
چرا مدیران خوزستانی جسور نیستند!؟
شوشان ـ فاضل خمیسی :
در عرب ضرب المثلی است که می گوید:«قد فاز بلذات من کان جسورا»: ( افراد جسور لذت پیروزی می چشند)….در اینجا جسارت نه سرکشی و بی تدبیری بلکه ریسک پذیری در تصمیم و اقدام است، تصمیمی که پیوستش «شجاعت» و «مُروت» برای حصول به نتیجه است. در بُعد اجتماعی، مدیران جسور، کسانی هستند که نظرات مدیریتی آنها در جهت منافع سازمان و اجتماع بوده و اقداماتشان ناظر بر نتیجه است، این دسته از مدیران حتی حاضرند در جهت تامین منافع عمومی ، اقدام به پرداخت هزینه از استعفاء یا برکناری نموده و حتی موردبازخواست قرار داده شوند.خلاقیت به همراه ریسک پذیری از مهمترین عوامل گذر یک جامعه از شرایط موجود به وضعیت بهینه است.. از آنجا که کُشنده ترین عامل خلاقیت «ترس» است، مدیران ترسو و بیش از حد محتاط اصلاً نمی توانند «ریسک پذیر» باشند!…
تمرکزگرایی و انحصار تصمیم در دست گروهی اندک نه تنها رانت و فساد را باعث می گردد بلکه موجب می شود توسعه بصورت همگن و یکنواخت در کشور رخ ندهد.. بزرگترین نمونه جغرافیایی این آسیب، «خوزستان» است، استانی با پارادوکس ثروت و فقر، تضادی در دارایی و ترقی! خوزستان عقب نگه داشته حتی صدای رئیس جمهور وقت ،دکتر پزشکیان را نیز درآورد آنجا که با عصبانیت می گوید: «تولید پول و کارخانه در خوزستان اما پولش در تهران است».حال وقتی بالاترین مقام اجرایی مملکت اینگونه به وضعیت مدیریت پولی و اعتباری کشور معترض است ، چرا باید در رابطه با تامین منافع استان مماشات کرد!؟
وقتی ساختار مدیریت اجرایی کشور با خشتی کج و معیوب بنا و توزیع ثروت نه براساس عدالت، بلکه بر مبنای قُلدری و بده و بستان های فردی و گروهی پی ریزی شده باشد، خُسران و درماندگی از آن مناطقی است که مدیران حرف شنو و بله، قربان گوهای بیشتری به خود اختصاص داده است،مدیرانی که میزشان از منفعت استان ارزشمندتر و حفظ منصب اولویت آنهاست !هر چند نمی توان همه ی مدیران خوزستانی را فاقد جسارت مطالبه گری دانست لیکن شرایط بوجود آمده در استان نشان داده که حفظ «جایگاه مدیریتی» به هر قیمت به یک رفتار فراگیر تبدیل و جسارت مدیریتی کمتر مشاهده می شود..
از سویی دیگر، این دسته از مدیران بدلیل «ترس از برکناری» بیشتر بدنبال رضایتمندی افراد مافوق و ذی نفوذی هستند که ممکن است ثبات مدیریتی آنها را به خطر بیاندازند.. متاسفانه بدلیل عدم وجود یک فرایند و شاخص بندی اصولی در انتصابات شاهد آن هستیم که نحوه ی انتصاب، تابعی از ملاحظات سیاسی، وابستگی به صاحبان قدرت، چانه زنی های منطقه ای و سایر بوده و کمتر به ویژگی فردی و تخصصی افراد توجه می شود، بطوریکه برخی وصلت ها با هدف نزدیکی به قدرت و نه برای تشکیل خانواده رخ می دهد، ازدواج هایی در حلقه ی قدرت که شغل و منصب داماد و عروس ها را تضمین می کند!! وقتی فردی بر خلاف روند بهینه گزینی و براساس رانت و سفارش منصوب شود، به جای خادمیت مردم، خویش را مدیون و ابزار «دیگری» می داند و سعی میکند مَنویات گروه حامی را جلب کند تا خدمت به مردم… استقلال ذاتی ، جسارت و تخصص مهمترین عوامل تصمیم ساز در رفتار مدیریتی به شمار می آید که اذعان باید داشت، اگر مدیر خوزستانی مزین به این خصلت ها باشد، هر چند عمر مدیریتش کوتاه لیکن نام نیکی از خود به یادگار خواهد گذاشت…



