خوزستان؛ سرزمینِ نخل های بی سر و سرهای بی عقل!
شوشان - حسین جعفری:

چندی قبل به خوزستان رفتم تا با سفر به مناطقی چون جزیزه ی مینو و اروند کنار (و نهر ابوفلفل جایی که از آنجا در عملیات الفجر۸ دل به اروند زده بودم/بودیم)، یاد ایام جنگ زنده شود.

دیدن آنهمه خشکی و تشنگی و برهوتی از نمک، مایه شرم بود. تاسف بارتر وضع ارودکنار بود که بجای نخل های سرافراز، دشتی پر از بی چیزی و فقر دیدم. باورم نمی شد که وضع خوزستان در زمان باروت و خون و شیمیاییِ سال ۶۷ از وضع فعلی اش بهتر باشد!

با دیدن زمین های بی نخل و نخل های بی سر، این جمله در ذهنم نقش بست: "این جا سرزمینِ نخل های بی سر و سرهای بی عقل است!"

این بی عقلان! نمک خوزستان و مردم ایثارگرش را خوردند و نمکدان شکستند و نمک بر جلگه سر سبز خوزستان فشاندند تا مرگ‌ را به مردمی تحمیل کنند که هنوز پس از گذشت چند دهه؛ نه تنها زخم دوران جنگش التیام نیافته که زخم های تازه نیز برداشته است.

سرنوشت نخل و خوزستانی های‌خوش قلب و مهربان یکی است که در تمامی سالهای بعد از جنگ؛ در حال بی سر شدن است. و روزی فرا می رسد که سرهای بی عقل، پاسخگوی مردم خواهندشد. الیس الصبح بقریب!