به مناسبت رخداد فجیع قتل دختراهوازی :
من ناموس کسی نیستم

شوشان - سهیلا باوری:

یک جنایت و قتل ناموسی دیگر اینبار دراهواز چرخاندن سربریده ،خبری که در چند دقیقه دنیا را تکان داد.

صحنه هایی هولناک از یک جنایت وحشتناک که مردم شهر را در بهت و حیرت فرو برد. این همه خشونت ریشه در کدام باور و سنت ارتجاعی دارد؟ صفحه های فضای مجازی پر شد از فیلم سر بریده دخترجوانی که در دست مردی جوان در خیابان می چرخید خون چکه می کرد جنایت تازه بود:

گفته می شود،یک مرد جوان در اهواز ظهر شنبه سربریده همسر ۱۷ ساله‌اش را در مقابل چشم مردم در میدان کسایی اهواز چرخاند و پس از چند دقیقه قدم زدن فرار کرد.قاتل و برادرش که همدست او در این قتل بوده، توسط پلیس بازداشت شده‌اند.

تحقیقات میدانی نشان داد، دختر جوان پس از فرار به ترکیه از سوی همسرش به ایران بازگردانده شده و به دست همسر و برادر شوهرش به قتل رسیده است.

بررسی ها مشخص کرد، برادر قاتل پاهای مقتول را گرفته و مرد جوان سر همسرش را در خانه باقمه بریده است که عاملان جنایت پس از گرداندن سر مقتول در خیابان به مکان نامعلومی متواری شده اند. ‌

در بین همه ي جرم ها و انواع خشونت، قتل نفس یا آدمکشی خطرناكترین و خوفناكترین نوع خشونت در جوامع است در این بین، قتلهاي ناموسی نیز پدیده اي است که توسط اعضای درجه یک خانواده، فامیل، جامعه و یا به حکم ریش سفیدان و بزرگان ایل و طایفه صورت می گیرد چون اعتبار و وجهه اعضای خانواده را تهدید کرده و آبروی خانواده را برده، تنها راه زدودن این داغ ننگ اجتماعی قتل ناموس است؛ او را می‌کشند چون «غیرت» دارند، چون آن‌ها حق دارند جان خواهر، مادر یا همسرشان را برای حفظ آبروی خانوادگی بگیرند.

این نوع قتل ها، که به قتل به خاطر شرف نیز معروف است، در مواردي نظیر؛ برقراري روابط عاشقانه ي غیر متعارف، خیانت به همسر، زنا، فرار از خانه و … که رفتارهاي ضد ناموسی، بی عفتی، بدنامی و فضاحت تلقی میشوند رخ میدهند تا به زعم خود لکه ي ننگ و رسوایی، از دامان خانواده و فامیل، پاك شود(پروین بختیاری‌نژاد – کتاب «فاجعه خاموش»)

در کل کشور، آمار دقیقی از میزان وقوع قتل های ناموسی در دست نیست، چرا که بسیاري از این قتل ها، گزارش نمیشوند یا به عنوان مفقودي، خودکشی و فوت هاي مشکوك اعلام میشوند بر اساس برخی بررسی‌ها، در ایران شایع‌ترین قتل‌ها به مسائل جنسی و ناموسی مربوط است.

حدود ۲۰ درصد از کل قتل‌ها و ۵۰ درصد از قتل‌های خانوادگی، که در استان‌هایی با بافت فرهنگی قبیله ای و عشیره‌ای مانند خوزستان، کردستان، ایلام و سیستان‌ و ‌بلوچستان بالاتر از دیگر نقاط کشور است به عنوان مثال بر اساس گزارش پلیس ایران، فقط در سال ۱۳۸۸ و در شهر اهواز، ۱۵ زن قربانی قتل ناموسی شدند که معادل ۲۴.۵ درصد از کل قتل‌های سال ۸۸ شهر اهواز است که البته این آمار نسبت به سال ۸۴ که میزان قتل‌های ناموسی در اهواز ۳۵ درصد بوده، کاهش داشته است.

(مقاله تبیین جامعهشناختی پدیده قتلهای ناموسی (به خاطر شرف) در استان خوزستان در طی سالهای 1390 الی 1394)

تقریبا روزانه فضای مجازی پر می شود از عکس‌های دختران نوجوان و زنان جوانی که گفته می‌شود به دلیل مسائل ناموسی توسط پدر، برادر، همسر، برادر همسر، عمو، دایی و… به قتل رسیده است و تا چند روزی موج‌های بیداری بر مردسالاری و ناموس پرستی می‌کوبند اما کمی بعد فروکش می‌کنند و همه چیز به فراموشی سپرده می شود، اما همه می دانیم که این قتل‌های ناموسی مربوط به امروز و دیروز نیست، سال‌هاست که زنان و دختران ما زیر پوشش عنوان ناموس به قتل می‌رسند و بعد از مدتی فراموش می شود که یک انسان، انسان دیگری را به قتل رسانده است و موضوع ناموس و ناموس پرستی، دلیل مناسبی برای این قبیل قتل‌ها می شود.

