اخبار ویژه
یادداشت
گزارش
مقالات
گفتگو
البته، فرزند صالح امام خامنهای ره بودن و افتخار شاگردی، تجربه اندوزی و همسنگری تا مرز شهادت، یعنی، همزیستی با آن شهید بزرگوار تا آخرین نفس ها، این مسأله بنوبه ی خود یک امتیاز بزرگ و از حیث علم نشانه شناسی حجت ساز و اطمینان بخش در ملاک خبرگان رهبری به جهت کشف ولی فقیه در خصوص معرفی حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای در کنار سایر شرایط اساسی دیگر مثل بصیرت، شجاعت، فقاهت، آگاهی به زمان و تسلط در مدیریت بوده است و بدون تردید امت اسلامی در سراسر جهان قدردان این انتخاب متبرک هستند.
عبدالرحمن نیک سرشت
ممکن است «من در زمان فتح قدس نباشم» اما شما حتما در قدس نماز خواهید خواند و این دیر هم نخواهد بود
انشاءالله پایان این مسیر فتح قدس است.
پلیس: عجله و خوابآلودگی عامل اصلی است؛
رانندگان: جاده بینور، آسفالت نامرغوب و کمبود امکانات ما را خسته میکند.
هر سال که تعطیلات از راه میرسد، دل بسیاری از ایرانیان هوای سفر میکند؛ اما برای شماری از آنها، جاده به جای خاطرهای خوش، به پایانی تلخ تبدیل میشود. رئیس پلیس راه کشور به تازگی تأکید کرده که دو قاتل اصلی در جادههای ایران، «عجله و شتاب» همراه با «خوابآلودگی ناشی از بازگشت از سفر» هستند. حرف ایشان درست، اما ناقص است. چون اگر پای صحبت رانندهها بنشینیم، چیزهای دیگری هم میشنویم؛ حرفهایی از جادههای تاریک، آسفالتهای ترکخورده، تابلوهای گمشده و آمبولانسهایی که دیر میرسند.
سالگرد آن داغ بزرگ...
هنوز داغدار آن لحظه های مصیبت در مصیبت ام. مگر می توانم از یاد ببرم؟ آن لحظات آخرالزمانی هول آور را ؟ قیامتی برپا شده در زادبوم هزار زخم .. وقتی رسیدم که آبادان، این شهرِ آرام و خسته، دیگر همان شهری نبود که بود. حالا در میان غبارِ سوگ و سنگهای درهمشکسته، نام «متروپل» مانند خنجری مسموم بود که زخمی عمیق بر پیکرهی این خاک حک کرده است. با پدران جگر گوشه از دست داده و مادران جگرسوخته ، همدرد شدم ، اما مگر می شد در آن ماتمگاه به مقام همدردی این دردمندان رسید؟
پلیس؛ همراه یا رقیب؟
عبدالحمید گلافشان ـ تصور کنید در جادهای در حال رانندگی هستید. ناگهان خودرویی با سرعتی جنونآمیز از کنار شما رد میشود، یا ماشینی دیگر با حرکتی مارپیچ، لاین شما را میشکند. در چنین لحظاتی، حضور یک نیروی انتظامی که بتواند این تخلفات را کنترل کرده و از بروز اتفاقات ناگوار جلوگیری کند، چقدر اهمیت پیدا میکند؟ حال تصور کنید همین نیرو، به جای آنکه در معرض دید باشد، در نقطهای پنهان منتظر تخطی شما باشد. اینجاست که بحث "کمین پلیس" یا "کمک به رانندگان" مطرح میشود. این گزارش، به زبانی ساده و عینی، به بررسی این موضوع و نقش واقعی پلیس راه در تأمین امنیت جادهها میپردازد.
در جهان معاصر، مرز میان بدن انسان و سامانههای هوشمند، بیش از هر زمان دیگری در حال فروپاشی است. آنچه تا چندی پیش در قلمرو داستانهای علمیـتخیلی تعریف میشد، امروز در قالب شبکهای از سنسورهای پوشیدنی، سامانههای اینترنت اشیا و الگوریتمهای پیچیده یادگیری عمیق، به بخشی از زیست روزمره بشر تبدیل شده است. اکنون فناوری نهتنها توانایی مشاهده رفتارهای فیزیکی انسان را دارد، بلکه قادر است آنها را تحلیل، پیشبینی و حتی پیش از وقوع بحران، هشداردهی کند. در چنین چشماندازی، مدل ترکیبی «سنسور + هوش مصنوعی» را باید یکی از مهمترین تحولات حوزه سلامت دیجیتال، مهندسی پزشکی و تحلیل عملکرد انسانی دانست.
