حلقه‌های بسته یا خانه‌ای برای بالندگی شعر؟

شوشان – منوچهر برون :

امروز پس از مدت‌ها فرصتی دست داد تا دریکی از انجمن ادبی شعر اهواز حضور پیدا کنم؛ دیداری که برای من، علاوه بر تجدید خاطره با فضای شعر و ادبیات، فرصتی برای شنیدن دغدغه‌های دو تن از پیشکسوتان و چهره‌های شناخته‌شده شعر و ادب خوزستان بود. استادانی که هرکدام سال‌های طولانی از عمر خود را در مسیر اعتلای شعر و ادبیات سپری کرده‌اند و در دوره‌های مختلف نیز مسئولیت‌هایی در حوزه‌های هنری و ادبی داشته‌اند.
در حاشیه این نشست، سر صحبت با یکی از این استادان باز شد؛ ادیبی که بیش از شصت سال در عرصه شعر و ادبیات فعالیت کرده، نخستین کتاب خود را در دهه پنجاه منتشر کرده و در طول این سال‌ها آثار متعددی در سطح کشور به چاپ رسانده است. با این همه تجربه و سابقه، از برخی رفتارها در فضای انجمن‌های ادبی دلگیر بود؛ رفتارهایی که به باور او، گاهی بیش از آنکه در خدمت شعر و ادبیات باشند، به تقویت روابط شخصی و ایجاد حلقه‌های محدود دوستانه منجر می‌شوند.
یکی از موضوعاتی که مطرح کرد، رواج عناوین و القاب در میان برخی اعضای انجمن‌ها بود؛ استفاده مکرر از عنوان‌هایی مانند دکتر و مهندس، نه لزوماً بر اساس جایگاه علمی و ادبی افراد، بلکه گاهی در قالب نوعی تعارف و اعتباربخشی متقابل. همان چیزی که در زبان عامیانه از آن به «نان به هم قرض دادن» تعبیر می‌شود. گویی در بعضی محافل، پیش از آنکه شعر و اندیشه افراد مورد ارزیابی قرار گیرد، روابط و عنوان‌ها جایگاه آنان را تعیین می‌کند.
در پاسخ به استاد گفتم متأسفانه این آفت تنها مختص یک انجمن نیست و در بخش‌هایی از فضای ادبی نیز دیده می‌شود. گاهی شاعرانی که در یک جمع دوستانه قرار دارند، بیش از اندازه هوای یکدیگر را دارند و در معرفی، نقد و تأیید آثار، ملاحظات رفاقتی بر معیارهای ادبی پیشی می‌گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است استعدادهایی که بیرون از این حلقه‌ها قرار دارند، کمتر دیده شوند.
دوست دیگرمان که از غزل‌سرایان قدیمی و خوش‌نام استان است نیز با صراحت از دل‌نگرانی‌های خود گفت. او معتقد بود برخی انجمن‌ها عملاً به محفل اختصاصی دو یا سه نفر تبدیل شده‌اند؛ جمع‌هایی که در آنها فرصت دیده‌شدن و شنیده‌شدن برای همه یکسان نیست و گاهی دیگران، با وجود سال‌ها تلاش و برخورداری از توانایی ادبی، در حاشیه قرار می‌گیرند.
این سخنان را نباید صرفاً گلایه‌های شخصی چند شاعر دانست. مسئله، فراتر از اختلاف سلیقه یا روابط میان اعضای یک انجمن است. انجمن ادبی اساساً برای چه شکل گرفته است؟ آیا قرار است فضایی برای تبادل اندیشه، نقد منصفانه، کشف استعدادهای تازه و پرورش نسل جدید شاعران باشد یا به محفلی برای تأیید متقابل دوستان و تکرار نام‌های آشنا تبدیل شود؟
انجمن ادبی زمانی اعتبار پیدا می‌کند که در آن، شعر معیار باشد؛ نه نام، عنوان، سابقه دوستی یا نزدیکی به گردانندگان جلسه. پیشکسوتی که شصت سال برای ادبیات زحمت کشیده، باید حرمت داشته باشد، اما این حرمت نباید به ابزاری برای حذف نسل تازه تبدیل شود. از سوی دیگر، شاعر جوان نیز باید فرصت ارائه اثر، نقد شدن و رشد پیدا کند، بدون آنکه برای ورود به حلقه‌های خاص ناچار به برقراری مناسبات شخصی باشد.
