در کتابها نوشته اند : هوا خوب است
شوشان - عبدالرحیم سوار نژاد :
کتاب های تاریخی را وقتی ورق می زنیم و شرایط آب و هوای گذشته را مطالعه می کنیم می پنداریم مورخان افسانه سرایی کرده اند و دچار توهم بودند زیرا  از آنچه در مورد آب و هوا به نگارش در آورده اند با شرایط کنونی سازگار نیست انگار دنیا از نو ساخته شده است ! ساکنان امروز شهرها  قصه های گذشته را با مروری محققانه پیگیری می کنند و در برآیند تحقیق با دستیابی به قطعیت موضوع ، بر عاملان این اوضاع ناگوار زبان به نفرین می گشایند و  البته سطور کتاب تاریخی دست مدیران در بی تدبیری برای مردم را رو می کنند و بی لیاقتی آنها را آشکار می سازند!.
بارون دوید در سفرنامه اش مربوط به سال ۱۸۴۵ میلادی هوای خوزستان را چنین توصیف می کند : برای نشان دادن ملایمت هوا همین بس که بگویم در ماه ژانویه مرغزارهای حومه شهر ، این جا و آن جا آراسته با نرگس، از دور هم چون شمد سفیدی به محیط چند مایل  از عطر دلاویز خود آکنده ساخته بود
 کتاب تذکره شوشتر تالیف سید عبدالله الحسینی الشوشتری در مورد آب و هوای شوشتر قدیم  می نویسد : «هوای شوشتر بسیار سازگار و با اکثر امزجه موافق است و مردم غریب در هر موسم که وارد آنجا شوند کمتر بیمار می شوند همینکه مرض مفارقت نمود . هوای بهار آنجا بغایت معتدل است و وفور گل و لاله و ریاحین خدا آفرین در صحراهای آن بحدی است که وصف نتوان نمود و شعرای سلف بهار شوشتر را ضرب المثل و تشبیه بهار سایر بلاد به آن نموده اند و نشاطی در طبایع خاص و عام آنجا درآن فصل می شود که اکثر اوقات را به سیر و تفنن و باغ روی می گذرانند و به فعل طبیعت ظرافتها و حرکات طفلانه چند از ایشان بظهور میرسد که در سایر اوقات از آن قسم شوخیها کمال تحاشی و استنکاف می نمایند .» میر عبداللطیف شوشتری در تحفه العالم نیزگفته است که :« آب و هوای شوشتر در حفظ صحت و زوال مرض بهتر از تمامی جهان خواهد بود و الحق آن سرزمین را در تکمیل نفوس و ابدان اثری تمام است و کسی تا مشاهده نکند تصدیق این مقدمات بر او دشوار است هوایی به آن لطافت و نزاکت و اعتدال و آبی به آن گوارایی در کمتر بلدی از بلاد ایران توان یافت » شاید نوشته ها هم مانند ساعت که جلو کشیده می شود و وقت ، قدیم و جدید دارد و اوقات باهم تفاوت فاحش دارند، آب و هوا نیز چنین باشد ! 

چند روزی است که ریزگردها ناجوانمردانه به خوزستان حمله ور شده اند و امان از همه اهالی بریده اند و چنان بلایی بر سر آب و هوا آورده اند که نه زوال مرض و تکمیل نفوس بل زوال حیات و نفی نفس را ارمغان آورده اند و زلالی را از آب! نه در شوشتر بلکه در تمام  خوزستان گرفته اند و در این وانفسایی که گرد و خاک چتر خویش را بر خوزستان گسترده است تا از هوای پاک استنشاق نکنند و تفرج درطبیعت صرفا یک لغت در لغت نامه برای خوزستانی ها می شود ، کاش سید عبدالله الحسینی شوشتری و میر عبداللطیف شوشتری زنده بودند و بارون دوید دوباره می آمد  و می دیدند که گرد و غبارمانند روزهای قبل دیگر مهمان نیست که صاحبخانه شده است و ما ناخوانده ایم ! عنقریب بار وبندیل ببندیم و به غربت برویم  ! دیگر کتابها در مدارس نبایدگشوده شوند ! بچه ها در مراسم صبحگاهی سرود نمی خوانند ! گوشیهای هوشمند که در دوره کرونا عزیز شده بودند ، عزیز تر می شوند ! شاید سالها بعد نویسندگانی بنویسند که خوزستان تعطیل بود و آب و هوایش بر خلاف امزجه ناگوار ،بحدی که نتوان گفت و نوشت و در وانفسای گرد و غبار یا ریزگرد یا پدیده خارجی و یا داخلی هیچ کاری نشد جز  اینکه ماسک زدند !! و صدای سرفه ها شهرها را به تسخیر در آورده بود تا همانند سطوری که در کتابهای قدیمی نوشتند خوانده شوند،  من نیز کپسول اکسیژن رفیق راهم شده است  با نگاه پر از حسرتی که بر سطور کتاب های تاریخی می اندازم که هیچ شباهتی با روزگار ما ندارند .