یک پیام تبریک متفاوت
شوشان - زمان بابادی شوراب :

داستان :
گدایان یک شهر بدلیل فقر مردم آن شهر، مجبور شدند به پایتخت آن کشور مهاجرت کنند، زمان رسیدن گدایان به پایتخت، با فوت و انتخاب پادشاه آن کشور مصادف شد.

در آن کشور برای انتخاب پادشاه جدید، رسم بر این بود که پرنده ای را رها می کردند و بر شانه هرکسی می نشست او پادشاه آن کشور می شد.

پرنده که لاشخوری زیبا به اسم همای سعادت بود را رها کردند، اتفاقا بر شانه یکی از گدایان مهاجر که گوشت گندیده ایی  برای قوت زمان تنگ خود در جیب داشت، نشست، در این مرحله مردم شهر نپذیرفتند که گدای تازه وارد، پاشاه شان شود، تصمیم به تکرار دوباره گرفتند، باز هم همای سعادت براساس خصلت ذاتی خود به سمت بوی گوشت گندیده رفت و باز گدا پاشاه شد، بار سوم را مبارک قرار دادند و باز هم همای سعادت براساس خصوصیات ذاتی خود، بر شانه گدا نشست، بالاخره او را پادشاه آن بلاد کردند،
و گدایان به او این انتخاب شایسته را تبریک گفتند 
 انتخاب آدم های بی خصلت نیز، اتفاقی و شانسی نیست و جوهر و مایه برای انتخاب شان لازم است.

حقیقت :
آقای گرامی سلام
در جراید و مطبوعات مطلع شدم، شما هم در اداره پست و مسئولیتی گرفته اید، ضمن اینکه در طول آشنایی با شما به نالایق بودن جنابعالی برای تصدی این سمت اطلاع کافی و کاملی دارم و شاخص های تحصیلی، تجربی و علمی شما کمتر ارتباطی با مسئولیت محوله دارد و با توجه به عدم سنخیت و ناتوانی مشهود مدیریت شما برای این سمت، امیدوارم در توسعه ی بی عدالتی و ظلم به جامعه گام های موثری بردارید، ضمن توسعه فضای رشوه و اختلاس، زمینه بهتر و بیشتر این اعمال شایسته و توسعه و گسترش و ریشه دار کردن آنها در جامعه اقدامات عملی تاثیرگذاری داشته باشید و در کمک به دزدی، اختلاس، وطن فروشی، توسعه فقر در جامعه و غارت کشور کوتاهی نکرده و گام های هدفمند و کوبنده تری بردارید تا جامعه به ابتذال بیشتری رسیده و فریاد مظلومان شاید زمینه ساز ظهور امام زمان(عج)گردد.
نکته اخر؛ 
اگر دیدی فردی برای سمتی انتخاب شد زیاد متعجب نشویم حتما در وجودش مایه برای انتخاب او وجود دارد
۱۷/ خرداد/۱۴٠۱