کد خبر: ۱۱۴۲۶۸
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۳

چرا فرهنگ؟کجاست فرهنگ؟

شوشان ـ جعفر دیناروند :


واژه فرهنگ، گرچه برای بسیاری از مردم،آشناست اما آن ها در عمق شناسی،  دچار لغزش های مختلفی می شوند.این معنا را می توان در دو نکته لفظی و عملی، دریافت.اینکه فرهنگ چیست؟ به آگاهی ها و مطالعات فردی مربوط می شود.تعدد تعاریف و مخلوط کردن حوزه ها با هم، یکی از مهم ترین زیان های معنایابی آن است.
ورود به حوزه تربیت و یکی  دانستن آن با فرهنگ و نیز تساوی اخلاق با آن، جامعه انسانی را دچار سردرگمی و ورود به مسیری اشتباه می کند.شاید به همین دلیل است که حتی در میان مسئولین، از واژه غلط«فرهنگ سازی» به جای«تغییر رفتار و اصلاح آن» استفاده می کنند.
این چنین وضعیتی، جامعه را به سمت اشتباه نگری و تکرار آن، هدایت می کند.مسیر غلط، رفتارهایی غلط و گاه خطرناک را تولید می کند.از این نظر است که باید مداوم پرسید که فرهنگ چیست؟
این، ابتدایی ترین و در عین حال بنیادی ترین پرسش مورد نیاز، در کاربرد فرهنگ است.
با دریافت ‌پاسخ، پرسش بعدی که اهمیتی بسزا دارد، مطرح می شود و آن اینکه جایگاه فرهنگ کجاست؟ آیا گمشده ای احساس نمی شود؟خلایی در جامعه وجود ندارد؟ بدون شک، باید جستجو کرد.
اگر در فرهنگ یک ملت«یاری» وجود دارد، پس «زیر  میزی های پزشکی چرا؟».اگر در باور یک جامعه،« همدلی» استحکام لازم را داراست، پس این گرانفروشی برای 
چیست؟اگر فرهنگ به  دانایی بها می دهد، پس کلاس های خصوصی و در آمدزایی، 
چه معنایی دارد؟اگر همبستگی ملی، در فرهنگ نهفته است، این پرسش های عجیب و غریب گزینش ها و حراست ها، در کجای معادله فرهنگی، جای می گیرند.
کافی است، بررسی شود تا جایگاه فرهنگ در رفتارها هم مشخص گردد.بی دلیل نیست که باید پرسید، فرهنگ کجاست؟

نظرات بینندگان
captcha