دانشجو و چرخ دنده های زندگانی!

شوشان - دکتر حسن دادخواه:

به اندازه کافی و بسنده به جنبه سیاسی۱۶ آذر و روز دانشجو پرداخته شده است. به اندازه کافی و بسنده به نقش و جایگاه دانشجویان در رخدادهای پیش و پس از انقلاب اشاره شده است.

به اندازه کافی و بسنده به نقش قشر جوان دانشجو در تحرک بخشیدن به تشکل ها و احزاب پرداخته شده است. به اندازه کافی و بسنده به آرمان گرایی و نشاط و پیشگامی دانشجویان در امور اجرایی و مدیریتی قلم فرسایی و سخن رانده شده است!

و اما دانشجویان، امروز خود به یک بغرنج و معضل برای جامعه ایران تبدیل شده اند. مگر نه اینکه در موضوعاتی مانند ازدواج، مهاجرت، اشتغال، بزهکاری، اعتیاد پای جوانان و بویژه دانشجویان در میان است؟ پس همان نیروی پیشبرنده و انقلابی در سال های پیش و در فضای ذهنی و شعارهای حماسی ما، امروز به یک وزنه سنگین و بی تحرک که روی سینه جامعه و خانواده ها چمبره زده است، تبدیل شده است!!

جوانان دانشجوی امروز، نه به دانش جویی و علم آموزی دلبسته اند و نه به فردایی امیدبخش برای خود و جامعه چشم دوخته اند.

جوانان دانشجوی امروز، از نسل پدران خویش بریده  و اشتراکات میان دو نسل به کمترین حد ممکن رسیده است.

زبان و خواسته ها و تلقی ها و آرزوهای جوانان دانشجوی امروز حتا با جوانان دو دهه پیشتر کاملا متفاوت شده است.

مفاهیمی چون عرق ملیت و وابستگی به مهر وطن در ذهن و ضمیر جوانان کاملا دچار دگردیسی شده است. آنان حتا در باورهای دینی و اعتقادی نیز متفاوت از جامعه پدران خویش می اندیشند.

دانشجویان و جوانان امروزی، پرده های قداست های ملی و دینی و انقلابی را به کنار زده اند و به نیروی خرد و عقلانیت و لزوم شفافیت، در مقایسه با پدران خویش گرایش بیشتری دارند.

اری! دانشجویان امروز در پی دستیابی به زندگانی بهتر و رفاه بیشترند و در دنیایی واقعی تر از دنیای دانشجویان دهه های پیش بسر می برند.

دوری از شعارها و دلخوش نکردن به وعده ها و باور نکردن پندها و مواعظ بزرگان از ویژگی های دانشجویان امروز است.

حال با این دانشجو چه کنیم؟ با دانشجویان وطن چه کرده ایم؟ از این نیروی لایزال چه بهره های مثبت و ماندگار برده ایم؟

دانشجویان امروز و پسران و دختران جوان ما مگر نه اینکه در زیر چرخ دنده های زندگی له می شوند؟

تا دیر نشده فکری به حال نسل جوان امروز و پدران و مادران فردا کنیم اگر دیر نشده باشد!