حته و ادامه داستانش
شوشان - حميد لويمي :
انگار داستان حته كه در سال ١٣٤٨ توسط دو نفرازهمراهانش كشته شد تمامي ندارد!
با شروع مقابله حته و برادرانش درمقابل ظلم برخي ملاكان و ضابطان پاسگاه و……………
كه با حمله وي به گله ها و احشام همان ملاكان وبعضاحمله به پاسگاه ها و نيروهاي آن روز ژاندارمري ادامه يافت
داستان حته در كنار فراري بودن عشق هم دارد
عشقي كه در ادامه داستان به ازدواج منجرميشودوتاعراق ادامه مي يابد
برخي شباهت كارهاي حته به انقلابيون ازجمله عدم حمله به خانواده وافرادفقير يا ضعيف جامعه ،عدم هرگونه تجاوزوتعدي حتي به يك زن طي سال هاي مقابله با اركان حاكميت طاغوت وعدم وجوداينگونه انحرافات جنسي همچنين هيچگونه ظلم وستم درحق عامه مردم،درحاليكه فراوان بودندبرخي اندك شيوخ وخوانيني بودندكه همه هنرشان تجاوزوتعدي به ناموس مردم وظلم به اقشارضعيف بود
ياغارت اموال عمومي مردم
همچنين وجودداستانهايي ازايمان وبرخي اعتقادات خاص مذهبي پدروخانواده حته به احكام شرعي….
كمااينكه بارهاازقول متولي حرم حضرت دانيال عليه السلام درشوش نقل شده كه حته وپدروبرادرانش بارهابه زيارت حضرت دانيال مشرف شده
ياگفته شده كه دريكي ازغارت اموال يكي ازملاكان درادامه راه حته متوجه پارچه سبزرنگ درگردن گوسفندان ميشود
وبه همراهانش ميگويداين پارچه هاي سبزبرگردن گوسفندان نشان ميدهدكه اين اموال متعلق به سيدي ازاولادپيامبر(ص)است
وعلارغم اعتراض همراهان آن گله رابه صاحبش برميگرداند!
داستان حته ارزشهايي مثل حمايت ازهمديگر آنجاكه حته دروقت فراراززندان به خانه غريبه اي درآخراسفالت پناه ميبردووي حته رابه منزل يكي ازبستگانش درلشكرآبادميرساند
يادرادامه داستان گفته شد
 حته چندبارپيشنهادتسليم به واسطه سادات وبزرگواراني مانندمرحوم حاج سيدكرم تفاخ ياسيدبزرگوارآيت الله نبوي رامطرح ميكند
امادرادامه باتوجه به صداقت واعتمادي كه اين دوبزرگواردرميان درميان مردم داشته اند
هردو نفرازورودبه اين امراستنكاف مينمايند
وبااعتقادبه اينكه ممكن است حكومت پهلوي ازآنان شاكي شود
بازهم حاضرنميشوندبه دروغ واردبازي پاسگاه شوند
درطول تاريخ اين سرزمين علماوسادات هميشه طرف مردم راگرفته اندودربزنگاههاي تاريخي به رسالت خودعمل نموده اند
يادرادامه داستان وجوانمردي ازشيوخ چنانه كه نامي وي نوشته نشدكه اين شيخ بزرگوارمرحوم شيخ نوروزفرزندمحمدشقاتي بود كه حاضربه خيانت به حته نشدتاجوانمردي زنده بماند!
طي همه اين سالهاهرگاه كسي درمقابل ظلم ايستادازلقب حته برايش استفاده شد
طي اين سالهاهركس شجاعتي يابي باكي ازخودنشان داد
ازنام حته برايش استفاده شد
ياهركس ياغيگري كرد
اوراحته ناميدند!
داستان حته نشان دادكه اين داستان هنوزهم ادامه داردتا شجاعت هست
تاانصاف هست
تاقول قيمت داشته باشد
تاظلم هم باشد
داستان حته هم ميتواندادامه داشته باشد
گرچه نبايدمنكربرخي روايت هاي منفي ازداستان حته شد
چون مثل هرحادثه تاريخي هركس ميتواندبرداشت وقضاوت متناسب باروحيه اش راداشته باشد
وگاهي بنابرسود وزيان به قضاوت هم بنشيند
فارغ ازداستان حته ياهركس ديگري وفارغ ازنظرمثبت يامنفي حق طلبي ووزيربارظلم نرفتن حته كه دستوردين وآزادگي است مهم وماندنيست