رمان «زلیخا» اثر نیلوفرلیلی سلطانی نویسنده ی ایرانی‑کانادایی متولد آبادان،یکی از معدود آثار داستانی به زبان انگلیسی است که به بازنمایی نظام مند خوزستان به مثابه یک زیستجهان عربتبار میپردازد. اهمیت این اثر برای پژوهشگران ادبیات بومی خوزستان در آن است که از منظر یک ناظر بیرونی و با نگاه تهرانمحور و با حسرتزدگی صرف یک مهاجر روایت را بیان نمیکند بلکه با جزییات قومنگارانه و حافظه حسی به روایت مکانی میپردازد که همزمان هم وطن است و هم غربت!
درخت انار اثر سیاوش ساعدپناه، فیلم کوتاهیست که در قالب سینمای مینیمال و شاعرانه، روایتی از فقدان، حافظهٔ جسمیافته و تقابل نسلها ارائه میدهد. این نقد با رویکردی آکادمیک، ساختار روایی، زبان بصری، نمادپردازی فرهنگی و کارکردهای صوتی فیلم را در چارچوب نظریات فیلمشناختی بررسی میکند و نقاط قوت و ضعف اثر را در بستر سینمای هنری ایران ارزیابی مینماید.
مراسم وداع با منصور ململی، شاعر مسجدسلیمانی، با حضور شاعران و دوستداران ادبیات در فرهنگسرای جوان برگزار شد. در این آیین، شاعران با خواندن اشعار او یادش را گرامی داشتند و از جایگاهش در شعر معاصر جنوب کشور سخن گفتند.پس از مراسم، پیکر او با بدرقه دوستداران به قبرستان کلگه مسجدسلیمان تشییع و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
بارانی بود. باد می وزید. ابرها سورمه ای بودند و برخی خاکستری. آبیِ آسمان زیر ابرها بود. نور خورشید میان ابرها و قطره های باران. رنگین کمان رخ نمود. آبی، زرد، سبز، قرمز.
رنگین کمانِ هلالی شکل، بخشی از زیباییِ آسمانِ ابری و بارانی را دربر گرفت. پرندگان در پرواز بودند، گروه گروه. كبوترها و پرستوها. گنجشك ها هم بودند. پرواز كنان ارتفاع گرفتند. تا به سمت رنگین کمان. و من در تراس تماشا می کردم.
صدا آمد. صدای مهیب. همه احساس و زیبایی را برهم زد. بمب از آسمان آمد. همراه با باران. و پس از عبور از ابرها و رنگین کمان. با سرعت، زوزه کشانُ بی قید می آمد.
پرندگان از هم جدا شدند. تعدادی به چپ و تعدادی به راست. دود برخاست. ستون دود. مخروطی شکل. چیزی شبیه به مار. ماری سر برآورده از زمین. سیاه و خاکستری. شعله های آتش می چرخیدند و چون گردباد رو به آبیِ آسمان می رفتند.
در پاسخ به تهاجم به صنعت فولاد؛
حمله به زیرساختهای صنعتی، فراتر از یک حادثه اقتصادی یا فنی است. در اصل نقض آشکار کنوانسیونهای بینالمللی است و بهعنوان ضربهای مستقیم به امنیت ملی تلقی میشود. و اما صنعت فولاد، ستون فقرات صنعت و شاخصی قابل اعتماد برای سنجش توسعهیافتگی هر کشور است.
خلیج فارس فراتر از یک نام:
اتفاقهای اخیر و تسلط ایران بر تنگه هرمز نشان داد که خلیج فارس یک واقعیت عینی است و نام آن بیجهت با نام ایران گره نخورده است پیشنهاد راه تجاری حجاز به جای تنگه هرمز تلاشی برای پذیرش غیرمستقیم این واقعیت است. تسلط ایران بر تنگه هرمز موجب شد برخی کشورهای منطقه به فکر جایگزینی برای این مسیر بیفتند. پیشنهاد راه تجاری حجاز یکی از این تلاشها است.
پنجاهوچند روز از آتش جنگ سوم تحمیلی گذشته. تازه فهمیدم یکی از ما کم شده است؛ یکی از ما هشت نفر. «افشین کاکایی». در روز دوم یا سوم جنگ. دیر فهمیدم... همیشه دیر میفهمیم؛ بیصدا، ساده، تلخ.
ما هشت نفر بودیم؛ هشت خطِ دور از هم، که دستِ روزگار روی یک نقطه از نقشه جمعشان کرد. هر کدام با چمدانی نصفهنیمه، از گوشهوکنار این سرزمین. پاییز هفتاد و نه؛ مهرماه؛ هوای داغِ اهواز و تبِ جوانی. از کوهدشت و خرمآباد و بروجن و بهبهان؛ از شیراز و کرمانشاه و آبادان. آدمهایی که شاید اگر دست تقدیر نبود، حتی سایهشان هم از کنار هم نمی گذشت. سقف دانشگاه، زندگی دانشجویی، چفتوبستمان شد. روزگار، استاد همین «قرار نبود»هاست...
آخرین اخبار