چرا بخوانیم تا بدانیم؟!
شوشان - دکتر حسن دادخواه:

در حالی که روند آمار داوطلبان شرکت در آزمون های ورود به دانشگاه ها، سال به سال کاهش می یابد و جوانان و بویژه پسران، ترجیح می دهند با همان مدرک دیپلم یا فوق دیپلم، در لایه های پایین از بازار کسب و کار، شغلی برای خویش بجویند، طرح این پرسش که " چرا" بخوانیم تا بدانیم؟ چندان شگفت آور نیست. کلمه و اسم" چرا"، در دستور زبان فارسی وسیله ای برای پرسش به قصد شنیدن پاسخ و دانستن چرایی از یک موضوع است ولی کاربرد فرعی آن، پرسیدن نیست بلکه به مخاطب القا می کند که خواندن و دانستن، چه حاصل و سود و دستاوردی دارد؟ 

در حالی که " دانایی"، شهروندان، برونداد محسوسی ندارد و دانایان، هیچ نشانه ای برای تحقق ایده ها و خواسته ها و دانش خویش نمی بینند و "دانایی" ، جز اندوه و حسرت و گوشه نشینی و ناامیدی در آنان ایجاد نمی کند، میل به خواندن و دانستن، چه جاذبه و عشقی در پیکر افراد ایجاد می کند؟

در حالی که خواندن و مطالعه و دانایی، لزوما به شهروندان کمکی به ارتقای مادی آنان نکند و چه بسا، موجب پسخوردگی آنان شود، چه شوق و کششی به خواندن و مطالعه و دانایی متصور است؟

در حالی که برای استخدام و جذب دستگاه های دولتی شدن و یا ادامه تحصیل و دستیابی به سمت های اداری، دانایی و مطالعه و درجه فهم عقلانی و اندیشگی جایگاه و امتیازی ندارد، سخن از صرف و وقف عمر به پای خواندن و مطالعه و دانایی، چه ضرورتی دارد؟

در حالی که انتصابات گاهی بر پایه ارتباطات سببی و نسبی و گاهی بی تناسب با رشته تحصیلی و سطح دانش افراد، انجام می گیرد، چه میلی به تحمل رنج خواندن و مطالعه در افراد ایجاد می شود؟

در حالی که با ورود به بازار و واسطه گری و امور خدماتی، بدون داشتن سواد و تحصیلات کلاسیک و رسمی می توان به ثروت و قدرت و اعتبار مالی رسید چه نیاز و ضرورت و عشق و نشاطی به گذران عمر و پیری زودرس در راه ناهموار خواندن و مطالعه و دانایی، دیده می گردد؟

در حالی که هر روز، اقشار تحصیل کرده و مرتبط با کتاب و قلم و فرهنگ و دانایی، فقیرتر می شوند و قدرت خرید آنان کاهش می یاید و به زیر خط فقر و نیازمندی سقوط می کنند، چه انگیزه ای برای گسترش دانامحوری، می ماند؟

واقعیت آن است که دل سپردن به مطالعه و خواندن و دانستن و دانا و خردورز شدن، نیازمند فراهم شدن بسترهایی است تا افراد و بخصوص جوانان به سوی آن کشانده شوند.

جامعه ای که بر پایه دانش و دانایی و خردمندی اداره نشود و دانش و دانایی نتواند موجب و موجد تغییرات و اصلاحات با هدف بهبودی وضع معیشت و زیست آبرومند شود، سخن گفتن از ارزشمندی کتاب و خواندن و مطالعه و دانا شدن، مانند تیر در تاریکی رها کردن است!!