"لزوم درس آموزی و استفاده از تجربیات کشور آلمان در خصوص صنایع کوچک"
شوشان - منصور فاضلی:

در چند دهه اخیر کشورهای توسعه یافته بطور بسیار چشمگیری به سمت صنایع کوچک گام برداشته اند زیرا نجات اقتصاد هر کشور را در توجه ویژه به صنایع آن کشور یافته اند .

در این میان دو کشور لهستان و آلمان تمام برنامه و استراتژی کسب کار و خصوصا اشتغال را به صنایع کوچک پیوند زده اند و در این میان آلمان با قوانین و برنامه های بسیار کارآمد و حمایت ۱۰ نهاد به صورت تخصصی از صنایع کوچک در آن کشور سرآمد صنعت و تکنولوژی در بین کشورهای صنعتی گشته بطوریکه خط مشی و درس آموزی و تجربه موفق در حمایت از بنگاه های کوجک بنحوی بوده که اکثر کشورها نگاهشان به عملکرد آلمان در این خصوص بوده .

صنایع کوچک ۶۰ درصد اشتغال آلمان را تشکیل داده و ۴۷ درصد ارزش افزوده آن کشور از پرتو همین صنایع تامین می‌شود .

تعامل سازنده در آموزش نیروهای مستعد و متخصص از طریق فنی و حرفه ای در آن کشور و پرورش نیروی کار ماهر توسط بنگاه های زود بازده باعث گردیده تولید و صنایع در این کشور به مرز شکوفایی برسد و همچنین حمایت سه نهاد اصلی در سطح فدرال که خدمات آموزشی و مشاوره ای تامین مالی با برنامه های جامع و مدون به صنایع ارائه میدهد و تا رفع مشکلات در کنار آنها می‌مانند .

برنامه های مختلفی حمایتی از قبیل تامین سرمایه ، تشکیلات صنفی گسترده و متنوع ، دیدگاه مدیریتی ، آینده نگری مبتنی بر مشتری ، حمایت از نوآوری و فعالیت های تحقیقی و توسعه ای و همچنین آموزش های فنی و حرفه ای قوی از دلایل اصلی موفقیت برنامه های حمایتی بنگاه های کوچک در آلمان میباشد.

باید در نظر داشت حمایت ها صرفا  مالی نبوده بلکه خدمات مشاوره گسترده در زمینه های متعدد ، برنامه های آموزش شغلی و تضمین وام و اعتبارات از سوی نهاد های بخش خصوصی هم در زمره حمایت از بنگاه های کوچک است.

ضریب اشغال زایی بالا و تاثیر گذاری بر شاخص های اقتصادی آلمان را بر آن داشت تا نسبت به رفع بیکاری در این کشور اقدامات موثری انجام دهد.

از این‌ رو این کشور پیشرفت قابل‌ توجهی در خصوص حمایت از واحد های تولیدی داشته اما در نقطه مقابل آن کشور ما ایران هیچگونه استراتژی خاصی در خصوص صنایع کوچک نداشته و ندارد ،  سرمایه گذاران با اتکا به توان مالی خویش و ریسک بسیار بالا دل به دریا زده و وارد عرصه تولید می‌شوند در این بین نقش دولت پس از یک پروسه طولانی اعطایی مجوز است و پس از آن سرمایه گذار به امان خدا رها می‌شود و با کوله باری از مشکلات تنها می‌ماند. در نهایت صاحبان صنایع یا بر اساس سیاست های غلط کمر خم خواهند کرد یا بر اساس رکود اقتصادی حاکم بر بازار ورشکست خواهند شد جا دارد اگر در صدد احیایی واحد های تولیدی در ایران هستیم از برنامه های تاثیر گذار کشور آلمان الگو برداری نمایم و درس بیاموزیم.