کد خبر: ۱۱۴۳۵۸
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۱

از غیرت تا واقعیت؛ چرا اقتصاد دریامحور خوزستان به جای بیل مکانیکی به جراحی مغز نیاز دارد؟! 

شوشان ـ غلامعباس دیناروند :

 استاندار خوزستان در تازه ترین اظهارنظر خود لحنی به کار برده که در میان مدیران ارشد کشور کمیاب است؛ لحن عملیاتی. تاکید بر گذر از بروکراسی فراخواندن لودر و بولدوزر به جای جلسات اداری و حتی وارد شدن به جزییات حقوقی لایروبی اروند، نشان از عطشی برای تحرک در استانی دارد که سالهاست از کرخه تا کارون از شادگان تا آبادان، درگیر ابربحران هاست. اما آیا این عزم جزم برای گشودن گره های کور اقتصادی خوزستان کافی است؟ بیایید صادق باشیم؛ ستاد توسعه اقتصاد دریامحور در خوزستان، تازه ترین متولدشده ای است که پای بر ویرانه های صدها طرح مشابه گذاشته است. تشکیل پنج کمیته تخصصی با محوریت بنادر، زیرساخت، گردشگری، شیلات و ترانزیت در شرایطی که بسیاری از استانها حتی یک کمیته موثر برای مدیریت پسکرانه های آبی خود ندارند شاید جذاب باشد! اما یادداشت برداری از صورتجلسات این کمیته ها بدون سیستم پایش زنده و اختیارات خرج بودجه، صرفا به آمار دستگاههای کپی کننده اضافه خواهد شد.! 
نکته اول، معمای حقوقی لایروبی اروند است اینکه استاندار میفرمایند بر اساس قرارداد ۱۹۷۵ عمل خواهیم کرد از منظر حقوق بین الملل اقدامی شجاعانه ولی خطرناک است. قراردادی که یکطرفه توسط عراق فسخ شده و امروز مبانی حقوقی ما بر پایه پروتکل های فنی ۱۹۹۰ و تفاهم‌نامه های ۲۰۱۲ استوار است. اشتباه نکنیم لایروبی اروند یک پروژه عمرانی نیست بلکه یک عملیات ویژه ژئوپلیتیک است اگر پای این لایروبی به دادگاه بین المللی داوری یا پرونده تحدید حدود کشیده شود استناد به معاهده ای که عراق آن را منسوخ می‌داند میتواند به جای احیای معیشت خرمشهر به یک بحران دیپلماتیک منجر شود. پیشنهاد کارشناسی این است که فورا موضوع از سطح سیاسی به سطح کارگروه مشترک هیدروگرافی منتقل شود و مستندات فنی نه حقوقی، مبنای عمل قرار گیرد. 
نکته دوم، نادیده گرفتن بمب ساعتی محیط زیست است؛ استاندار از لایروبی برای افزایش آبخور کشتی ها می‌گوید اما اشاره نمیکند که دستکاری ژرفای دهانه اروند بدون مدلسازی سه بعدی رسوب و شوری چه بلایی بر سر درخت کاری های حرا و اندک شالیزارهای آبادان خواهد آورد. در سالهای اخیر هر اقدام سازه ای بر روی رودخانه های خوزستان از سدهای بالادستی گرفته تا کانال کشی ها  با یک عقب گرد زیست محیطی همراه بوده است. در این مطلب منتشر شده توسط کانال استانداری خوزستان  نه خبری از پیوست ارزیابی اثرات زیست محیطی است و نه هماهنگی با سازمان محیط زیست برای جلوگیری از پیشروی آب شور به سمت اراضی کشاورزی. اقتصاد دریامحور نباید به قیمت نابودی خاک حاصلخیز خوزستان تمام شود.
 نکته سوم، توهم تنوع بخشی شیلاتی است؛ استاندار درست میگوید که تکیه بر کپور بازار را از دست داده اما در شرایطی که صادرات آبزیان با تحریم های بانکی و تحریمهای لجستیکی ناشی از فقدان زنجیره سرد استاندارد در منطقه دست و پنجه نرم می‌کند تغییر گونه به میگو یا ماهی خاویاری صرفا یک تغییر نام است نه تغییر استراتژی. تا زمانی که منطقه آزاد اروند به یک هاب لجستیکی صادراتی با آزمایشگاههای مرجع بین المللی تبدیل نشود این توصیه ها در حد یک سخنرانی انگیزشی باقی خواهد ماند و اما نکته کلیدی دیگر که باید گوشزد کرد، غیرت به تنهایی کارساز نیست. درخواست استاندار برای رفع اختلافات حقوقی سازمان آب و برق و شهرداری از طریق تفویض اختیار، در ظاهر راه گشاست اما در باطن، نشانه ای از نبود یک نهاد فراقانونیِ حل اختلاف است. سرمایه گذار خارجی برای ورود به جزیره مینو به غیرت مدیران محلی اعتقادی ندارد او به قراردادهای شفاف مشارکت عمومی خصوصی، ضمانت بازگشت سرمایه و قوانین ضدفساد چشم دوخته است ما در خوزستان آنقدر سرمایه گذار خارجی را با اختلافات حقوقی بین دستگاهی ترسانده ایم که اکنون حتی پرورش ماهی در استخرهای دومنظوره نیز با تردید مواجه است پیشنهاد من به استاندار  خوزستان این است که اقتصاد دریامحور را از یک پروژه عمرانی بیل و کلنگ به یک پروژه هوشمند هیدروگرافی و دیپلماتیک ارتقا دهد. به جای پنج کمیته موازی یک مرکز فرماندهی واحد با اختیار تخصیص ارز و بودجه ایجاد کند به جای صحبت از خط مرزی ۱۹۷۵، روی مدلهای ریاضی مشترک با عراق برای مدیریت جریان آب تمرکز کند و مهمتر از همه برای هر متر مکعبی که از اروند لایروبی میشود یک متر مکعب برنامه احیای تالاب تعریف کند. خوزستان نیازی به یک مدیر پرشور دارد؛ خوزستان به یک مدیر جراح نیاز دارد که بداند نبض اقتصاد این استان در گرو بیل های مکانیکی نیست بلکه در گرو احترام به قواعد بازی پیچیده آب، خاک و سیاست خارجی می تپد. در غیر این صورت این ستاد جدید نیز در میان انبوه ستادهای قبلی گم و محو خواهد شد و حسرت «اگر عملیاتی شده بود» بر دل مردم خوزستان باقی خواهد ماند.

این جریان ادبی در کشاکش سه نیروی متضاد تعریف می‌شود: تلاش برای حفظ زبان مادری در برابر فشار یکسان‌سازی (دوزبانگی به مثابه مقاومت)، ساختار متمرکز نشر که حاشیه را ناپیدا می‌کند و فرآیند اسطوره‌زدگی از ترومای تاریخی که معنای جنگ را بازتعریف می‌کند. مرزهای روایت در خوزستان نه فقط در میدان سیاست که در همین لایه‌های عمیق جامعه‌شناختی و زیبایی‌شناختی شکل می‌گیرند. درک این لایه‌ها، شرط لازم برای خوانش متن‌هایی است که از دل یکی از پیچیده‌ترین مناطق فرهنگی ایران برخاسته‌اند.

نظرات بینندگان
captcha