امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ سیدناصرموسوی نژاد :
«در جنگ صفین، منطق نظامی کاملاً روشن بود. مالک اشتر، نوک پیکان سپاه حق، تا آستانۀ ورود به خیمه گاه معاویه پیش رفته بود.
شکست دشمن، نه یک تحلیل، که یک مشاهدۀ قطعی بود.
اما در همان لحظات سرنوشت ساز، زمزمههایی جز نالۀ شمشیر به گوش رسید؛ زمزمۀ دنیاطلبان و خسته شدگان از جنگ.
خودِ امیرالمؤمنین (ع) به صراحت فریاد زد که این خدعۀ دشمن است:
«فَوَاللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي... وَ لَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ» (نهجالبلاغه).
اما گوش برخی از یاران حضرت از شنیدن این منطق عاجز بود. اکثریتی که نه از سرِ شجاعت، که از سرِ مصلحت اندیشیِ خام، دست امام خود را بستند و پرچمدار فتح را از ادامه بازداشتند.
این اشتباه محض، نامش شد «حکمیت».
اما نتیجۀ آن چه شد؟
چند ساعت بعد، همانها که فریاد صلح سر داده بودند،
به خود آمدند و پشیمان شدند.
اما کار از کار گذشته بود. معاویه از مهلکۀ قطعی نجات یافت و نطفۀ شوم بنی امیه بسته شد.
هزینۀ این یک لحظه غفلت و عافیت طلبی چه بود؟
· شهادت مولی الموحدین در محراب عبادت.
· شهادت جانسوز حسن مجتبی (ع).
· عاشورا و شهادت حسین (ع) و اُسرای اهل بیت.
· و صدها سال انحراف در معیشت و دیانت مردم.
عبرت تاریخ:
آنجا که "عقلِ خسته" جای "بصیرتِ جهادی" را گرفت، خون پاکترینها بر زمین ریخت و «شمرها و خولی»ها به نام مصلحت، بر مسند قدرت تکیه زدند.
دنیا یعنی همین تکرار سناریوها؛ و عجیبتر این است که انسان همچنان درس نمیگیرد.
و اما امروز ؟
نیز طبق اعلام رسمی منابع، بار دیگر «میزِ مذاکره» تزئین شده است.
میگویند اعضای شورای عالی امنیت ملی، از رئیس جمهور گرفته تا وزرا و فرماندهان، رأی به «تفاهم» دادهاند.
در برابر این اجماع ، امروز یک نفر ایستاده است؛
به روایت تاریخ، اینبار هم طرحِ «متارکۀ دروغین» در میان است.
سؤال راهبردی اینجاست:
آیا امروز که دشمن صهیونیستی-آمریکایی نه بر سر یک رود فرات، که بر روی رگهای اقتصادی و هسته های ملت ایران ایستاده، «تفاهمنامه ای» که با چنین اجماعی امضا میشود، به سرنوشت آن «حکمیت» دچار نخواهد شد؟
آیا آنها که امروز قلمِ موافقت را به دست گرفته اند، تضمین میدهند که این اقدام، عقب نشینی تاکتیکیِ مالک اشتر از خیمۀ دشمن نیست؟
ما با تاریخ شوخی نداریم.
در حکمیت صفین، نتیجۀ اعتماد به دشمن، روی کار آمدن بنیامیه بود. امروز هم نتیجۀ اعتماد به دشمنی که رسماً ایران را تهدید میکند، چیزی جز تحمیل «صلح ذلیلانه» و فراهم کردن سکوی نفوذ برای «بنیامین های زمان» نخواهد بود.
فرق ما با آنها در یک جمله است:
ما میپذیریم که در اوج محاصره، یا باید چون اشتر شمشیر بزنیم، یا باید منتظر خنجر عمر بن عاص ها باشیم؛ ما «منطق » را رها نمیکنیم، حتی اگر اکثریت دنیادیده فریاد وا اسلاما سر دهند.
و به خدا سوگند، هرگز ضعیف نشدهایم و هرگز تسلیم نخواهیم شد (فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ).»