ادبیات با تعارف‌های بی‌پشتوانه رشد نمی‌کند. شعر به نقد نیاز دارد؛ نقدی که گاهی تلخ است، اما راه را برای بالندگی باز می‌کند. وقتی همه یکدیگر را استاد خطاب کنند و کمتر کسی جرئت نقد اثر دیگری را داشته باشد، طبیعی است که فضای ادبی به‌تدریج از پویایی فاصله بگیرد. احترام به پیشکسوتان ضروری است، اما احترام واقعی در شنیدن اندیشه، نقد منصفانه و پاسداشت سال‌ها تلاش آنان معنا پیدا می‌کند، نه صرفاً در تکرار عنوان‌ها و تعارف‌ها.
از سوی دیگر، مسئولان فرهنگی استان نیز نمی‌توانند نسبت به وضعیت انجمن‌های ادبی بی‌تفاوت باشند. انجمن‌ها بخشی از سرمایه فرهنگی جامعه‌اند و لازم است برای فعالیت آنها سازوکارهایی شفاف، منصفانه و فراگیر وجود داشته باشد. حمایت از انجمن‌ها نباید صرفاً به تعداد جلسات یا گزارش‌های اداری محدود شود؛ بلکه باید کیفیت فعالیت، میزان جذب استعدادهای تازه، تنوع دیدگاه‌ها و تأثیرگذاری آنها بر جریان ادبی استان نیز مورد توجه قرار گیرد.
شایسته است اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و دیگر متولیان فرهنگی، ضمن احترام به استقلال انجمن‌ها، زمینه‌ای برای گفت‌وگو و آسیب‌شناسی وضعیت آنها فراهم کنند. حضور پیشکسوتان، شاعران جوان، منتقدان و فعالان مستقل ادبی در چنین نشست‌هایی می‌تواند به شناسایی مشکلات و ارائه راهکارهای عملی کمک کند. همچنین گردش مسئولیت‌ها، شفافیت در انتخاب گردانندگان و فراهم کردن فرصت برابر برای ارائه آثار، می‌تواند مانع شکل‌گیری حلقه‌های بسته شود.خوزستان با پیشینه درخشان شعر و ادب، سرزمین نام‌های بزرگی است؛ از شاعران پیشکسوت تا نسل جوانی که هرکدام می‌توانند آینده ادبیات این دیار را بسازند. چنین استانی شایسته انجمن‌هایی پویا، آزاد و اثرگذار است؛ انجمن‌هایی که درهایشان به روی همه علاقه‌مندان باز باشد و هیچ استعدادی به دلیل نداشتن رابطه یا قرار نگرفتن در حلقه‌ای خاص، از گردونه ادبیات حذف نشود.
امروز در آن نشست، بیش از آنکه با گلایه دو استاد روبه‌رو باشم، با نوعی نگرانی برای آینده فضای ادبی استان مواجه شدم. نگرانی کسانی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف شعر کرده‌اند، اما اکنون احساس می‌کنند در برخی محافل، جایگاه واقعی اندیشه و آفرینش ادبی کم‌رنگ شده است.
به باور من، انجمن ادبی خانه شعر است، نه ملک شخصی چند نفر. چراغ این خانه زمانی روشن می‌ماند که همه بتوانند در آن سهمی داشته باشند؛ هم پیشکسوتی که شصت سال قلم زده و هم جوانی که تازه نخستین شعرهایش را می‌خواند.
شعر برای نفس کشیدن به فضای آزاد نیاز دارد؛ فضایی که در آن نه عنوان‌ها تعیین‌کننده باشند، نه رفاقت‌ها جای معیار را بگیرند و نه کسی به دلیل بیرون ماندن از حلقه‌های محدود، از فرصت دیده‌شدن محروم شود. ادبیات با تکثر صداها زنده است و هرجا صدایی خاموش شود، بخشی از این سرمایه فرهنگی نیز از دست می‌رود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا