پایان فتنه جریان مقتدی صدر و آغاز اتحاد سیاسی و جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران و عراق
شوشان - دکتر محمد جواد مرمضی / استاد حوزه و دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری :
بعد از اینکه در اوایل دهه نود هجری شمسی صدام حسین  در اشغالگری اش به کویت شکست خورد شیعیان عراق انقلاب گسترده ای بر علیه رژیم بعثی با رهبری حوزه  علمیه نجف اشرف بپا کردند که بنام انتفاضه شعبانیه معروف شد در اثر این انقلاب تمام استان های شيعه نشین عراق بدست مردم افتاد اما سران استکبار جهانی و از جمله شیطان بزرگ آمریکا وقتی که دیدند که معادلات سیاسی منطقه و عراق به سود شیعیان و اتباع أهل البيت (ع) در حال تمام شدن‌ است‌ از ترس اینکه  امر عراق بدست شیعیان بیفتد به صدام چراغ سبز نشان داده اند که شیعیان که اکثریت جمعیت عراق تشکیل می دهند سرکوب‌ کند صدام هم از ریختن خون شیعیان در طول تاریخ ابائی نداشته است این بار با همکاری آمریکا و اسرائیل  این انقلاب ملت عراق و از جمله شیعیان أهل البيت (ع) بشدت سرکوب کرد بحدی که حسین کامل پسر عموی صدام و دامادش با تانک و توپ به حرم حضرت امام حسین (ع) یورش برد و اقدام به تخریب آن کرد رژیم صدام وقتی که انقلاب شیعیان عراق سرکوب کرد نقشه ای براه انداخت که خلاصه اش این است که کنترل  حوزه علمیه نجف بدست بگیرد و خود مرجعیت تعیین کند و حوزه و مدارس دینی و طلبه گزينش  کند.
برای عملی کردن این نقشه خطرناک در اولین قدم مرجعیت مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی که ایرانی الاصل است تضعيف کرد چونکه بر این اعتقاد است که برای به انجام رساندن چنین نقشه ای باید سراغ یک نفر از علمای نجف که عراقی الاصل باشد برود بهترین گزینه ای که برای این موضوع انتخاب کرد مرحوم آیت‌الله سید محمد صادق صدر است ایشان از طلاب شهید محمد باقر صدر و پسر عمو و دامادش می باشد.
 لازم به یادآوری است که شهید محمد باقر صدر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اتهام حمایت از خط امام خمینی قدس سره و جمهوری اسلامی ایران بوسیله شخص صدام شهید شد. مرحوم آیت‌الله سید محمد صادق صدر با آنکه عالم و مجتهد مسلم و فردی متقی بوده است اما ساده لوح است با پيشنهاد صدام فورا موافقت کرد و رژیم بعثی شروع به تبلیغ مرجعیتش نمود و به ایشان اجازه داد که مدارس و حوزه علمیه در نجف اشرف و کربلا و کاظمین و سامرا و دیگر شهرهای شيعه نشین عراق از جمله بصره، عماره، ناصریه، حله، کوت و شهرهای دیگر تاسیس کند و همچنین در شهرهای بزرگ عراق از طرف ایشان امام جمعه و نماینده از خودش منصوب کرد و بحث خارج مفصلی برای طلبه ها در حوزه علمیه نجف اشرف شروع کرد ولی تمام این برنامه ها زیر نظر رژیم صدام بوده است و بودجه این  مدارس و حوزه‌های علمیه از طرف رژیم پرداخت می‌گردد و طلبه ها و امام جمعه ها از طرف رژیم گزينش و منصوب می شدند که بیشترشان افسران عالی‌رتبه رژیم بعثی صدام بوده اند .
بعد از مدتی حضرت آیت‌الله محمد صادق صدر متوجه این موضوع شد در حالی که کار از کار گذشته است  شروع به انتقاد از وضعی که رژیم برای ایشان و شیعیان بوجود آورده است نمود و چونکه خانواده برومند صدر در بین مردم عراق و بویژه شیعیان محبوبیت و مقبولیت زیادی داشته اند بسرعت مرجعیت ایشان گسترش پیدا کرد و تعداد  شرکت کنندگان در نماز جمعه اش در مسجد کوفه میلیونی شد.
 در خطبه‌های نماز جمعه شروع به انتقاد از رژیم بعثی و شخص صدام نمود و مردم به مقاومت کردن در برابر این رژیم دعوت کرد رژیم احساس خطر کرد و افسران اطلاعاتی اش جهت جلوگیری از حضور مردم  در نماز جمعه فرستاد و یک افسر اطلاعاتی  بنام سرهنگ زبیدی مامور شد که پیام شخص صدام به آیت‌الله صدر برساند مبنی بر اینکه از این به بعد حق ندارد که نماز جمعه در مسجد کوفه‌ بخواند.
