وقت و انرژی مدیران چگونه می گذرد ؟
شوشان - علی عبدالخانی :
همیشه از خود می پرسیم: 
چرا بیشتر موسسات و دستگاههای ما در سالهای اخیر دچار ناکارآمدی مفرط و در برخی موارد دچار بحران کارکردی شده اند؟

چرا مراکز اقتصادی بزرگ همچون فولاد، لوله سازی، هفت تپه و حتی موسسات شهری همچون آبفا در ابتدایی ترین وظایف خود مانده اند؟

چرا آموزش و پرورش ما چندین سال است که در رتبه نازل و ته جدول باقی مانده است؟

چرا بخش درمان به حال خود رها شده و دسترسی به حداقل خدمات به موضوعی بسیار سخت برای مردم تبدیل شده است؟

شهرداریهای شهرهای کوچک و متوسط ( صرفنظر از شهرهای بزرگ که حکایتشان جداگانه است ) چرا در اصلی ترین وظایف ذاتی و ابتدایی خود همچون حمل زباله و روفت و روب خیابانها مانده اند؟

چرا استان ما در زمینه اشتغال حال و روز خوبی نسبت به سایر استانها ندارد و چنانچه فرصتی همچون حق التدریس یا... مهیا شود، آن فرصت نیز روانه از مردم بهتران می شود؟

چرا احساس مسئولیت نمایندگان و منتخبان مردم استان در موضوعات مهم استانی نسبت به سایر استانها غیر قابل مقایسه است؟

آری پیرامون ما بسیاری از سئوالات بدون پاسخی وجود دارند که بشکل آزار دهنده ای ذهن و روحمان را رنج می دهند.

اگر بصورت اجمال بخواهیم راز این حجم از ناتوانی و ناکارآمدی را بیابیم، شاید بتوان گفت که بخش اعظم مشکلات موجود، منشاء و ریشه ی مدیریتی دارند.

وقتی مدیران وفق اسلوبهای قانونی و علمی انتخاب نمی شوند و عناصری همچون سهم، رانت، وعده و بده بستان در انتخاب آنها موثر باشد، نمی توان انتظار داشت که وقت و انرژی یک مدیر صرف ارتقای شاخصهای کارکردی شود.

بر اساس مشاهدات نمونه های مختلف عرض می کنم که وقت و انرژی چنین مدیرانی فقط و فقط صرف عمل به تعهدات خواسته شده و جلب رضایت هر چه بیشتر " بازوان نگهدارنده " می شود.

" بازوان نگهدارنده " اعم از اینکه نام نماینده، مقام دولتی، متنفذ یا دلال را بر آنها قرار دهیم، در مجموع برای پیشرفت حوزه ی مورد نظر، در حکم نیروی بازدارنده ظاهر شده و می شوند.

بنابراین‌ برای بررسی و شناخت علل این حجم از ناکارآمدیها‌ نباید بسراغ مجموعه ای از معلولها رفت و علت العلل یعنی وجود مشکل در انتخاب مدیران و توابع اسفبار ناشی از این نوع انتخابها که عمدتاً بشکل مفاسد مختلف مالی و اداری خودنمایی می کنند، غافل شد.

نکته ی عجیب آن است که در دور منفی که منجر به تولید مدیران نامدیر و توصیه ای می شود، عمدتاً منتخبان مردم دخالت مستقیم دارند که امیدوارم با افزایش آگاهی عمومی، مردم در تنها ایستگاهی که از قابلیت بازخواست برخوردار است، درس فراموش نشدنی به نماینده های دلال صفت و جیب گشاد‌ بدهند و حسرت ورود مجدد به مجلس را به آرزویی غیر قابل تحقق برایشان تبدیل کنند.

مردم باید باور کنند که با مقداری مطالعه و صرف وقت و پرس و جو از اشخاص موثق، ( و نه هر دلال ) می توان و می شود افرادی نسبتاً !! متعهد و مسئولیت پذیر به مجلس فرستاد.