اصلاح طلبان و موضوع مهمی به نام انتخابات
شوشان - قاسم امیری :
حدود یک ماه پیش در نقدی که نسبت به "سرا" داشتم مواردی   بصورت کلی بیان شد.شرایط بوجود آمده (حوادث آبان ۹۸) و فضای مبهم ایجاد شده و خط و نشان کشیدن برخی نیروهای غیر سیاسی برای انتخابات و ترکیب هیات های اجرایی که برای برخی ناظران سوالات جدی تری ایجاد کرده است شرایط را برای حضور اصلاح طلبان در این دوره به مراتب سخت تر کرده است.

یادداشت اخیر آقای قوچانی و گلایه او از شورای هماهنگی اصلاح طلبان،خبر از آشفتگی در تصمیم سازی و تصمیم گیری این شورا می دهد.هرچند سیگنال های مثبتی از سوی حاکمیت و از طریق آقای خاتمی به اصلاح طلبان داده شد که در انتخابات ثبت نام کنند و قول هایی داده شد که با نگاهی مهربانانه تر دیده شوند،اما فضای مبهم حاکم شده، نشان می دهد که وقت آن رسیده باشد که اصلاح طلبان در موضوع مهمی مانند انتخابات، و رویکرد خود نسبت به آن بازنگری عمیقی داشته باشند.بعلاوه در پشت پنهان این پیشنهاد،معلوم نیست چه طرح هایی نهفته باشد.خصوصا اینکه در تمام حملاتی که به دولت می شد(در دو سال اخیر) تلاش شد که به مردم فهمانده شود که اصلاح طلبان باعث و بانی تمام خرابی ها هستند.
جریان اصلاح طلبی با نگاه این اصلاح طلبان ،می تواند دوره میرایی خود را آغاز کند و اگر با اتخاذ استراتژی های جدیدتر ،نتوانند دوره life time آنرا افزایش دهند، حتی از منظر"جریان فکری " بودن نیز در بدنه جامعه رو به زوال خواهد رفت.و این به معنی اصلاح ناپذیر شدن جامعه و سیستم ممکن است خسارت های جبران ناپذیری وارد کند و زمانی بعنوان یک سیل خروشان همه چیز را با خود ببرد.
در یادداشت مربوط به "سرا" گفته شد:

"(....... سابقه نه چندان موفق شورای هماهنگی اصلاح طلبان ،در دو انتخابات مهم اخیر(شوراهای شهر و مجلس شورای اسلامی) ضعف های اساسی موجود در شورای هماهنگی را که متاثر از فضای سیاسی کشور و نومیدی های سالهای اخیر شکل گرفته است ، بعنوان یک نیروی پیشران به سوی "سرا" قابل طرح می باشد. اگر این فرض را بپذیریم باید اذعان کنیم که نقاط ضعف عمیق تری در بدنه تصمیم گیری جریان اصلاحات بوجود آمده است.و آن عدم توانایی در پاسخگویی به مطالبات مردم و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان است.و البته تمام این اشکالات مستمر ناشی از یک تصمیم غلط اولیه است. تا زمانی که اصلاح طلبی بر مبنای رویکرد سلبی در انتخابات عمل کند و شرایط شرکت در انتخابات بر همین منوال باشد ،در بر همین پاشنه خواهد چرخید و روز به روز نقاط ضعف مهمتری ایجاد و نمایان خواهد شد.
درست است که شورای نگهبان حضور اصلاح طلبان را در انتخابات با محدودیت های جدی مواجه کرده است اما چه دلیلی دارد که بزرگان و تصمیم گیرندگان برای کم کردن روی حریف،از حداقل های موجود و حتی از ناشایستگانی در لیست های خود استفاده کنند که نه تنها مطالبات سیاسی و رویکردهای فکری آنها را در آینده تامین نخواهد کرد،بلکه آسیب های جدی به بدنه تصمیم گیری کشور،قوه تقنین و آینده مردم وارد خواهد کرد.
اصلاح طلبان یک بار برای همیشه باید طعم خوش احساس پیروزی در انتخابات را فدای اصلاحات واقعی نمایند و ایدئولوژی سیاسی خود را باز تعریف نمایند:
کاهش رویکرد سلبی و توسعه رویکرد ایجابی در انتخابات و تصمیم گیری های مهم.
اصلاح طلبان باید بپذیرند اگر در حوزه ای نیروی توانمند و معتقد به اصلاح طلبی ،مطابق موازین و منشور های تعریف شده ،وجود ندارد ،عطایش را به لقایش ببخشند و انتخاب نهایی در آن منطقه را به بدنه اجتماعی اصلاح طلبان واگذار نمایند. با این نگاه ،نه عدول از اصول تعریف شده ایجاد خواهد شد و نه شورای هماهنگی ،ناچار به تولید پاسخ های تصنعی و توجیهات فلسفی خواهد شد و پایگاه اصلاح طلبی و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان روز به روز تقویت خواهد شد.
چه نیازی بوده است که با سفارش یک یا دونفر در فلان شهرستان ،کاندیدایی در لیست امید قرار بگیرد که نه با آیین اصلاح طلبی موانستی داشته و نه نیروی توانمند و شایسته ای بوده و حتی ممکن است اشتهار به سوءاستفاده از فرصت ها را نیز داشته باشد؟آنچه اتفاق افتاد رشد مدعیان اصلاح طلبی و لابیگران اقتصادی در پرتو فعالیت های سیاسی بوده است که تا حدود زیادی چهره اصلاح طلبانی که زمانی خیلی کمتر متهم به فسادهای اقتصادی بودند را خدشه دار کند.
.......... اما بهتر آن است که قبل از هر سرا و سرسرای ورودی ، اندیشه و نگاه به انتخابات تغییر کند و ماندن در قدرت و پیروزی در انتخابات مختلف به هر قیمتی ،اندکی تعدیل شود. هر حوزه ای که گزینه واقعی وجود ندارد از خیر آن بگذرند که به شرهای بعدی اش مبتلا نشوند!
قاسم امیری
۱۵ آبان ۹۸)"
بنابراین اصلاح طلبان باید طوری عمل کنند که شکنندگی ساختار تشکیلاتی شان را به بدنه اجتماعی جریان اصلاح طلبی منتقل نکنند.