از رسم «محَلَه» در میان عرب های خوزستان تا شلخته درو کردن در بین زاگرس نشینان
شوشان - محمد شریفی :
مقدمه : در این نوشتار تلاش می شود، دو رسم کهن که در بین صیفی کاران عرب و شَتَوی کاران (غله کار ها)که در میان کشاورزان مناطق زاگرس نشین مرسوم است مورد واکاوی قرار گیرد، برای جا انداختن و حلاجی کردن وفراهم کردن اسباب فهم آسان و سلیس برای خوانندگان عزیز ،خصوصا نسل جوان که بعضا از سنت ها بریده اند، سعی شده است با مقدمه چینی های مطول و مفصل اما شیرین پل ارتباطی بین این مفاهیم ایجاد شود، پیشاپیش درخواست می شود تا آخر همراهی کنید و مطمئن باشید که آخر شاهنانه زیاد هم بد نیست.
سالها پیش که از کرونا خبری نبود، گاه گداری در معیت سید مجید و شیخ حبیب به ام الطمیر می رفتیم و پس از گردشی مختصر از باغ های صیفی جات، در مضیف قدیمی شیخ حبیب آرام می گرفتیم، با نوشیدن فنجانی قهوه تلخ، نفسی تازه می کردیم، سپس شیخ حبیب موضوعی حول رسومات قوم شریف عرب مطرح می کرد. اعضای جمع مجلس مذکور نیز،هر کدام به تتاسب بضاعت و تجربیات و شناختی که داشتند به توضیح و تاویل تفسیر موضوع مطروحه می پرداختند بحث های فوق الذکر برای نگارنده که عرب نبوده است، بسیار آموزنده و بدیع بوده است.

مختصری از ام الطمیر بگویم و بعد بروم سر اصل مطلب :
ام‌الطمیر از لحاظ تقسیمات کشوری جزو بخش اسماعیلیه می باشد بعد از طی مسافت بیمارستان بقایی و شرکت نورد لوله به جاده قدیم اهواز به خرمشهر می رسیم که دو طرف جاده مذکور ده ها روستا و آبادی بسیار سرسبز که عموما به زراعت صیفی کاری و پرورش نخلستان اشتغال دارند،ساکن می باشند.در ضلع غربی جاده موصوف روستای ام الطمیر واقع می باشد. از لحاظ وجه تسمیه، معنای صاحبان نخلستانهای خرما از آن مستفاد می گردد که با توجه به وجود نخلستانها اسمی با مُسَّمی و بر نامگذاری درست آن تطابق کامل دارد. در این روستا عشیره هایی مانند : سادت شرفاء، بیت سیدنعمه،حضرات دشت بزرگی، کردونی، بنی ساله و اهل الجرف و عچرش و بنی کعب، ساکی و غیره در آنجا ساکن می باشند. نگارنده قصد تاریخ نگاری ندارد. فقط می خواهد شرحی در حد کفایت به رسم محَلَه که در بین صیفی کاران آنجا و سایر مناطق صیفی کار عرب نشین مرسوم است را بیان و توصیف کند.

از سیر تا پیاز صیفی کاران و شَتَوی کاران
خداوند شیخ علیه الرحمه را رحمت‌کناد که گفت:
”عمر گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا”
در لغت‌ صیف به معنای تابستان و شتا به معنای زمستان است و
عبارات صیفی‌جات و صیفی کاری ماخوذ از کلمه ی صیف به معنای محصولات تابستانی است.پس به آندسته از محصولات زراعتی که در بهار و اوایل تابستان کشت و محصول آنها در تابستان بعمل می آید، مانند :خربزه، هندوانه، خیار، طالبی ، انواع کدو، بادمجان، فلفل ،کلم،  ذرت، کرفس، باقلا، لوبیا سبز، گوجه‌فرنگی صیفی جات یا تره بار گفته می شود.
شَتَوی‌جات ،نقطه مقابل صیفی جات است. این واژه ماخوذ از عبارت شتا به معنای زمستان است.شتوی کاران به کشت غلاتی مانند گندم و جو اشتغال دارند که مرحله ی کاشت غلات در فصل زمستان صورت می گیرد.کشت غالب عشیره های عرب ساکن در کناره های رودخانه های کارون، کرخه، دز و بخشی از مارون صیفی جات (تره بار) و کشت غالب نواحی و مناطق زاگرس نشین شتوی جات( غله) می باشد. در بین صیفی‌کاران عرب رسم محَلَه و در بین شتوی کاران مناطق زاگرس نشین رسم "شلخته درو کردن” مرسوم است که در جای خود به هر دوی آنها خواهم پرداخت.

