم و مابقی را وارد می کنیم. در عین حال سیستم آب یاری از جوی آب باید به قطره¬ای و پاشش بدل شود تا حداکثر استفاده بهینه از آب بعمل آید.

در بخش صنایع انواع شرکت های پتروشیمی، پالایشگاه، فولاد، صنایع غذایی، تولیدات فلز و ذوب آهن و... آب بسیاری را مصرف می کند.

در دنیا اینگونه صنایع در شهرهای بندری و در کنار دریا زده می شود اما در ایران، فهیم ترین! مدیران بدنبال بردن این صنایع در دل کویر یا شهرهایی هستند که همین الان مشکل آب شرب دارند.

آیا این نگاه مدیران از روی جهل است یا انگیزه های دیگر دارند؟
یک سوم زمین ها در ایران قابلیت کشاورزی دارند که از این مقدار تنها 12 درصد زیر کشت می رود! یعنی از همین ظرفیت کشاورزی هم استفاده نمی شود.
گاهی آن قدر هندوانه و پیاز کاشته می شود که فروش آن برای کشاورز به صرفه نیست و آنها را رها می کند تا مورد استفاده احشام واقع شود و یا هزینه ای می کند تا آنها را بار بزند و معدوم کند. و هیچگونه حمایتی هم از کشاورز بعمل نمی آید.

در صورتی که در اپلیکیشن مورد نظر هر کشاورز می داند که چه بکارد و چقدر؟!

17.6 نیروی کار در ایران به کشاورزی مشغول هستند که با یک برنامه ریزی می توان این ظرفیت را تا 40 درصد هم رساند. مردم جویای کار هستند و در هر کاری که ببینند سود بیشتری دارد وارد آن کار می شوند. و اگر یک پزشک عمومی ببیند ماهی 20 میلیون درآمد دارد ولی اگر وارد کشاوزی مدرن و مکانیزه شود می تواند 100 میلیون درآمد کسب کند، بسیاری از آنان به سمت کشاورزی خواهند رفت. تا چه رسد به سایر افراد جامعه.

اینجانب در این یادداشت کوتاه فقط طرح موضوع کردم و اگر بخواهم تمام جزئیات آن را بنوسم بطور قطع به یک کتاب 300 صفحه ای نیاز خواهد بود و پردازش علمی و دقیق را از زوایای مختلف، به اهل فن وا می گذارم.