امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عبدالحمید گلافشان :
هرروز که از گوشهای از شهرهای خوزستان میگذری، صحنههایی تکراری چشمت را میآزارد: لامپهای سوخته در بلوارها که هفتههاست کسی تعویضشان نکرده، فضای سبزو درختان پارکها که از تشنگی زرد شدهاند و زبالههایی که کنار سطلهای بیسرپوش جمع شدهاند. راستی مگر وظیفه شهرداری و شورای شهر، جز این است که شهر را برای زیستنِ آبرومندانه مردم آماده کنند؟
این گزارش نگاهی صمیمانه و بیپرده به فاصلهی میان «قانون» و «عمل» در مدیریت شهری خوزستان است.
بسیاری از شهرداران و اعضای شورای شهر گاهی چنان بر سر آسفالت یک کوچه یا نصب چند چراغ جاروجنجال راه میاندازند که گویی بزرگترین پروژه عمرانی کشور را تحویل دادهاند؛ غافل از اینکه اینها جزو وظایف قانونی و روزمرهی آنهاست نه کاری فراتر از آن. اما آنچه در شهرهای خوزستان میگذرد، فاصلهی عمیقی با همین وظایف ساده دارد.
نخست؛ روشنایی و فضای سبز:
در بسیاری از بلوارها و پارکها، پایههای چراغ برق ماههاست که لامپ سوخته دارند و شبها در تاریکی مطلق فرو رفتهاند. فضای سبز پارکها و بلوارها هم به دلیل آبیاری نکردن و هرس نکردن علفهای هرز، روزبهروز زردتر و خشکتر میشود. انگار نه مسئولی درخت تشنه را میبیند و نه لامپ سوخته برای کسی دردسر دارد.
دوم؛ نظافت شهری و سطلهای زباله:
از سطلهای زبالهی غیراستاندارد که در بسیاری از خیابانها یا وجود ندارد یا اگر هست، درب ندارد و زباله از آن بیرون میریزد. ماشینهای جمعآوری زباله هم در خیلی از شهرها فرسوده و غیربهداشتی هستند؛ طوری که شیرابهی زبالهها هنگام حمل، در سطح خیابانها پخش میشود و آلودگی و بوی نامطبوع سراسر محله را فرا میگیرد. همچنین در بازارچههای محلی، موتورسیکلتها آزادانه در مسیر پیادهروها پارک میکنند و نظم و تردد عابران را بر هم میزنند.
سوم؛ کمبود سرویسهای اساسی:
نه خبری از ایستگاههای استاندارد تاکسی و سرویسهای شخصی است، نه سرویس بهداشتی عمومی در سطح بازارها. صاحبان اصناف و مسافران ناچارند برای رفع نیاز به سرویس بهداشتی مساجد یا زیارتگاههایی بروند که گاهی فاصلهی زیادی با مرکز شهر دارد. این در حالی است که شهرداریها حقوق میگیرند تا پاسخگوی همین نیازهای ساده باشند.
چهارم؛ رنج مراجعهکنندگان:
برای گرفتن یک پروانه کسب، پایان کار یا پروانه ساختوساز،مردم آنچنان در ادارات شهرداری سرگردان میشوند که گاهی راههای غیرقانونی را امتحان میکنند.
سؤال اینجاست:
وقتی شهرداروشورابرای خدمت حقوق میگیرندچرا باید سادهترین خدمات با این همه عذاب همراه باشد؟
اینجا نقش استاندار و معاونت عمرانی استانداری خوزستان حیاتی است.
آنها باید نظارت مؤثری بر عملکرد همه ی شهرداریهای استان داشته باشند و با شهردارانی که سنگاندازی میکنند یا وظایف اصلی خود را فراموش کردهاند، قاطعانه برخورد کنند. مردم توقع معجزه ندارند، فقط میخواهند قوانین به درستی اجرا شود.
درد مردم خوزستان ازسادهترین چیزهاست:
یک نیمکت در پارک، یک لامپ روشن در بلوار، یک خیابان بدون شیرابهی زباله، و یک سرویس بهداشتی در بازار.
شهرداران واعضای شوراهابدانندکه صندلیهایشان را مدیون همین مردماند. استاندارومعاونت عمرانی استانداری هم باید به عنوان ناظران عالی، اجازه ندهند هیچ مسئولی از مسیر خدمت خارج شود.
وقت آن رسیده که از شعار و عکسهای نمایشی عبور کنیم و به جای آن، شهرها را برای زیستن بسازیم، نه برای ژست گرفتن.