کاشفان کیهانی اتازونی!!
شوشان - غلامرضا جعفری:

ایالات متحده امریکا بد است، ترامپ کاباره چی است، اوباما معلوم نیست رفیق باشد یا رقیب، سازمان سیا سیاه است، ارتشش خونخوار است، مردمش هم چنانکه سیمای میلی میگوید بیش از نود درصدشان محتاج یارانه ای هستند که پیران ما هنوز هم فرقش را با رایانه نمی دانند، و نمی دانند بیش از یارانه چندین نفر ایرانی در دارالفرهنگ حداد، برای هر لغتی مثل یارانه و رایانه هزینه می شود!

اتازونی یک روزگاری بدیل آمریکا بود در جغرافیای مدارس، جغرافیایی که از گفتن برخی نامها ابا داشت و چند دهه باید میگذشت تا متولیان آموزش و پرورش بفهمند حتی در خانه های خودشان کسی نمی گوید دلار اتازونی! در همان خانه ها که همزمان با ندای مرگ بر این و آنی که رییس خانواده میگفت، درست در همان زمان گروهی از آقا و خانم خانه زادگان، با نقشه ای که به جای اتازونی، با مرکب مشکی و درشت نوشته بود(( آمریکا)) در خیابانهای نیویورک به نام درس خواندن و ... با سگها و گربه ها و بانوان چپ انقلابی عکس می گرفتند احتمالا.
در عوض ما به نخلهای قد بلند وسط اتوبان نگاه می کردیم و می پرسیدیم کالیفرنیا در کجای خوزستان است که نخلهایش تا لب آسمان میرسند و دست ما کوتاه و خرما بر نخیل؟ آن هم نخلهای اتازونی.

و آمریکا بد است، هنوز هم بد است، اتازونی باشد یا نباشد، دلارهایش جهانگیری باشند یا نباشند، اگر برجام، بند پای رقاصی آمریکا بوده یا نبوده، آمریکا بد است چرا که آقای حسین شریعتمداری کیهان با همه دنیا مشکل دارد مگر کشورهایی که خودش کشف کرده! کشورهایی که در طول چند قرن یک بار؛ کاشفی، شاید رییس جمهوری به آنجا میرسد و می شود معجزه هزاره اول و هزاره دوم و هزاره سوم و ... اما باید متاسف بود که چرا قبل از کریستف کلمب،حاج حسین شریعتمداری، کاشف آمریکا نشد؟! آنوقت دیگر نه دلار آمریکا بد بود، نه آمریکا اتازونی می شد، نه ترامپ کاباره چی و نه اصلا کاباره ای می ماند و بومی های آمریکا، همان سرخپوستها از نیمتنه کاشفشان مجسمه ای می ساختند، و در شب های مهتابی آتشی روشن می کردند و حرکات موزون در اطراف مجسمه یادشان نمی رفت،  و یادشان نمی رفت که کاشفان فروتن هزاه های اول و دوم و سوم و ... از شر آمریکا راحتشان کردند و دیگر خبری از دلارهای بد نبود و می توانستند هنوز هم بوفالوهای وحشی را در دشتهای آریزونا صید کنند و از پوستشان کتابی بنویسند به نام کاشفان کیهانی!

آمریکا ولی به دست کریستف کلمب کشف شد، و سرخپوستها دربدر شدند، و بوفالوها تقریبا به حدود انقراض رسیدند و دشتهای آریزونا، دشتهای فئودالهای فرنگی،  و فرنگ خلاصه هر چه شیطانی؛ به جز قسمت سفر آقاها و آقازاده ها، و آمریکا به کلی نامرد،حتی اگر در کلمه نامرد نوعی ضدیت با جنس زن مخفی باشد، نامردی که خودش بمب اتم دارد و انگشت اشاره اش را به سمت دیگری گرفته، به سمت ما شاید، با انگشت اشاره ای که سند کاباره ترامپ را امضا می کنند و با همان انگشت بی حیا، در جهان کرده و اتم می جوید!
 
آمریکایی که چند میلیون سرخپوست را کشت و قواعد حقوق بشر را به اندازه قواعد گرامر زبان هم رعایت نکرد و نمی کند؛ آنوقت بدون ذره ای خجالت در باره حقوق بشر، حرف مفت میگوید و یادش نیست اضافه بر سرخپوستها، این سیاه پوستان بدشانس را چطور از بغل مادرشان دزدید و حتی بغل مادرهای سیاه را می دزدید و همه آنها را در دشتها و صحراها  و ... به زنجیر بست تا فئودالهای سرخ و سپید فرنگی، فرنگی بمانند و زبان ما را کوتاه دید.

ما زبان مان کوتاه نیست ولو اینکه نخل هایمان کوتاهتر، ما می توانیم بگوییم و حتی داد بزنیم که آمریکا بد است، اتازونی هم بد است، دلارهای کانادایی هم بدند، کانادا هم بد است و حتی ایالات متحده مکزیک هم بد است به جز مادرودو و هوگوچاوز که از جمله کشفیات غیرممنوعه برخی کاشفان و معجزه های چندین هزاره داخلی است.

فقط ای کاش پای آقای حسین شریعتمداری قبل از پای منحرف کریستف کلمب به آمریکا می رسید، حداقل دیگر خانم ابتکار از دیوار سفارت بالا نمی رفت تا برای ژن برتر خود، ویزای پرورش علوم بگیرد و ... اما چه سود که اسپانیا کشتی داشت و کریستف را فرستاد و ما نمی توانیم و نمی توانستیم کاشفان خود را سوار بر یک عدد موشک قاره پیما کنیم! هر چند که می شود بر روی همین موشکها کلی کلمات قصار نوشت.