 این افسر اطلاعاتی  وقتی که  آیت‌الله صدر با پای پیاده در حال رسیدن به مسجد جامع کوفه جهت امامت نماز جمعه نزدیک می شود جلوی ایشان گرفت و با ابلاغ پيام صدام از رفتنش به مسجد جامع جلوگیری کرد که با مواجهه شخص آیت‌الله قرار گرفت و با چوبدستی که ایشان در دست داشته است از طرف آیت الله این افسر بعثی کتک مفصلی خورد.
 آیت‌الله صدر کفن پوشان نماز جمعه آن روز بپا کرد و خطبه های بسیار مفصل در انتقاد کردن از رژیم بعثی و شخص صدام برای مردم خواند و بعد از آن همراه با دو تا از پسرانش سوار ماشین شد که رژیم بعثی صدام با فرستادن چهار نفر از مامورین اطلاعاتی اش حضرت آیت الله سید محمد صادق صدر  و دو پسرش که در ماشین  همراه ایشان بوده اند با شلیک گلوله در ملأ عام شهید کردند.
 بعد از این واقعه تشکیلات مرجعیت مرحوم آیت الله سید محمد صادق صدر بوسیله رژیم بعثی جمع آوری شد و مدارس و دفاتر امام جمعه های منصوب ایشان مسدود شدند و افرادش متفرق شدند بعد از اینکه آمریکا و اقمارش کشور عراق اشغال کرد و رژیم صدام سقوط نمود یکی از پسران شهید صدر بنام مقتدی در حالی که در زمان رژیم صدام و  بعد از شهادت پدرش زندگی مخفیانه و زیر زمینی داشته است  و درس علوم دینی در حد مقدمات خوانده  و از سیاست و علوم دینی هیچگونه تجربه یا اطلاعی نداشته  و یک فرد خام است یکدفعه قد علم کرده‌ و ادعای جانشینی از پدر مرحومش نمود و بقایای شاگردان پدرش که  در حوزه علمیه نجف نفوذ کرده بودند و بیشترشان از افسران کارکشته بعثی هستند دور ایشان جمع شدند و ادعای رهبری جریانی بنام جریان صدر نمود بیشتر مردم فقیر و در حاشیه از شیعیان و غیر شیعیان دور ایشان جمع شدند و بیشتر بقایای رژیم بعثی صدام به تبعیت و پیروی از ایشان نمودند هدایت و راهنمایی این گروه خطرناک بدست همان افسران بعثی قرار گرفت که متاسفانه از زمان پدرش در حوزه ملبس به لباس روحانیت شده اند.
  مقتدی صدر اولین کاری که انجام داد  استیلای بر اسلحه خانه های رژیم سابق و تاسیس ارتش  مسلحی بنام «جیش المهدی» بود . متاسفانه این جریان با سو استفاده کردن از اسم خانواده صدر که از محبوبیت ویژه ای در نزد مردم عراق داشته است با هدایت و مدیریت بعثی ها از بدو تاسیس اقدام به حرکت های موذیانه جهت تصرف عتبات عالیات از جمله ضریح حضرت امام علی (ع ) و حمله به بیوت مراجع عظام نجف از جمله بیت حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی نمود و در تمام مواضع ایشان بر علیه خط مرجعیت اصیل شيعه و مهمتر از آن مخالف جمهوری اسلامی ایران عمل کرد.
ایشان با هر چه ایران و ایرانی است مخالف بوده است و با شروع فتنه داعش در عراق و تشکیل بسیج نظامی عراق بر علیه داعش بنام «الحشد الشعبی» بجای اینکه در دفاع از شیعیان و مقدسات شيعه در عراق خود و اتباعش به این بسیج عمومی ملحق شوند اقدام به تشکیل یک تشکیلات نظامی موازی بنام «سرایا السلام» نمود که جز کارشکنی در کار حشد الشعبی مردم عراق کاری به نفع مردم انجام نداده است. وی چند بار به مریدانش دستور داده است که بر علیه جمهوری اسلامی ایران و حضور کارشناسان نظامی از جمله شهید سلیمانی تظاهرات کنند و چه شعارهای تهدید آمیزی بر علیه جمهوری اسلامی نداده اند و چند بار اقدام به اشغال مقر کنسولی ایران در کربلا و نجف نمودند.
 ایشان بجای اینکه از محبوبیت خانواده صدر بنفع شیعیان بنماید با رژیم وهابی عربستان سعودی مماشات کرده و از طریق سفارتخانه عربستان سعودی بر علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین دولت های نخست وزیران شیعی از جمله آقايان نوری مالکی و حيدر العبادی سنگ اندازی کرده است و بصورت علنی به عربستان سعودی رفته و از آنجا کمک های مالی بر علیه شیعیان و جمهوری اسلامی گرفته است.
