هفته دولت در 1401 و بدهی های دولت پیشین !
شوشان - دکتر حسن دادخواه :
من پیشتر و در سال های گذشته، طی یادداشتی با عنوان « کاش هفته دولت نداشتیم», نوشتم که برگزاری هفته دولت، با دیدگاه و سیاست خصوصی سازی و کم حجم کردن دولت، ناسازگار است. برگزاری هفته دولت با هدف نشان دادن خدمات دولت به مردم، تلقی سنتی ایرانیان از دولت را به عنوان یک مجری و خدمتگزار، تشدید می کند در حالی که نهاد دولت در کشورهای مدرن، فقط مسئولیت سیاست گذاری و نظارت را بر عهده دارد.
متاسفانه بنا به وجود کاستی و نواقصی در ساختار قدرت در ایران و نبودن احزاب و رژیم حزبی از یک سو و وجود منقطع دولت ها در ایران به شکل حلقه های ناپیوسته، هر دولتی، می کوشد تا با بی اعتبار و ناشایست نشان دادن دولت پیشین، خود را وارث ناکامی های مدیران پیشین نشان دهد، این در حالی است که دولت ها در سرزمینی مانند ایران، که در قالب یک نهاد، به نام نظام ، روی کار می آیند طبیعتاً بایستی همدلی بیشتری داشته باشند و هر دولتی، در مسیر حرکت طولی دولت قبل، به کار خود بپردازد و رفت و آمد دولت ها، موجب خنثی شدن و بر باد رفتن کارهای انجام شده، نشود.
نتیجه حرکت ها و فعالیت های بریده بریده دولت ها در ایران، تاکنون جز بالا بردن هزینه های دولت ها، ناتمام ماندن طرح ها، ادامه عقب ماندگی در کشور و بلاتکلیفی و بی برنامکی نبوده است.
با وجود آنکه همه دولت های پس از انقلاب اسلامی در ایران، با طی مراحل قانونی و جلب رای اکثریت مردم روی کار آمدند و روسای جمهور معمولا تحصیلکرده دانشگاه یا حوزه های علمیه و از چهره های فرهنگی بوده اند ولی با این وجود، پدیده بدگمانی و رقابت های مخرب و غیر سازنده، اجازه نداده است تا این دولت ها، راه یکدیگر را ادامه دهند و به نتیجه برسانند و عملا همه دولت ها، دولت پیشین را به کم کاری، داشتن برنامه های سست و بدهکاری مالی متهم می کنند بدون اینکه، به جنبه های مثبت و عملکردهای سودمند آن اشاره کنند.
اما برگزاری هفته دولت در نخستین سال روی کار آمدن دولت ها، وجود این دوگانگی ها را به خوبی نشان می دهد. طبعا هر دولتی در نخستین سالگرد روی کار آمدن خود، هنوز فرصت نکرده و چرخش یک سال، به آن اجازه شروع و به پایان رساندن طرح های عمرانی را نمی دهد و عملا همه دولت ها، پایان طرح های  عمرانی دولت و بلکه دولت های پیشین را اعلام و رونمایی می کند. به زبان دیگر، دولت ها افزون بر بجا گذاشتن بدهکاری برای دولت بعدی، حتما مقادیر زیادی کالای سرمایه ای هم از خود به جا می گذارد.
سازمان برنامه و بودجه به عنوان مغز و مرکز برنامه ریزی و بودجه بندی کلان کشور البته در جفت و بست میان دولت ها نقش بسزایی دارد. به سخن دیگر، این سازمان باید به رغم رفت و آمدن دولت ها، از یک ثبات و پایداری و بدنه کارشناسی برخوردار باشد تا مجموعه کوشش ها و عملکردها را به سوی کانون و هدف بزرگ کشور هدایت و کنترل کند.
به رغم این نقش و انتظار از سازمان برنامه و بودجه، در طی سال های گذشته ملاحظه شده است که دولت ها می کوشند تا این سازمان اصیل و قدیم را در خود جذب کنند و به خدمت خود در آورند.
فقدان یک سازمان بی طرف و علمی برای برنامه ریزی و کنترل هزینه ها، موجب گردیده است تا هر دولت آهنگ خود بنوازد و به راه یا بیراهه خود برود.