اشتراکات رسم محَلَه و شلخته درو کردن در میان دو قوم فارس و عرب
در ارتباط با‌ وجه تسمیه محلَه، آنچه از مطلعین و صاحب نظران پرسش کردم که آیا عبارت” هَل مَن مَزید”؟ می تواند نشات گرفته از رسم مذکور باشد، آنچنان که در بسیاری از کشورهای عربی این اصطلاح معمولا در حراج به کار می رود یعنی: "آیا کسی بیشتر از این قیمت می خرد ؟” عبارتی که در ایران تحت عنوان آگهی مزایده بکار می رود. متاسفانه در ریشه یابی این رسم به نتیجه قطعی نرسیدم و اگر روزی به این نتیجه برسم مجددا به آن خواهم پرداخت.
رسم محَلَه بدین قرار بود، که باغداران صیفی کار عرب بعد از برداشت نهایی محصول، چیزی حدود بین ده تا بیست درصد محصول را دست نخورده بر روی زمین کشاورزی باقی گذاشته و جار می زدند که باغ فلانی محَلَه است.. یعنی مردم فقیر و نیازمند و آنهایی که فاقد زمین هستند، مجازند به باغ مذکور ورود نمایند و از محصولات آن مجانی بهره مند شده و همراه خود ببرند.این رسم در قدیم مرسوم بوده و از کرانه های کرخه تا انتهای کارون این سنت حسنه و جوانمردانه به منظور کمک و مساعدت به آدم های فقیر و کم بضاعت رایج بود. باید به روح بلند همه ی آنهایی که این رسم را بانی بودند و سخاوت و دست گیری از فقرا را بنیاد گذاشتند. درود فرستاد.

شلخته درو کردن در بین غله کاران
شرح صیفی کاران عرب را در سطور بالا بیان نمودیم ، اکنون به شتوی کاران یا غله کاران می پردازم
در نظام کشاورزی مناطق زاگرس نشین ،عده ای به دلیل فقدان زمین و سرمایه در فقر و مضیقه بودند.کشاورزان صاحب زمین به منظور کمک به فرو دستان رسم و رسومات زیبایی تحت عناوان:هَیاری و شلخته درو کردن و غیره بنیاد گذاشتند. هیاری شرحی مفصل دارد و در اینجا از پرداختن به آن صرف نظر می کنم و اگر عمری باقی ماند در نوشتاری مستقل به آن خواهم پرداخت،قدمت رسم دیرین”شلخته درو کردن” گندم و جو از زمانی که کشاورزی شکل گرفت تبدیل به امری مرسوم و رایج گردید،اما به دلیل پرهیز کشاورزان از مقوله ی ریا و تزویر ، این سنت نیکو در آثار مکتوب مورد پردازش قرار نگرفت، زنده یاد: سرکار خانم سیمین دانشور اولین کسی بود که در شاهکار "سووَشون” اصطلاحات خوشه چینی و شلخته درو کردن را وارد ادبیات معاصر ایران کرد.کاشت گندم و جو در مناطق زاگرس نشین عموما به صورت دیم کشت می شود، از زمان شخم زدن زمین تا فصل برداشت، چشم کشاورزان به آسمان دوخته است. وای اگر باران نبارد،در فصول خشکسالی و کم بارانی، آدم های فقیر و فاقد زمین مجبور می شدند که دست به : "خوشه چینی” بزنند.آنها پشت سر برزگرها خوشه های گندم و جو که درو گران از چیدن آنها صرف نظر می کردند و یا بر زمین می افتادند را جمع آوری می نمودند. دروگران با روحیه ای جوانمردانه، علیرغم آنکه یقین داشتند، محصولشان کفاف خودشان را هم نمی دهد،اما شلخته درو می کردند، یعنی: تعمدا از چیدن بخشی از محصول صرف نظر می کردند، تا خوشه چین ها با دست پُر، بافه هایی از خوشه های گندم را خرمن بزنند و خیالشان بابت آذوقه ی زمستانشان راحت گردد. بی جهت نگفته اند که حلال ترین نان ، نان کشاورزی است. هم صیفی کاران و هم شتوی کاران بدون هیچ مزد و منتی و بدون هیچ ریا و تزویری دست همنوعان فقیر خود را می گرفتند.

نتیجه گیری
نتیجه گیری را به خوانندگان عزیز واگذار می کنم ، اما این تاکید را هم خالی از لطف نمی دانم … سخاوتمندانه‌دست نیازمندان را بگیریم.