
ضیافت مهر و خاطره در شبهای خوزیها
شوشان - منوچهر برون :
ساعت پنج عصر بود که از خانه به سمت دفتر روزنامه «خوزیها» راه افتادم. کوچه باریک عزیزی را پشت سر گذاشتم و به دفتر رسیدم؛ جایی که شور و تکاپوی برگزاری آخرین برنامه «شبهای خوزیها» در آن موج میزد. آقایان قریبزاده نازنین و عاشور حسنزاده، زیر نظر محمد مالی، مشغول رتقوفتق امور بودند و هرکدام از دوستان نیز سهمی در آمادهسازی این محفل فرهنگی داشتند.
پدرام طاهری در کنار استاد بهرامی نشسته بود. سلام و احوالپرسیمان که گرم شد، یکی پس از دیگری دوستان از راه رسیدند؛ ایمان کاهکش، ابوالفضل شوراب، دکتر سیروس داودی و خانمها علیزاده و بیک. مهمانان نیز به جمع پیوستند و به سمت حیاط دفتر هدایت شدند؛ حیاطی که کمکم با حضور چهرههای فرهنگی، رسانهای، هنری و اجتماعی جان میگرفت.
هرچه بر شمار حاضران افزوده میشد، حالوهوای مراسم رنگ دیگری میگرفت. سرانجام پدرام طاهری به همراه محمد مالی به سمت جایگاه رفتند و بخش اصلی برنامه آغاز شد. دوستان و همراهان، یکی پس از دیگری، از جایگاه پدرام در رسانه، فعالیتهای حرفهای، خدمات فرهنگی و نقش او در عرصه اطلاعرسانی سخن گفتند؛ روایتهایی از تلاش، تجربه و سالهایی که در مسیر کار رسانهای گذشته بود.
اما آنچه این شب را زیباتر میکرد، تنها سخنرانیها و تعریف خاطرات نبود؛ ارزش اصلی چنین محفلهایی در گرد هم آوردن انسانهایی است که شاید در روزمرگیهای زندگی کمتر فرصت دیدار یکدیگر را پیدا کنند. اینجا رسانه، هنر، فرهنگ و خاطره به هم میرسیدند و اختلاف سلیقهها در برابر احترام و رفاقت رنگ میباختند.
آخرین برنامه «شبهای خوزیها» به پایان رسید، اما شور مراسم هنوز فروکش نکرده بود. حاضران برای امضای تختهشاسی منقش به تصویر پدرام ظاهری صف کشیدند؛ یادگاری نمادین از شبی که نام یک چهره رسانهای، بهانهای برای تجلیل از دوستی، همراهی و تلاشهای فرهنگی شده بود. عشایر، بزرگان رسانه، هنرمندان و اهالی قلم، همه در کنار هم ایستاده بودند؛ تصویری دلنشین از همنشینی گروههایی که هرکدام به شیوه خود، بخشی از هویت فرهنگی خوزستان را میسازند.
در روزگاری که گاه رقابتهای فردی، فاصلهها را میان فعالان فرهنگی بیشتر میکند، برگزاری چنین برنامههایی ضرورتی فراتر از یک مراسم تقدیر دارد. جامعه فرهنگی برای بالندگی، بیش از هر چیز به همدلی، شناخت متقابل و پاسداشت سرمایههای انسانی خود نیازمند است. تجلیل از چهرههای رسانهای، اگر با شناخت، صداقت و قدرشناسی همراه باشد، میتواند پلی میان نسلها بسازد و تجربه پیشکسوتان را به جوانترها منتقل کند.
بیتردید، باید به محمد مالی و دوستان همراهش تبریک گفت که با ابتکار برگزاری «شبهای خوزیها»، فرصتی برای دیدار، گفتوگو و پاسداشت چهرههای فرهنگی و رسانهای فراهم کردند. برگزاری چنین برنامههایی، در کنار همه دشواریهای کار فرهنگی، نشان میدهد که هنوز میتوان با همت جمعی، چراغ محفلهای فرهنگی را روشن نگه داشت.
آن شب، در دفتر روزنامه خوزیها، آنچه در خاطرم ماند، فقط نامها و سخنرانیها نبود؛ تصویر جمعی بود که برای احترام به یکدیگر گرد آمده بودند. پدرام طاهری محور این دیدار بود، اما گرمای واقعی مراسم از حضور همه کسانی میآمد که به فرهنگ و رسانه دل بستهاند.
گاهی یک شب، به اندازه سالها حرف برای گفتن دارد؛ شبی که در آن، خاطرهها زنده میشوند، دوستیها جان میگیرند و آدمی درمییابد که ارزشمندترین یادگار فعالیت فرهنگی، نه عنوانها و تریبونها، بلکه محبتی است که میان انسانها باقی میماند.
آن شب برای من، شبی زیبا با پدرام طاهری بود؛ شبی از جنس رفاقت، احترام و خاطره، در واپسین پرده از «شبهای خوزیها».



