محاکمه مدیران، شروعی بی پایان!
شوشان - دکتر حسن دادخواه:

پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ جوانان پاکباز انقلابی که خونِ گرم خدمت به مردم و کشور در رگ هایشان می جوشید، به نظام اداری و کرخت باقیمانده از نظام سلطنت و به زعم خودشان، وجود مدیران طاغوتی، در دستگاه های اجرایی اعتراض می کردند و خواهان تحول و پاکسازی نظام اداری و چابک شدن آن می شدند.

از رهگذر همین درخواست ها بود که در کنار نهادها و وزارتخانه های سنتی، نهادهای انقلابی مانند سپاه پاسداران، جهادسازندگی، بنیادمسکن، بنیاد مستضعفان و.....راه اندازی گردید.

به تدریج و بدون ایجاد تحول در نظام اداری، کارمندان و مدیران دوره رژیم سلطنت، بازنشسته شدند و کارمندان و کارگزاران جدید و پس از طی فرآیند های گزینش و پذیرش به استخدام دستگاه های اجرایی درآمدند و اینگونه بود که نسلی با تجربه رفتند و نسلی بی تجربه ولی به زعم خودشان، با انگیزه و عاشق به خدمت، جای آنان نشستند و اکنون و پس از گذشت سه دهه از استخدام آنان، ایشان نیز جای خود را به کارمندان و مدیران جدید می دهند.

اینگه در سه دهه گذشته آیا نظام اداری در ایران همراه با ازدیاد جمعیت و پیچیده و مدرن شدن ارتباطات و فرآیندها توانسته است به چابکی و خود انگیختگی و کارآمدی و سلامت اداری برسد یا نه، و اینکه آیا به رغم ادعاها، نسل انقلابی توانست الگوی مطلوبی از گردش کار و کارآمدی به نمایش بگذارد، جای بررسی دارد.

ناگفته نماند که مشکلات معیشتی و پیچیده شدن اداره جامعه و کهنه و مزمن شدن کاستی ها و نادرست بودن سیاست های کلان و نبودن اعتبارات کافی، چه بسا هر کدام به اندازه ای در درماندگی و شلختگی نظام آداری و بی انگیزه شدن کارمندان و مدیران نقش موثر داشته باشد.

با این وجود نمی توان وجود اثربخش مدیران عاشق خدمت و کارمندان کاردان و با اخلاق را در سلسله مدیریت دستگاه های اجرایی نادیده گرفت.

از دو سال پیش به این سو و با بالا گرفتن پاره ای نارضایتی های معیشتی و رفاهی از سوی مردم، بطور جسته و گریخته و از زبان مقامات دستگاه های نظارتی و قضایی حتا مسئولان رده های پایین نهادهای نظامی و انقلابی، درخواست عمومی و رسانه ای مبنی بر محاکمه مدیران و مسئولان که به زعم آنان با ترک فعل، مسببان نارضایتی ها هستند، مطرح می شود، این در حالی است که در ساختار و آیین نامه های داخلی دستگاه های اجرایی، دوایر انتظامی و رسیدگی به تخلفات برای ارباب جمعی و کارگزاران پیش بینی شده است و افزون بر این، تشکیلاتی مانند  دیوان عدالت اداری و دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور که زیر نطر قوای مقننه و قضاییه قرار دارند، وظیفه نظارت و رسیدگی به تخلفات مدیران اجرایی را انجام می دهند.

گاهی احساس می شود که با رفت و آمد دولت ها و تغییر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه، هواداران و وابستگان به دولت ها به بهانه ناکارآمدی مدیران در دولت گذشته، در واقع راهی و جایی برای خویش در سطوح مدیریت ها دست و پا می کنند.

گاهی احساس می شود که رقابت های سیاسی و با هدف منکوب کردن و خارج کردن رقیب از چرخه قدرت، هدف اصلی دعواها و ستیزهای اجرایی است و انگیزه ای برای خدمت به کشور و مردم وجود ندارد.

به هر حال دیدن و شنیدن برخی اخبار و متن سخنرانی ها و خطبه ها برای میانسالان امروز و جوانان انقلابی سه دهه پیش، آنان را به یاد همان رقابت های سال های نخستین انقلاب می اندازد که جوانان بی تجربه و انقلابی به مدیران بزرگسال و با تجربه، حمله می کردند و آنان را پیر و فرسوده و خسته می نامیدند.

طرح و ایده به محاکمه کشیدن مدیران به اصطلاح ناکارآمد و ضعیف، همچون تیغ دو لبه ای است که چنانچه با هدف پنهان نگه داشتن کاستی ها و عیوب در سطوح بالاتر از مدیران اجرایی و مقصر جلوه دادن و متهم کردن و تنبیه مدیران میانه و وزیران انجام شود، نه تنها موجب چابکی و نشاط دستگاه های اجرایی و خدماتی نخواهد شد بلکه انگیزه خدمت را از مدیران قوی و توانمند می گیرد و آنان را از پیوستن به دستگاه های دولتی بازمی دارد.

خطر بزرگتر تهدید کردن مدیران به محاکمه، تسری و ادامه این ایده برای سطوح بالاتری از مدیران میانه و وزیران است که به تدریج دامن بسیاری از افراد به ظاهر غیر مسئول و غیر پاسخگو ولی موثر در انتصاب مدیران ضعیف را خواهد گرفت.