گزارش میدانی از فرو ریختن برج متروپل :
آوار دیوار کج و ناراست اقتصاد بر سر مردم بی گناه و بی پناه آبادان!
شوشان - علی میلاسی - آبادان ۵ خرداد ۱۴۰۱ :
با این که می دانستم،رفتن به آبادان برای دیدن و نوشتن از ویرانه ساختمان متروپل،نه  توان همدردی بود و نه می توان کاری از پیش برد و تنها درد کشیدن و دردمندی بیشتری بود برای مردم بی پناه و از نای افتاده،پسین پنجشنبه ۵خرداد با گروهی از خبرنگاران از اهواز به آبادان رفتیم.به شهر که رسیدیم،نخستین پلاکارد و بَنری که روی تابلوی شهری خوانده می شد"پیش فروش واحدهای تجاری و اداری هلدینگ متروپل با شرایط ویژه و اقساط ۱۰ساله".متروپل ۵روز است که بروی مردم آوار شد و هنوز بیش از ۱۰۰پیکر زیر آوار مانده و یک شهر و یک کشور را دردمند و ماتم زده و گرفتار کرده،ولی تابلوی تبلیغات  فخرفروشی و آزار مردمی هنوز بر بیلبوردهای شهرداری،آویزان است.

حسین عبدالباقی کیست و در آبادان چه کرد !
حسین عبدالباقی پدرش از روستای عتبات شهر دهاقان شهرستان شهرضا استان اصفهان است که پدرش سال های خیلی پیش به آبادان آمده و به کار معماری می پرداخت.سه پسر داشت که برای حسین پسر بزرگش،دکان آجیل فروشی گذاشت و آقاحسین،آجیل فروش شد.بنا به گفته ی یکی از آشنایان خانواده عبدالباقی،حسین و دوبرادرش تا ۶یا ۷سال پیش،هشت شان در گِرو،نه شان بود ولی یک مرتبه دیدند که وارد سیاست شدن و کار اقتصادی بی در و پیکر کردن و ستاد انتخاباتی راه انداختن و هزینه کردن برای مدیران،وکیلان و شورایی ها،برکت های چند دنیایی دارد تا ربع کیلو و نیم کیلو آجیل فروشی.
این شد که حسین عبدالباقی آجیل فروش و آس و پاس چند سال پیش به پشتوانه ی پشتیبانان سیاسی و انتخاباتی چنان کرد و پیش رفت،تا آبادان به شهر عبدالباقی،نامدار شد.حاج حسین که در نخستین سال های کارکرد خود در صنعت و ساختمان،توانست اعتماد سازی کند و با ساخت مدرسه و مسجد و...،نام خَیِر و کارآفرین و صنعت ساز و....،به خود بگیرد،بلندپرواز تر شد و با کمک یاران بزرگ کرده خود،به عنوان سرمایه گذار بخش خصوصی،به شهرداری ها،فرمانداری ها،استانداری ها،منطقه آزاد ها و...،راه پیدا کرد و با گرفتن زمین های خوب با کاربری تجاری و اداری در بهترین مکان های شهری با زیر بناهای چند هکتاری،ساختمان سازی کرد و برج های یک قلو،دوقلو و سه قلو،می ساخت.که برج دوقلوی متروپل در ۱۱طبقه-دوطبقه زیرزمین و بدون پی و زیرساخت محکم و استاندارد برج سازی- یکی از آن هاست و پنج برج دیگر در حال ساخت،دارد،منهای برج ها و ساختمان ها و دیگر پروزه های تجاری،اداری،مسکونی و ویلایی که پیش تر ساخته و داشته و دارد.
فروریخت یکی از برج های دوقلوی متروپل آبادان تا شب ۵خرداد،۲۴تن کَشته،بیش از ۸۰ تا زخم دیده و بیش تر از ۱۰۰تن به زیر آوارمانده،دارد.
آوار برداری به کندی و با کمترین ماشین آلات به پیش می رود.نیروهای هلال احمر،نیروی انتظامی،سپاهی،بسیجی و مردمی زیادی در مکان حادثه دیده می شوند و هرکدام در توان خود کاری انجام می دهند ولی کار کارساز از کسی بر نمی آید و دیده نمی شود.دردمندی خانواده های جان باختگان و فریادها و ناله های جامانده گان به زیرآوار،دل هر شهروندی و به محل حادثه رفته ای را گریان و به درد می آورد و دشوارتر آن که،کسی برای آواربرداری برا پیداکردن و نجات دادن به زیرآوار ماندگان نه کاری می کرد و نه کاری می توانستیم، بکنیم.
