کد خبر: ۱۱۴۲۷۱
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۶

نبرد امواج در جنگ روایت‌ها و تأثیر آن بر افکار عمومی  

شوشان ـ منوچهر برون :


جهان امروز، بیش از آن‌که میدانِ جنگ تفنگ‌ها و توپ‌ها باشد، عرصهٔ نبردِ روایت‌ها و امواج رسانه‌ای است. در این نبرد، گلوله‌ها از جنس کلمات‌اند و جبهه‌ها در ذهن انسان‌ها شکل می‌گیرند. هر خبر، هر تصویر، هر پست کوتاه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند جرقهٔ روایتی تازه باشد؛ روایتی که قدرت شکل دادن یا تغییر دادن اندیشه را دارد. این همان چیزی است که می‌توان آن را «نبرد امواج در جنگ روایت‌ها» نامید، نبردی خاموش اما تعیین‌کننده، که سرنوشت افکار عمومی را رقم می‌زند.
در دوران قدیم، انسان برای دریافت خبر به چشم خود و به گفتهٔ شاهدان تکیه می‌کرد؛ اما امروز، واقعیت از دریچهٔ رسانه‌ها دیده می‌شود. هر رسانه، همانند موجی است که بر سطح ذهن ما می‌غلتد و اثر خویش را بر جای می‌گذارد. امواج پرقدرت رسانه‌ای، نه‌تنها خبر را منتقل می‌کنند، بلکه معنا می‌سازند، احساس خلق می‌کنند و باور می‌پرورند. در این میدان، آنچه اهمیت دارد، نه فقط «خبر» بلکه «زاویهٔ روایت»است.  
در جنگ روایت‌ها، هر سو می‌کوشد داستان خود را چنان جان‌دار بازگو کند که ذهن مخاطب آن را به عنوان حقیقت بپذیرد. واقعیت، دیگر مجموعه‌ای از داده‌ها نیست؛ حاصل تفسیری است که از آن ارائه می‌شود. رسانه‌ها به مثابه راویان بزرگ عصر ما، می‌توانند با انتخاب واژه‌ها، با شدت تصویر، با لحن و تکرار، احساسات جمعی را برافروزند یا خاموش کنند. از این رو، هر موج رسانه‌ای، توانایی آن را دارد که بر ساحل افکار عمومی اثر بگذارد — گاه به آرامی، گاه به خشونت.
این امواج، گاه حقیقت را روشن می‌کنند و گاه غبار بر چهرهٔ آن می‌نشانند. در میان طوفان روایت‌ها، مرز میان دروغ و راستی باریک‌تر از همیشه است. جامعه‌ای که سواد رسانه‌ای ندارد، در برابر این امواج بی‌دفاع می‌ماند و ذهنش میدان تاخت‌وتاز روایت‌های ساختگی می‌شود. در چنین وضعی، حقیقت نه در صدای بلندتر، بلکه در (بینایی نقادانه و ذهن پرسشگر)آشکار می‌شود.  
تأثیر این نبرد بر افکار عمومی چشمگیر است. گاهی موجی از خبر یا تصویر می‌تواند احساس همدردی، خشم یا امیدی جمعی پدید آورد و مسیر اندیشهٔ جامعه را دگرگون کند. مردم، بی‌آن‌که خود آگاه باشند، در جریان روایت‌هایی شناور می‌شوند که توسط مراکز قدرت یا افکار خاص طراحی شده‌اند. این امواج می‌توانند باور عمومی بسازند، جهت رأی‌ها را تغییر دهند، فرهنگ را بازتعریف کنند یا حتی مفهوم واقعیت را دگرگون سازند.  
شگفتی نهفته در این جنگ آن است که سلاح‌ها نامرئی‌اند. نبرد امواج، نه در خاک، بلکه در ذهن‌ها رخ می‌دهد؛ در باورها، احساسات و قضاوت‌های مردم. هر روایت، اگر از هزاران تکرار بگذرد، بدل به حقیقتی تلقی می‌شود که دیگر کسی آن را نمی‌سنجد. در این‌جا، شاعرانه‌ترین بخش ماجرا نیز پدیدار می‌شود: ذهن انسان، همچون دریایی است که امواج بر آن می‌کوبند — اگر خودِ انسان بیدار نباشد، دریا آرام می‌نماید ولی در ژرفای خود، سرشار از آشوبِ معنا می‌شود.
با این‌همه، در میان هیاهوی امواج، هنوز صدای خرد و آگاهی شنیده می‌شود. نیروی تفکر نقاد، همان ساحلی است که هر موجی بر آن می‌شکند. جوامعی که شهروندانشان مجهز به سواد رسانه‌ای‌اند، روایت‌ها را نه بی‌درنگ می‌پذیرند و نه کورکورانه رد می‌کنند؛ بلکه با نگاهی ژرف، از دلِ چند روایت، معنای اصیل را بیرون می‌کشند. این توان، همان مقاومت فرهنگی است؛ مقاومتی که اجازه نمی‌دهد ذهن انسان، بی‌دفاع در برابر امواجِ روایت‌سازی رها شود.
 نبرد امواج در جنگ روایت‌ها، نبردی بر سر حقیقت و ذهن است. رسانه‌ها تلاش می‌کنند آینده را از راه تفسیرِ حال بسازند، و افکار عمومی با پذیرش یا رد روایت‌ها، مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند. هر یک از ما، در این میدان، یا موجی هستیم یا سنگی در برابر موج. و شاید رسالتِ اصلی انسانِ آگاه همین باشد: ایستادن در برابر تلاطم روایت‌ها، و گوش سپردن به صدای آرام اما راستینِ شناخت و تفکر.

نظرات بینندگان
captcha