
اخلاق رسانهای؛ میراثی گرانبها
منوچهر برون
چند سال پیش، توفیق دیدار با استاد عزیزم، محمدباقر نجفزاده بارفروش، نویسنده، روزنامهنگار پیشکسوت و استاد ادبیات و فرهنگ عامه، معروف به «رجا»، نصیبم شد. در آن دیدار، استاد با احترام و محبت از استادان خود در دانشگاه تهران و نیز زندهیاد انجوی شیرازی، از چهرههای برجسته فرهنگ عامه ایران، یاد میکرد. آنچه بیش از همه در سخنانش جلوه داشت، تأکید بر اخلاقمداری، حرمت قلم و پرهیز از درگیریهای رسانهای بود.
استاد میگفت هیچگاه با کسی درگیری قلمی و رسانهای نداشته است. از نگاه او، یکی از آفتهای روزنامهنگاری، افتراق و چنددستگی است؛ جایی که بهجای همافزایی و گفتوگو، اختلافها گسترش مییابند و حرمتها قربانی رقابتهای فرساینده میشوند.
من از چنین بزرگانی آموختهام که اعتبار رسانهای تنها به سابقه کار، شمار مطالب منتشرشده یا جایگاه حرفهای نیست؛ اخلاق، انصاف، فروتنی و پاسداشت حرمت انسانها نیز بخشی جداییناپذیر از این اعتبار است. در طول بیش از چهار دهه فعالیت در عرصه رسانه، کوشیدهام تا جایی که میتوانم از حاشیهسازی دور بمانم، کسی را با قلم و رفتارم نرنجانم و هرجا از دستم کاری برمیآید، برای همکاران و دوستان قدمی بردارم. بیتردید هیچکس بیخطا نیست، اما میتوان همواره برای حفظ حرمتها و کاهش فاصلهها تلاش کرد.
با این حال، آنچه در ماههای اخیر میان برخی از دوستان رسانهای استان دیدهام، مایه تأسف است. اختلافهایی شکل گرفته که شاید با اندکی سعهصدر، گفتوگوی مستقیم و اعتماد متقابل، هرگز به این مرحله نمیرسید. اختلافنظر در هر مجموعهای طبیعی است، اما تبدیل اختلاف به صفبندی، بدگمانی و تخریب یکدیگر، نه مشکلی را حل میکند و نه به اعتبار رسانههای استان میافزاید.
در چنین شرایطی، تلاش برای گفتوگو و کاهش تنش، اقدامی در مسیر همدلی است؛ هرچند گاهی همین تلاشها نیز به حاشیه کشیده میشوند. با این همه، نباید اجازه داد رفتارهای مقطعی، اصل ضرورت گفتوگو را زیر سؤال ببرد. اگر قرار باشد هر قدمی برای نزدیککردن دیدگاهها به سوءتعبیر و اختلاف تازه منجر شود، راه آشتی دشوارتر خواهد شد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، رسانههای استان به همدلی، احترام متقابل و بازگشت به اصول حرفهای نیاز دارند. نشریات با مشکلات اقتصادی و دشواریهای فراوانی روبهرو هستند و در چنین وضعیتی، فرسودهشدن توان و اعتبار اهالی رسانه در اختلافهای درونگروهی، کمکی به حل مسائل اصلی نمیکند.
امیدوارم دوستان پیشکسوت و بزرگان رسانه با سعهصدر، دوراندیشی و میانجیگری مسئولانه، برای پایاندادن به این اختلافها تلاش کنند. هیچکس از نقد مصون نیست، اما نقد باید راهی برای اصلاح باشد، نه ابزاری برای حذف و رنجاندن دیگران.
از استاد نجفزاده بارفروش و دیگر بزرگان آموختهام که قلم، پیش از آنکه ابزار بیان باشد، امانتی برای حفظ حقیقت و حرمت انسان است. ماندگاری در رسانه نه با بلندتر سخنگفتن، بلکه با درستتر نوشتن، منصفانهتر رفتارکردن و نگهداشتن حرمتها به دست میآید. شاید امروز بیش از هر چیز، نیازمند بازگشت به همین درس ساده اما فراموششده باشیم: اختلافها میگذرند، اما آنچه از اخلاق و رفتار ما در ذهن دیگران میماند، بهآسانی از میان نمیرود.



