عاشوره
شوشان - مجتبی حلالی :
ماموریت کاری. روز 5 شنبه مصادف با 10 شهریورماه 1401. حرکت به سمت روستای دغاغله در شمال کلانشهر اهواز.

پس از انجام کارهایی که می بایست انجام میشد، در جمعی حدودا 10 نفره گرد هم آمدیم. رئیس شورای اسلامی روستا نیز حاضر بود. مردی شوخ طبع و خوش بیان. مشهور به حاج سعید حاج یاسر ( دغاغله) 

پیش از آنکه گرد هم آییم، برای صرف شام در مراسم چهلم بانویی مومنه و کم نظیر دعوت شده بودیم. از حاج سعید سوال کردم، او که بود؛ و چگونه به رحمت خدا رفت. هرچند جمعیتی که در مراسم چهلم حاضر شد، روضه خوانی و پذیرایی که از حاضرین شد، همه گی نشان می داد، او کیست و از چه جایگاهی میان مردم برخوردار بوده است.

عاشوره. در ایام ماه محرم بدنیا آمد. نامی که به احترام ماه محرم بر او نهاده شد. سالهاست برای زیارت رهسپار عراق و کربلای معلی و نجف اشرف، سامرا و ... می شود.

محرم امسال نیز در همان دهه اول برای زیارت به عراق مشرف می شود. به گفته همراهان و همسرش در روزهای واپسین حال و هوای دیگری داشت و دائما از احتمال آخرین دیدارها می گوید. از اینکه دیگر نمی تواند فرزندانش را ببوید و دیدار مجدد تازه کند.

تلاطم دارد، دائما برای مناجات و زیارت عجله دارد. کلیه زیارت ها را انجام می دهد و چند روز مانده به بازگشت، به نجف اشرف مشرف شده و با احوالی دگرگون به زیارت امام اول شیعیان علی (ع) می رود.

همانجاست که از حال می رود. بی هیچ گونه مریضی و سابقه ی درمانی از حال رفت. همراهان با عجله اقدام به انتقالش به بیمارستان می کنند و در مسیر دار فانی را وداع می گوید. پس از اتمام زیارت هایش از دنیا رفت. درست پس از مناجات با امام علی(ع). درست در ایام محرم که بدنیا آمده بود و در نزدیکی صحن مطهر علی ابن ابی طالب. دقیقا یکروز قبل از بازگشت به ایران.

با حاج سعید تماس می گیرند، عاشوره از دنیا رفت. اکنون برای انتقالش به ایران و سپس روستای دغاغله باید تلاش کنند. پیگیری ها صورت می گیرد. بیش از 4 شبانه روز تلاش می شود و امکان انتقال بوجود نمی آید همه راه ها گره کور می خورند و در نتیجه تصمیم گرفته می شود تا اصرارها برای انتقال به ایران خاتمه یابد و همانجا و در وادی السلام به خاک سپرده شود.

در توضیح عدم امکان انتقال به ایران، ابتداء کارهای اداری و قانونی را انجام می دهند و همه راه ها به بن بست می خورند و سپس درگیری و تنش در عراق بالا می گیرد. این در حالی است که فرزندان و وابستگان اصرار دارند تا در نزدیکی شان این بانوی مومنه به خاک سپرده شود. که در نهایت میسر نمی شود.

در وادی السلام شرایط به اینگونه است که دفاتری وجود دارد که توسط متصدی مشخص می کند فلان مرحوم در فلان منطقه دفن است. بعنوان مثال افرادی از بستگان حاج سعید وجود دارند که بیش از 80 سال است فوت شده اند، اما بواسطه این دفاتر دقیق مشخص می کند که متوفی در کدام قطعه و ردیف دفن شده است. به همین سبب باید از این طریق و در قبرستانی بزرگ به مثابه شهری پر ترافیک محل دفن تعیین گردد. 

برای عاشوره حکایت فرق دارد. او معامله ای دیگر کرده است. در کمتر از 15 متری حرم مطهر علی (ع) و بصورت رایگان محلی برایش در نظر می گیرند و مراسم نیز برگزار می شود. گویی از قبل همانجا بنامش خورده بود. بر اساس گفته حاج سعید هزینه دفن در آن محل از وادی السلام دست کم به 5-6 میلیارد می رسد.

نکته تامل برانگیز دقیقا اینجاست که ابتداء پیکر مرحومه برای بازگشت به ایران همراهی نمی کند و سپس متصدی وادی السلام به یکباره محلی نزدیک به حرم مطهر علی (ع) و بصورت رایگان در اختیار همراهان قرار می دهد. اینها بی شک نتیجه و پاداش اعمال مرحومه عاشوره بوده است.

اگرچه این رخداد کوتاه به نثر درآمد اما، تردید ندارم، حضور من در آن محل بی دلیل نبود. اینکه انجام کارها تا پاسی از شب به طول انجامید، صرفا به این دلیل بود تا علت حضورم بر آن سفره روشن شود. روشن شود تا ماجرای اثربخش مرحومه عاشوره به گوش مخاطبین برسد. و من معتقدم برای او ماجرا از آنجا شروع می شود که طبق باور عمیق و همیشگی، پابوسی امامان معصوم در عراق آرزو و اشتیاقی پایان ناپذیر است، که بی شک در زندگی، اخلاق و رفتارشان تاثیر گزارده و پاداشی بی نظیر نیز نصیبش شد.