 مقتدی صدر فردی منافق و دو رو است کرارا و مرارا هوادارنش بر علیه مرجعیت و جمهوری اسلامی ایران می شوراند و اگر به بن بست می رسد سوار هواپیما می شود و به ایران می آید. با آنکه در این اواخر بیش از پنج سال مقیم قم بوده است و از نعمت جمهوری اسلامی متمتع شده است اما باز هم دست از اعمال موذیانه اش  بر نداشته است .
در این چند روز اخیر با آنکه مردم عراق در حال آماده شدن برای مهمان نوازی از زوار اربعین حسینی که از تمام جهان عاشقان حضرت امام حسین (ع) و یارانش در حال مشرف شدن‌ به این کشور جهت شرکت کردن در این کنگره عظیم هستند یک فتنه بزرگی براه انداخت که اگر درایت مرجعیت نجف و بویژه «مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی سید کاظم حائری» نمی بود شاید بحدی این فتنه گسترش پیدا می کرد که تر و خشک کشور اسلامی عراق می سوزاند.
 مقتدی صدر وقتی که خودش را در محاصره مواضع علمای اعلام و مراجع عظام شد فورا عقب نشینی کرد و به هوادارنش دستور داد که در عرض یک ساعت عقب نشینی کرده و دست از مقاومت بردارند و اعلام گوشه نشینی و اعتزال همیشگی از سیاست نمود که اگر ایشان در این حرفش صادق باشد پایان این ماجرا به فال نیک مي گيريم.
 مردم عراق از این نابسامانی ها خیلی خسته شدند متاسفانه آمریکا و متحدانش و کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی و کویت و امارات تا توانسته اند در این مدت به این کشور ضریه زدند و سرمایه های ملی به یغما بردند. تمام زیر بناهای این کشور از بین  رفت مردم این کشور تا حالا  بعد از گذشت بیست سال از اشغال نظامی از نعمت آب و برق محروم هستند. بیشتر شهر های عراق فاقد امکانات اولیه اند. دولت مستقر و قانونمند ندارند و هر ماه بلکه بعضی وقت ها هر هفته وارد یک بحران می شوند. همه کشورها از جمله آمریکا و متحدانش از این کشور دست کشیدند. تنها کشوری که در میدان کمک رسانی به عراق در صحنه مانده است جمهوری اسلامی ایران است، مردم ایران و عراق  همسایه دیرین در منطقه هستند، مشترکات فراوان دینی و عرقی و نژادی با هم دارند و هر زیانی که به مردم  این کشور می‌رسد به مردم کشور ما هم می رسد چشم هر دو ملت به یکدیگر دوخته است. هر دو ملت در سختی‌ها و تحمل دشواری ها یا رسیدن به پیشرفت ها و سعادت ها مشترکند. هر ایرانی که وارد عراق می شود احساس غریبی نمی کند نمونه اش این زیارت اربعین حسینی است که مردم شریف عراق با چه عشقی از زوار بویژه زوار ایرانی پذيرايی می کنند.
 در این روزها خانه هر عراقی مبدل به  خانه هر زوار ایرانی می شود، مردم مهمان نواز عراق هر یکی از آنها از پیر و جوان زن و مرد فقیر و غنی خود را خدمتگذار مهمانان خود می دانند و در این خصوص نیاز به مقاله مفصلی است که بعضی از زوایای صحنه های این گردهمایی بزرگ برای خوانندگان گرامی توصیف کرد. در عوض مردم شریف ما مردم عراق از خود می دانند و عراق جزو پیکره جدایی ناپذیر کشور عزیز ماست و استکبار در طول تاریخ با چیدن  نقشه‌ های شیطانی متعدد از جمله جنگ تحمیلی و غیره نتوانست این وحدت که سابقه تاریخی طویل المدت دارد بین دو ملت از بین ببرد. پس وقت آن رسیده است که دولت عراق همان طور که از جمهوری اسلامی ایران در فتنه داعش درخواست کمک نظامی کرده است باید درخواست کمک های عمرانی و همچنین سیاسی و اقتصادی بکند باید هر دو کشور در تمام زمینه ها متحد شوند و موانع اتحاد از جمله مرزهای جغرافیایی از بین ببرند. الان وقت اتحاد بین دو کشور بسر رسیده است که در زیر پرچم و لوای ولایت فقیه حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای و با مدیریت معظم له متحد شوند تا نمونه ای باشند برای تشکیل کشور بزرگ اتحاد جماهیر اسلامی باشند که در این کشور بزرگ امت اسلامی با از بین بردن مرزهای جغرافیایی به یک قدرت بزرگ متحد و منسجم تبدیل شوند.