دوم خرداد و ورود ریزگرد در آستانه ی آزاد سازی خرمشهر
شوشان - مهدی زاهد نژاد :
امروز دوم خرداد بار دیگر شاهد ورود بی سابقه ی گرد و غبار بسیار شدید به استان خوزستتان و شهرستان رامهرمز بودیم. نمی دانیم چند بار باید به مسولین در این باره هشدار بدهیم. چرا کسی صدای ما را به گوش مسولین ارشد کشوری نمی رساند. نه تنها تاکنون اقدامی عاجل در این باره انجام نگرفته است بلکه حتی بطور شفاف و رسمی نمی گویند علت این پدیده ی بی سابقه در استان خوزستان چیست؟
 اقای استناندار اگر شما نمی توانید این معظل را که جان شهروندان خوزستانی را تهدید می کند حل کنید پس چرا خداحافظی نمی کنید؟ ستاد بحران استان خوزستان در این ماجرا به کدام وظیفه اش عمل کرده است و بجز تعطیلی مدارس تاکنون چه راهکاری پیشنهاد داده است. آقای ریاست محترم جمهور جان ما شهروندان خوزستانی به لبمان آمده است، مگر نفرموید برای استان خوزستان نماینده ویژه در هیات دولت معرفی می کنم پس کو آن همه وعده و عید. چرا خوزستان هر هفته باید با این پدیده ی سمی و مضر به جان شهروندان خود مواجه باشد. حق بر سلامتی، جزئی از حقوق بنیادین شهروندان در هر جامعه سیاسی است. هر شهروندی به مثابه عضوی از جامعه صرف نظر از ملاحظات نژادی، دینی، سیاسی و فرهنگی صرفاً به واسطه وجود رابطه شهروندی، دارای حق و استحقاق لازم جهت بهره مندی از این حق می باشند. حق بر سلامت تمام خدمات پزشکی، غذای کافی، مسکن مناسب، محیط زیست پاک و ... را در بر می گیرد. عوامل متنوع و تأثیرگذار بر سلامتی موجب دشواری تعریف حق مذبور شده است و کشورها برای تأمین این امکانات ملزم به اتخاذ تصمیمات اساسی هستند که ایران نیز با تصویب قوانین و مقررات در زمینه ی سلامت در قانون اساسی این حق را به رسمیت شناخته است. در اساسنامه سازمان بهداشت جهانیWorld Health Organization، سلامتی صرفاً به معنای عدم وجود بیماری نیست. بلکه به معنی سلامتی کامل جسمی و روانی قلمداد شده است و هدف سازمان بهداشت جهانی و همه دولت‌ها را ارتقای سطح سلامتی افراد تا بالاترین حد ممکن تلقی نموده است. لازمه رسیدن به چنین سطحی از سلامت ارائه تمام خدمات پزشکی، بهداشت و سلامت همگانی ، غذای کافی، مسکن مناسب، محیط کار سالم و محیط زیست است. اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل ۲۹، حق خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی را برای همگان به رسمیت می‌شناسد. حق مراقبت از سلامت مردم در سند چشم انداز بیست ساله نیز منعکس شده است.
 این سند ضمن توصیف مشخصات جامعه سالم ایرانی، که در ادامه بیان خواهد شد، به ذکر موارد مربوط به سلامت پرداخته است. بند ۱ اصل ۴۳، تأمین نیازهای اساسی یعنی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده را یکی از ضوابطی می‌داند که اقتصاد جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس آن استوار گردد. همانطور که می‌بینید در این اصل از سلامت مردم بعنوان یکی از ارکان اقتصاد کشور نام برده شده است. مواد۳۲ تا ۳۱ قانون برنامه پنجم توسعه نیز به بحث سلامت اختصاص یافته که تهیه برنامه نظام درمانی کشور توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از نمونه‌های آن می‌باشد. حق بر سلامت (right to health) یکی از بنیادی و بدیهی‌ترین حقوق بشر است که در بند ۲ ماده ۱۲ میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶) گونه الزام آور به خود گرفت؛ نکته‌ای که قابل دریافت است ما را به این نتیجه رهنمون می‌نماید که حق بر سلامت از نسل حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که در نسل دوم حقوق بشر جای می‌گیرد. 
تعریف حق بر سلامت در اساسنامه سازمان بهداشت جهانی این چنین است: هر کس حق دارد تا به بالاترین استانداردِ سلامت فیزیکی و روانی دستیابی داشته باشد و این حق تمام خدمات پزشکی، بهداشت عمومی، غذای کافی، مسکن مناسب، محیط کار سالم و محیط زیست تمیز را در برمی گیرد. بند ۲ ماده ۱۲ میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شقوق خود دول عضو را ملزم به رعایت مفاد ذیل می‌نماید:
ب - بهبود بهداشت محیط و بهداشت صنعتی از جمیع جهات.
ج - پیشگیری و معالجه بیماری‌های مسری، بومی، حرفه‌ای و سایر بیماری‌ها، همچنین پیکار علیه این بیماری‌ها.
د - ایجاد شرایط مناسب برای تأمین خدمات و کمک‌های پزشکی برای عموم در صورت ابتلای به بیماری.

لازم به ذکر است این میثاق تنها کنوانسیون بین المللی نیست که به مقوله حق بر سلامت پرداخته بلکه می‌توان به ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸)، ماده ۵ کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض نژادی (۱۹۶۵) و چند کنوانسیون دیگر اشاره داشت که عرض شد بارز‌ترین آن میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.
پیشرفت اقتصادی و صنعتی یک کشور تنها در سایه سلامت مردم اعم از کودکان، نوجوانان، جوانان و سالمندان میسر می‌شود. مردم باید بتوانند با سیاست‌گذاری‌های درست عمری طولانی و بدنی سالم داشته باشند. تا نسل به نسل هم خودشان در رفاه زندگی کنند و هم در ساخت کشوری قدرتمند و مترقی با اقتصادی مستحکم سهیم باشند. با تمام این اصول مسلم که در قانون اساسی آمده است شهروندان خوزستانی نمی دانند چرا سازمان محیط  زیست کشور ، هیات وزیران، استاندار خوزستان و سایر مسولین ارشد مملکتی فکری بحال پدیده ریزگرد خوزستان نمی کنند.
 آیا شایسته است در سال روز آزاد سازی خرمشهر عزیر فضای استان خوزستان اجازه نفس کشیدن به شهروندان خود را ندهد. آیا شایسته است با هزینه های درمان سر سام آور شهروندان خوزستانی به دلیل این ریزگردهای کشنده راهی بیمارستان ها شوند؟ پس حق بر سلامت وبهداشت که وظیفه دولت است، در این میان چیست؟ بعنوان یک شهروند خوزستانی نمی دانم از رهبر باید تقاضای صدور حکم حکومتی کنیم تا این مشکل شاید حل شود ، زیرا تاکنون هیچ اقدام موثری از سوی دولت نشده است و گویا باید دست به دامان رهبری انقلاب شد و مشکل را بر معظم له عرضه بداریم تا بعنوان زعیم کشور اسلامی مشکل خوزستان و ریزگرد را حل کنند. باور کنید جانمان به لب رسید.