این پرسش پیش می آید که چرا کسی کاری نمی کرد و نمی کند که این آوار زودتر برداشته شود تا شاید زیر آوار ماندگان،زنده بمانند.باید گفت که؛با دیدن فروریخت برج متروپل از نزدیک،خیابان های پیرامون زیاد باز و پهن نیستند برای ماشین ها و جرثقیل های آواربرداری.-هرچند که چنین ماشین آلاتی در آنجا دیده نمی شد و اراده و توان چنین کاری،نبود-.دوم ترس از ریزش قسمت های ریزش نشده متروپل است که ستون های لرزان و دیوارهای آویزان آن،ریزش پذیرند.به همین بهانه ضها و دیگر اندیشه های پشت دیوار،کار آوار برداری با بیل و دیگ و سطل برداشته می شود تا چند روزی از حادثه بگذرد و خانواده های به زیر آوار مانده ها ناامید از زنده ماندن فرزندان شان بشوند،آنگاه همه برج ۱۱طبقه متروپل را خراب کنند و آن را پاکسازی کنند برای کاری دیگر.هرچند که دو طبقه زیر زمین که بیش تر گرفتارها و زیرآوامانده ها در آنجا زنده به گورند،فاضلاب بالا آمده و تا کف همکف رسیده و بوی بدی به مشام می رسد و نشان از آن دارد که هیچ امیدی به زنده ماندن زیر آواری،نیست.

   بیرون کردن عدنان مطوری  و سگ های زنده یابش
شنیده بودیم که عدنان مطوری و همسر با دوسگ زنده یاب ش از روز نخست حادثه،به متروپل آمده و چند تن را زنده به زیر آوار پیدا کرده و نجات دادند.با خبرگزاری ایرنا در حال گفت و گو بودیم که چکار کردی و چکار می کنی که ماموری با بلندگو از وی خواست مکان را ترک کند و به این بهانه که سگ ها شناسنامه دار نیستند،نباید بمانی و کاری انجام بدهید.
مطوری به ما می گفت که؛"من از روز فروریخت متروپل،خودجوش و برای کمک و نجات همشهریانم،به اینجا آمده ام و تا حال به کمک سگ ها،چند تن را زنده از زیر آوار بیرون آوردیم.و اگر ببینم که کسی زیر آوار مانده،جان خودم را به خطر می اندازم تا جان هم وطنم را نجات دهم.ولی می خواهند این کار من به نام خودشان تمام شود و خودشان هم توان کار نجات را ندارند.
این درد و اندوه و داد را کجای دل مان بگذاریم که به جای این که دولتی ها در چنین روزهایی فراخوان بدهند که هر که و چه توان کمک دارند،برای نجات و کمک و آواربرداری بیایند و ببینیم‌که چنین نکنند،تازه، انسان دوستی و حیوان با وفایی را از کمک کردن به زیرآوارماندگان به بهانه شناسنامه دار نبودن سگ ها (سگ های خصوصی)،بیرون کنند.چه باید گفت و چه می توان،نوشت.
هم از پیشینیان شنیدیم و هم از تاریخ آموختیم که،ظلم و ستم هرچه در یک جامعه ای کلفت تر شود،زودتر پاره می شود.و در این روزگار پر از داد و بیداد امروزی می بینیم که،دیوار بی اعتمادی و آزار و درد دادن به مردم هم،هر چه سنگین تر شود،آوارتر می شود و فرو می ریزد بر سر،ستم کاران.
برج های متروپل عبدالباقی،محصول پارتی(رانت)،رابطه،ساخت و پاخت در اقتصاد کج و ناراستی است که در نبود عدالت،نظارت و درستکاری،چاق شد و بر گرده ی مردم بی پناه درد دیده،سنگین شد تا آوار شود،روی سر مردم درمانده و دردمند.
حادثه متروپل هم چند روز دیگر همانند حادثه،پلاسکوها،سانچی ها،هواپیماها،متروها،اتوبوس ها،جاده ها،سیل ها،زلزله ها و...،خاموش و فراموش می شود تا حادثه های ساختگی و طبیعی و آسمانی و زمینی های دیگری.
تا ببینیم آثار برج سازی های رانتی و سست بنیان عبدالباقی ها در تهران و شیراز و اصفهان و اهواز و تبریز و مشهد و ...،با چه تکانی،فرو  بریزند و آوار شوند،بر سر مردم بی گناه و بی پناه و درمانده ی دیگری!