چند نکته در باب رسم غلط تیراندازی در مراسمات؛
قلعه ی گذشت و فداکاری !
شوشان - علی عبدالخانی:

پس از انتشار یاداشت " تاملی بر پدیده تیراندازی در مراسم " در تاریخ یکم دیماه، مطلع شدم که چند ماه قبل در بزرگترین روستای کشور یعنی قلعه کنعان، جوانی بصورت عمدی و به شیوه ای بسیار نامتعارف!! به قتل رسیده است. آنچه سبب نوشتن این یاداشت شده در حقیقت تعامل متفاوت خانواده و خاندان مقتول با کُلیّت این ماجراست.

فرهنگ سازی برای تعدیل یک رسم یا رفتار اجتماعی ویرانگر، وظیفه ی همه بویژه قلم بدستان متعهد است.

در شرحِ این ماجرا نکات زیر حایز اهمیت بود.

اول: خانواده ی مقتول و قاتل هر دو در آن روستا زندگی می کنند.
ثانیاً: جمعیتِ طایفه ی فردِ مقتول در روستا بسیار بیشتر از منسوبان به خاندانِ قاتل است.
ثالثاً: شیوه ی قتل و تعاملِ قاتل با جسم مقتول غیرمتعارف بود.

این موارد بخودی خود بر حساسیت موضوع افزوده و باب انتقام جویی را بشدت گشوده و نوید فتنه ای بزرگ را می داد!.

همزمان با اطلاع از به قتل رسیدن آن جوان، جوِ حاکم بر روستا به بالاترین درجه از تشنج و مالامال از احساسات شده و هر لحظه می توانست پیام آور حوادثی خطرناک و پیش بینی نشده باشد‌. در چنین حال و اوضاعی، اما بودند کسانی که بیمِ وقوع حوادث و تبعات بعدی، آرامش را از وجودشان سلب کرده بود.

سئوال این است که در آن شرایط پرالتهاب چگونه می توان یگران را دعوت به آرامش و خویشتنداری کرد؟. 

همه در حسنیه خاندان مقتول جمع شده بودند و همه چیز گویای آتشی پرزبانه و ویرانگر اما در زیر خاکستر بود. آتشی که اگر شروع می شد امکانِ خاموش کردن آن کار ساده ای نخواهد بود.

در میان هِم همه های بسیار و نگاه های انتاقمجو، شخصی از طایفه ی مقتول که به روشنفکری و مدنیّت  معروف بود با ذکرِ آیه ای از قران، زمام سخن را بصورتی هنرمندانه بدست گرفت و قبل از آغاز، قتلِ وحشیانه و ناجوانمردانه ی آن جوان را بشدت محکوم کرد.

بتدریج مشخص شد که آن سخنور در طرح ایده هایش تنها نبود و تعدادی از جوانان  مسالمت جو و مردانِ عقل گرای طایفه او را پشتیبانی می کنند.

محورهای اصلی آنچه ایشان خطاب به جمع مطرح کرد شامل موارد زیر بود:

۱- به حکم قانون و شرع و طبق رویه ی موجود در دنیا، قاتل و چنانچه شریک یا شریکانی داشته باشد، بعنوان فاعل یا فاعلان آن جرم باید مجازات شوند و به سزای اعمال خود برسند اما دور از انسانیت و حمّیّت و متضاد با انسانیت است اگر اشخاصی که صرفاً به آن خاندان منسوب هستند و هیچ رابطه ی مجرمانه با قاتل ندارند، دچار مشکل شوند. در این شرایط حساس نباید فراموش کنیم که ما و آنها سالیانِ سال بشکل مسالمت آمیز در کنار هم زندگی می کردیم و مشکلی با هم نداشتیم لذا چرا چنین انسانهایی باید چوبِ کاری را بخورند که در آن دخالتی نداشته اند؟.

۲- اما دیگر ساکنان قلعه نیز گناهی مرتکب نشده اند. چرا باید پیران، کودکان، بیماران و زنان ساکن در این روستا بواسطه فعلِ مجرمانه ی یک مجرم دچار رُعب و وحشت و ناراحتی شوند. این کار بدور از قاعده حُسن همجواری و مفهوم مکارم اخلاق است و باید از آن اجتناب کرد.

۳- سلاح و سلاح کشی پدیده ای متضاد با عرف و شرع و از عوامل اصلی ایجاد زمینه های درگیری و تا زمانی که گفتگو و عقلانیت وجود داشته باشد و با ابزار مدنی بشود احقاق حق کرد چرا باید به سمت این ابزارِ نامیمون رفت؟ تقاضای ما و همه ی اصلاحگران اجتماعی استان بویژه ساکنان مختلف این روستا اجتنابِ کامل از سلاح و رجوع به عقلانیت عقلای قوم است.

۴- خطاب به جوانان و تحصیلکرده های طایفه و همه ی صاحب ضمیران باید گفت: وقتی حوادثِ مشابه در دیگر قبایل و طوایف اتفاق می افتاد، معمولا سلاح و سلاح کشی و تر و خشک سوزانی را محکوم می کردیم و آنها را به برادری و اخوت دعوت می نمودیم، حال توپِ تطبیق عملی آنچه ادعا می کردیم و به آن ایمان داریم، دقیقاً در زمین ماست و آیا می توانیم با اتخاذ روشی مدنی و عقل گرایانه، الگویی برای دیگران در این زمینه باشیم؟.

منطق و شیوه استدلال آن مردِ خردگرا بلاخره اثر خود را بر جای گذاشت و نسبت به آنچه گفته بود اقناعی پایدار متولد شد.

آری، با وجود پدید آمدنِ همه ی زمینه های درگیری و انتقامجویی در آن شب، اما ایده های مدنی و مسالمت جویانه توانست جای خشونت و خونریزی را بگیرد  و بدون شلیک حتی یک تیر یا تعرض به اموال حتی یک نفر، همه چیز بعنوان یک مطالبه قانونی پیگیری شود.

نگارنده این یاداشت از دوست عزیز و هنرمندم " ابوسمیر ناصری " و همه کسانی که ایشان را در مدیریت آن بحران بزرگ یاری و همراهی کردند، صمیمانه تشکر می کنم. بدون شک عملِ آنها بسان یک ستاره ی روشن در آسمانِ عقلانیت و مدنیت منطقه خواهد درخشید.

آرزوی پایانی نگارنده چیزی جز الگو قرار دادن ابتکار عمل مردان خوش فکرِ خاندان ناصری از سوی دیگران، نیست.