مدیر بی مشاور، به مانند کوری بی عصا در برهوت است !
شوشان - عبدالرحمن نیک سرشت : 
پر مسلم، حق هر مدیری است که مشاور خاص خودش را داشته باشد به هر تعدادی که قانون راه می دهد دست به کم و کسر آنها بزند اما به شرطی که سلیقه و انتخاب ها، منجر به حذف و یا تضعیف نهاد مشاوره نگردد.

البته، آن چیزی که در معارفه ی جناب آقای مهندس قاسم سلیمانی دشتکی در مورد وی از زبان دیگر مسوولین شنیدیم یک تعارفی بیش نبوده، زیرا، ایشان در واقع فرزند خوزستان نیست، هرچند تبارینه ی اجدادی و نسبی محکمی در این خاک و بوم دارد ولی کماکان وی یک مدیر غیر بومی محسوب می شود و بسیارند، افرادی که نسبت به وی هیچگونه  ریشه ی نژادی در این سرزمین ندارند ولی بومی و خوزستانی تمام عیارند.

 زیرا، همان گونه که ویکو در مورد خصایص هویت سرزمینی نوشته است که ربطی به تبار و نژاد انسان ها ندارد بنابراین، تعلقات سرزمینی، در ابعاد  محلی، منطقه ای و ملی به میزان نوع زیست تاریخی و تعارضات منافع  اهالی آن سرزمین بستگی دارد، نه فقط به صرف ریشه های خونی و نژادی که افراد آن زیست بوم دارند. 

البته، هدف از بیان این واقعیت تشریح وضعیت موجود در استان خوزستان است نه زیر سوال بردن تعلقات هویتی مدیران ارشد و زیرمجموعه  هاست، بلکه غرض از اشاره به این نکته بخاطر این است که عرض شود که استاندار جدید بدلیل عدم برخوردی از آگاهی های بومی دچار خطای هاله ای نشود، در استانی که در آن اﻧﺴﺎﻥِ خوزی ﺍﺯ هر ‏" ﺗﻐﯿﯿﺮ "  تحول و ابتکاری بیمناک است و به سنتی بودن خود افتخار می کنند.(در حالیکه   زیست- تاریخ استاندار جدید
 مبتنی بر  تغییر و تحول است هر چند وی از حیث نژادی تعلقات هویتی با خوزستانی ها دارد.)

زیرا، انسان خوزی همواره ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ و آرامش بیشتری از خود بروز می دهد و ازحیث روانشناختی این ‏" ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ و خلاقیت را  در خود درونی کرده است و تجربه نشان داده است که
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩغدغه،
ﺩغدغه ی تغییر وضعیت موجود و دریافت های ﺗﺎﺯه ‏ﺍﺳﺖ .!(این در حالی است که استاندار جدید از سرزمینی آمده است که خاستگاه مردمان آن دیار جوشش، حرکت و خلاقیت است.)

با این توصیف پیشنهاد می شود استاندار غیر بومی خوزستان برخلاف اسلاف خود نخست از متافیزیک انسان خوزی که محصول تاریخ سه هزار ساله ی این سرزمین است بخوبی شناخت پیدا کند و با برخورداری از این دانش و با مشاوره ی اکابر، نخبگان و فرهیختگان به حل مشکلات و بحران های موجود و نیز پیش رو اقدام نماید، مخصوصا اصلاح ضربتی و حساب شده در ساختار اجرایی ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی که پر از کارگزاران ترسو، فشل، ناکارآمد، سمبل و خلاقیت گریزند و به جد می طلبد که استاندار جدید دست به تغییرات اساسی بزند و احیانا، ترسی از  اندک مدت عمر مدیریتی خود نداشته باشد.