در طول این سال‌ها شاهد توجیه قتل‌های ناموسی بوده‌‌ایم بطوری که این قتل‌ها همواره از سوی بخشی از جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و در این قتل‌ها از آنجا که قاتل جزو اولیای دم محسوب می‌شود با شکایت نکردن و عدم دادخواهی، امکان اشد مجازات قاتل منتفی می‌شود این یعنی قانون محکمی در خصوص اشد مجازات قاتلان این قتل ها وجود ندارد.

در فرهنگ لغت های فارسی کلمه «ناموس» آبرو، نیک نامی، قانون و شریعت الهی، عصمت و شرف معنی شده است.

واژه ناموس از واژه هایی است که صدها معنی برای آن گفته شده است و ریشه ی آن همچنان نامعلوم است. 

برخی گفته اند این واژه از یونانی (Nomos) وارد شده است. در جامعه به خواهر و مادر و همسر(زن) ناموس می گویند، واژه ناموس را برای وطن هم به کار برده اند، ناموس در ادبیات با معانی دیگری مانند راز، تدبیر، خودپسندی، نیک نامی، عصمت، بانگ و صدا، شهرت، خداوند منزل، زوجه و زن های متعلق به یک مرد، مثل مادر و خواهر و دختر و جز آنها هم به کار رفته است که اکثریت این معانی با مفهوم «مردسالاری» پیوند معنایی و اجتماعی دارد.

ما همیشه جملاتی از این دست را به بهانه ناموس پرستی می شنویم:

تو خونه ما پسرسالاریه و برادرم خیلی کنترلمون می‌کنه بدون اجازه اون نمی تونیم از خونه بریم بیرون

من همیشه پدرم باید درباره کوتاهی و بلندی لباسم نظر میده

مامانم میگه حرف داداشت گوش کن که شر نشه

روی حرف داداشت حرف نزن

داداشم اجازه نمیده موهامو رنگ کنم و…

بنابراین آنچه از مفهوم ناموس در اذهان مردان ایرانی نهادینه شده، این است که زن در تملک آنان است می توانند با سلب آزادی جنسی از زنان و دختران، دایره حرکتی زنان در اجتماع را تحت کنترل خود قرار دهند و هرگاه زنان از این دایره خارج شوند خون آنان مباح می شود و مردان این مجوز را به خود می دهند که دست به قتل ناموس خود بزنند.

برای تغییر دیدگاه های مردسالارانه و ناموس پرستی جامعه نیازمند آموزش از طریق رادیو و تلویزیون، رسانه و فضای مجازی است اما متاسفانه شاهد هستیم که مفهوم ناموس مدام از طریق رسانه‌ها و حتی در آثار نویسندگان و کارگردانان در گوش ما تکرار می‌شود، همه به بهانه انعکاس واقعیت جامعه مدام زن را ناموس مرد و مرد را کسی که برای حفظ ناموسش از کشتن هم بیمی ندارد تصویر می‌کنند( فیلم های سینمایی عروس آتش، خانه پدری و…) تصویری که به تقویت مردسالاری کمک می کند بدون اینکه آن را زیر سوال ببرد، دیالوگ هایی که در آن زنان ضعیفه، منزل و… خطاب می شود و ناموس پرستی را در زوایای پنهان افکار پسران ما از دوران نوجوانی نهادینه می کنند و روزانه با القای ارزش‌های مردسالارانه و ناموس پرستانه زندگی می کنند و رگ غیرتشان برای خواهر، مادر و همسرشان می جنبد و هر حقی را از آنان سلب می کنند، در حالی که دختران سرزمینم روزانه فریاد می زنند:

من ناموس کسی نیستم

نمی خوام کسی جای من تصمیم بگیرد

نمی خوام جز اموال کسی باشم

می خواهم خودم برای زندگی ام تصمیم بگیرم

من ضعیفه نیستم

برای حذف کلمه ناموس به معنای امروزی از دایره لغات و از بین بردن مردسالاری باید از درون خانواده ها شروع کنیم مثلا دختر خانواده را بلند نکنند که برو برای برادرت آب بیاور در حالی که او خودش می‌تواند چنین کاری انجام دهد، نگوید حرف برادرت را گوش کن در حالی که خودش می تواند استقلال و اختیار داشته باشد، نباید تفاوتی بین دختر و پسر قائل شویم، به پسرانمان یاد بدهیم دستانی که به خون همسر، مادر، خواهر آغشته می شود غیرتی نیست، خواهرش، همسرش و مادرش ناموس او نیست.

در کتاب های درسی دبستان داستان هایی که دختران را ضعیف و پسران را قوی نشان می دهد و به القا تبعیض جنسیتی می پردازند و حس برتری جویی را در پسران به وجود می آورند، حذف کنیم.

باید در قانون نیز تجدید نظر شود، وقتی در قانون ما زن ارث مساوی ندارد، اجازه طلاق ندارد، امکان مسافرت بدون اجازه پدر ندارد مردسالاری را تشدید می کند و مرد خود را اختیاردار زن می داند و به خود این اجازه را می دهند که دخترشان را می‌کشند، زن را می‌زنند.

اجازه دهیم دختران ما زندگی خود را بسازند به دور از مردسالاری و ناموس پرستی، زندگی که در آن هیچ زنی با یک سوءظن ساده راهی قبرستان نشود و هیچ دختری با وحشت از داس و چاقو سر بر بالین نگذارد.