امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ صالح محمدیان :
معاون شرکت توانیر، پشت تریبون ایستاده و با لحنی که انگار اعلام جرم میکند، گفته: «برق مشترکان پرمصرف، بدون هیچ تشریفاتی قطع میشود.» بدون تشریفات. بدون اغماض. بدون حتی یک «ببخشید». انگار نه انگار که برق، در این مملکت، دیگر یک خدمت نیست. یک اخطار است. یک تهدید آویزان بالای سر مردمی که در گرمای ۵۰ درجه، کولر را تنها پناه خود میدانند.
خوب دقت کنید. بحث بر سر «پرمصرف» و «کممصرف» نیست. بحث بر سر یک منطق معیوب است. منطقی که میگوید: «ما نمیتوانیم برق تولید کنیم، پس تو حق نداری مصرف کنی.» منطقی که به جای آنکه از خود بپرسد چرا بعد از این همه سال، هنوز شبکهٔ برق کشور در اوج تابستان زانو میزند، میآید و انگشت اتهام را به سمت همان شهروندی میگیرد که از صبح دنبال یک کولر گازی دستدوم بوده تا بچهاش در خانه گرمازده نشود.
«بدون تشریفات» یعنی چه؟ یعنی دیگر لازم نیست مأمور برق بیاید، اخطار بدهد، مهلت بدهد. یعنی یک دکمه در اتاق کنترل فشار میدهند و تمام. این یعنی قدرت مطلق در دست کسانی که پاسخگو نیستند. امروز به جرم مصرف زیاد، برق را میبرند. فردا به جرم چه؟
اما صبر کن. یک جای دیگر هم برق مصرف میشود. نه برای کولر، نه برای یخچال، نه برای روشنایی خانه. آن طرف، در سولهای بینام و نشان، در حاشیهٔ شهری که چراغهایش مدام چشمک میزند، ماینرها کار میکنند. ماینرهایی که هرکدامشان به اندازهٔ یک آپارتمان دهواحدی برق میبلعند. همان برقی که قرار است سهم مردم باشد، میرود توی شکم دستگاههایی که رمزارز تولید میکنند و پولش میرود به جیبهایی که هیچوقت در گرما عرق نکردهاند.
حالا سوال اینجاست: آقای توانیر، همان قدرتی که برای قطع برق یک خانواده بدون تشریفات داری، برای جمعکردن ماینرهای غیرمجاز هم داری؟ همان اخم و تهدید را برای دزدهای برق هم داری، یا فقط برای مردمی که کولرشان را روی ۲۴ درجه گذاشتهاند؟ مردم میبینند که با ماینرها برخورد نمیشود، با اختلاس برق مماشات میشود، با مصارف نجومی پشت کنتورهای دستکاریشده کاری ندارید، اما آمدهاید سراغ خانهٔ آنها که تنها گناهشان نفسکشیدن در خوزستان است.
همان توانیری که امروز تهدید به قطع برق میکند، همان است که دیروز نتوانست جلوی ماینرها را بگیرد. همان است که نتوانست شبکه را مقاوم کند. همان است که نتوانست تلفات برق را کم کند. حالا اما آمده و با ژست یک قاضی، برای مردم حکم صادر میکند. انگار که تقصیر مردم است که برق، تولید نمیشود. انگار که تقصیر مردم است که ماینرها، برق را میدزدند و شما نگاه میکنید.
مردم جنوب اما چه میگویند؟ آنها که در خوزستان، در خوزستانِ نفت و گاز و پتروشیمی، باید کولر را فقط در ساعاتی خاص روشن کنند. آنها که تابستان را نه با مسافرت، که با بیخوابی و عرقریزی میگذرانند. آنها از این «بدون تشریفات» فقط یک چیز میفهمند: بدون ترحم. بدون ذرهای فهمیدن. آنها میپرسند چطور برای قطع برق یک خانواده اینهمه عزم و اراده دارید، اما برای قطع برق یک مزرعهٔ ماینر، ماهها نامهنگاری میکنید و آخرش هم هیچ نمیشود؟
و نکتهٔ آخر: این قطعی برق، فقط یک قبض جریمه نیست. یک مجازات دستهجمعی است. در خانهای که برق میرود، فقط کولر خاموش نمیشود. یخچال خاموش میشود، پمپ آب خاموش میشود، چراغ خاموش میشود، زندگی خاموش میشود. اما در همان ساعت، ماینرها در سولههای بینام و نشان، بیتفاوت به این خاموشی، به کار خود ادامه میدهند. این را اما چه کسی در اتاق دربستهٔ توانیر میفهمد؟
پس آقای معاون، برق را قطع کن. اما اول برو سراغ ماینرها. اول برو سراغ دزدهای برق. اول نشان بده که قدرتت برای همه یکسان است. بعد بیا و برای مردم اخطار بفرست. وگرنه این «بدون تشریفات» فقط یک چیز را فریاد میزند: ما قدرت برخورد با دزدها را نداریم، پس مردم عادی باید تاوانش را بپردازند.
و بدان که با این کار، فقط برق نمیرود. اعتماد میرود. امید میرود. و صبری که ته مانده، شاید آخرین چیزی باشد که قطع میشود. آن وقت، دیگر هیچ مأموری نمیتواند وصلش کند.