ریشه‌های فاجعه خوزستان
شوشان - دکتر حسین آخانی ، استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران :
مدتهاست که تمایل ندارم در مورد آب بنویسم. نه اینکه نمی‌خواهم و به آن فکر نمی‌کنم، دلیلش  این است که گاهی از سر نومیدی فکر می کنم کاری از من ساخته نیست. نه من، که همه کسانی که سوادشان به مراتب از من بیشتر است بارها و بارها در مورد فساد گسترده در صنعت آب و انرژی گفته‌اند و کسی به آنها گوش نداده است. فیلم مادر کشی که توسط کمیل سوهانی، اتفاقا به سفارش مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در سال 1394، ساخته شده است، پیام کاملا مشخصی داشت که پشت سد سازی در ایران مافیایی بزرگ خوابیده است. 
جالب است همان دولتی که خود سازنده این فیلم بود تبدیل شد به یکی از سد سازترین دولت‌ها و مغز متفکر پشت آن فیلم در دوره دوم روحانی به وزارت نیرو برده شد تا در نقد سیاست‌های آبی کشور رفتارش را اصلاح کنند. این را از این باب می گویم که قبل از مناظره سد سازی چنین پیشنهادی را به من هم دادند.
در فیلم مادرکشی نَقلی از عیسی کلانتری شده است که می‌گوید "مجریان سد گتوند را باید محاکمه کرد". عجیب آن است وقتی ایشان به ریاست سازمان محیط زیست گمارده می‌شود، بدتر از اسلاف‌اش مجوز ساخت سدهای جدید و پروژه‌های به مراتب ویرانگر انتقال آب را صادر می‌کند. 
بسیاری از من می پرسند، چاره چیست؟ پاسخ من همیشه این بوده و هست که نگهداری آب در سرزمین خشک ایران در پشت سدها کاری اشتباه است. ما چاره‌ای جز برداشتن سدها و اصلاح توازن هیدرولوژیک کشور نداریم. آب در ایران باید به آبخوان‌ها برود و میزان مصرف آب متناسب با حجم آبخوان‌ها مدیریت شود. ولی از خودم می‌پرسم مگر می شود 700 سد ایران را برداشت؟ اگر این سدها را بردارند با این جغرافیایی که بر مبنای ساخت سدها درست کرده‌اند چه کنند. مگر می‌شود 10 میلیون جمعیت تهران و کرج را بدون این سدها سیراب کرد؟ این سدها ساخته شده اند که با بزرگ شدن شهرها، اقتصادی بر مبنای بازی زمین و مسکن شکل گیرد. این سدها توسط تکنوکرات‌های شهرنشین در ساختمان‌های مجلل بالای شهر تهران طراحی شده‌اند. فرایند مطالعات و ساخت آنها اولویت شرکت‌های قدرتمندی است که در ساخت و مشاوره سدها منافعی بسیار کلان دارند. 
چه باید کرد؟ 
آیا باید گذاشت که ناآرامی کشور را بگیرید و مردم در رنج و عذاب باشند؟ من پاسخی برای این سوال ندارم. چه کسی می تواند حدود سه-چهار دهه سیاست های نادرست کشور را تغییر دهد. برداشتن حتی یک خشت از این ساختمان بدقواره ممکن است باعث فرو ریختنش شود. اگر امثال کلانتری بر آنچه می‌گفتند باور داشتند، باید در دوران چهار ساله مدیریتش بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجریان گتوند را به دادگاه می‌بُرد. 
کاش آنهایی که امروز در خوزستان فریاد بی آبی سر می‌کشند؛ به طراحی و افتتاح سدهای جدید دیگر در این استان و مجاور آن اعتراض کنند. یکی از آنها سد چمشیر در 25 کیلومتری گچساران است. یکی از مهندسان یک شرکت بزرگ مشاور سد ساز در ایران دو بار به اتاق من آمد و اسنادی را به من نشان داد که این سد نیز درست مانند گتوند روی سازند نمکی گچساران است و فاجعه گتوند 2 به زودی با افتتاح آن سد تکرار می‌شود. حرفش مستند و منطقی بود؛ سازند گچساران کل منطقه را گرفته است و هر سدی در هر نقطه ای در آن منطقه ساخته شود، عاقبتش مانند سد گتوند است.
متاسفانه این مهندس دلسوز نه جرات کرد مدارک را به من بدهد و نه حتی شماره تلفنش را به من داد. وقتی رفت دست بر پیشانی گرفتم که آخر چه شده است که مهندس با سابقه شرکت مشاور سد سازی کشور دست به دامن من گیاهشناس می‌شود ولی خودش جرات نمی کند در همان شرکت به مدیرانش بگوید دست از جنایت دیگری در خوزستان بردارید؛ این است دلیل فاجعه امروز خوزستان.