کد خبر: ۱۱۴۲۳۹
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۹
فاضل خمیسی

یکی بود یکی نبود، شهری بود…

شوشان ـ فاضل خمیسی :

 آنقدر به مسائل استان خوزستان و بخصوص اهوازش در زمینه های مختلف پرداخته شده که مقدمه چینی برای آن نه تنها کاری است 
بی فایده، بلکه حس می کنی در حال  اتلاف زمانی!
در دوره ای که«گزین گویی» و «کوتاه نویسی» مطلوب جامعه است، پرداختن به حواشی و حاشیه را برمتن ترجیح دادن نوعی
 تعارف و بازماندگی در انتقال شفاف و واضح پیام است، بنابراین و بی تعارف:
 الف) مگر قرار نبود حسب روزشماری را که بالای ایستگاههای مترو نصب و هر روز عددی از آن کسر می‌شد چندین ماه پیش این قطار شهری درمانده در راه ، راه اندازی شود، پس چی شد؟
ب) اهواز جزء گرمترین و آلوده ترین شهرهای دنیاست که در چند سال اخیر ریزگرد هم به آن افزوده شده، سال ۹۱ با تصویب پروژه ای خاص بمنظور کاهش آلودگی و مقابله با گرد و غبار مقرر شد حجمی به اندازه ی  ۷۲۰۰ هکتار فضای سبز  در اطراف و کانونهای گرد و غبار شهرستان تحت عنوان «کمربند سبز اهواز»
با همکاری سازمان ها و شرکت هاو به خصوص نفت و صنایع فولاد درختکاری انجام شود، زمان اتمام طرح سال ۹۵ تعیین شد، لیکن پس از حدود ۱۴ سال از کلنگ زنی پروژه هنوز که هنوز است ، خبری از پیشرفت این پروژه ی حیاتی و ضروری شنیده نمی شود، حتی گفته می‌شود بدلیل همکاری نکردن برخی مدیران دستگاهها این طرح متوقف و درخت های اندکی که هم کاشته اند بدلیل عدم آبیاری خشکیده شده اند… خیلی از مردم می پرسند راستی!  کمربند سبز که آنهمه برایش تبلیغ کرده بودند، چی شد؟..
  در خصوص فاضلاب اهواز که هر سال به وقت بارندگی بر سر زبان هاست حرف و وعده ها بسیار شنیده شده بطوریکه این مثنوی هفتادمن  گویا یکی از دغدغه های بالاترین لایه های مدیریتی کشور است… حتماً  این طرح یادگار!! روزی به اتمام خواهد رسید!
  قرار بود زیاد مقدمه چینی نشود … بخاطر همین شرط مجبورم گذرا و خطی به چند نمونه دیگر «ناتمام ها» اشاره کنم:
 راستی چه خبر از فرودگاه جدید اهواز که سالها پیش قولش را داده بودند؟
 موزه و پارک جزیره به کجا رسید؟
 میگم ! صحبت از تاسیس شهر سلامت  و استقرار پزشکان در منطقه ای مستقل با امکانات کامل بود کسی خبر از این پروژه دارد؟
 خرسند بودیم قرار است نادری تبدیل به یک مرکز خرید آبرومند و پاکیزه ای شود… اما، نه تنها اینگونه نشد بلکه تبدیل به مرکزی شد که از تمام کشور برای دستفروشی به آن مراجعه و فعالیت می کنند…
 شرح ورودی های مرکز استان که مایه ی شرمندگی است زبان قاصر است، از یک ورودی قصاب ها دیوار به دیوار هم دام سر می برند و سلاخی می کنند، و از ورودی دیگر نخاله های ساختمان و زباله و مراکز دپوی ضایعات به واردین خوش آمدگویی خاص با طعم دست انداز و بوی نامطبوع می گویند.
خیلی موارد دیگر هم  هست که مجال پرداخت نیست ،  فقط اشاره به این نکته خالی از لطف نیست، که همه ی مسوولین شهری دغدغه ی خدمت به مردم را داشته و بخاطر همین هم تا پاسی از شب چراغ اتاق کارشان روشن است!
 حالا چرا «شهر» اینگونه ناتمام است، خدا داند…

نظرات بینندگان
captcha