سبک بالان، سبک نویسندگان

شوشان – جعفر دیناروند :

نویسندگی را دانایی لازم است و جوهر داشتن ضروری.نویسنده عامل است و نویسندگی مهارت.شجاعت چاشنی است و وقار ماندگاری.این را در نویسندگان اصل است و در نانوشته ها پنهانی.هر کس را نویسنده نتوان فرض کرد گرچه قلمی در دست گیرد و کلمه ای برنویسد.نویسندگان را وقار شایسته ی توصیف است که اگرنباشد تهی است.ما را با نویسندگان در نوشتن کاری نیست که حاصل کار،خود را در توصیف سبک نویسندگان یابیم.کسانی که خاصند و در جرگه ی نویسندگان خوانند ما را خواندن آن ها بیگانگی است که نویسندگی را کاری است ظریف و قلمی است بران و سازنده.
سبک نویسندگان بدلان نویسندگانند.نه فکری بر آن ها مستولی بر حق است و نه عقلی برای یافتن راه ها.شق ها را جویا نیستند و روش ها را توصیف پذیر ندانند.سبک نویسندگان به اندازه ی سبکی خود نویسند تا دیگران محدود را شادمان سازند و خود از باب این شادی،شیرینی برگیرند و به آن قناعت کنند.سنگینی همنوع خود را با سبکی خود تعویض کنند و نویسندگان را در گوشه ای حبس نمایند.سنگینی را لازم ندانند و هر چه را خواهند نویسند.بدبختی را در خود،غالب کنند و در بیرون نمایان.عجیب احساس سبکی کنند که دیگران با فوتی، جا به جا نمایند.گاه چیزی نویسند و لحظه ای بعد غلط شمارند.
نویسندگی را مانند سنگ دانستن صواب است که هر اندازه بزرگ تر باشد امکان جابه جایی نباشد.نویسنده را باید با وقار یافت که در دست گرفتن دیگران امکان نباشد.سبک نویسندگان نیز دنیایی دارند.هستند و جولان می دهند.تعویض شوندگانی دائمند و دلخوش کنندگانی ثابت.ما را با آن ها سری نیست اما وجودی بر عدم لازم دانیم.خطری که نویسنده را با تمام وقارش به این سو تواند کشد که این نه برای ما که جامعه ی انسانی قهقرا رفتن است.سبک را با ورزش، سختی نباشد که حاصلی جز موفقیت نیست.باد را با نسیم نیز می توان کافی دانست.در سنگین نویسندگی گاه توفان ها هم کارساز نخواهند بود زیرا اساس، انسان هایی است که باید بمانند.
جوهر را چگونه می توان توصیف کرد؟ این را نیز نتوان به نویسنده تکیه داد که کاری خطاست.جوهر را نویسنده معنا بخشد و سبکی، سبک نماید و سنگینی باوقار.یافتن جوهر را برای نوشتن تنها زمانی می توان مفهوم دار توصیف کرد که نویسنده را قلیل باشد و توانایی را افزون.نویسنده را اگر از دانایی دور نمایی، ناتوانی دهی و این همان چیزی است که در سبکی قابل حصول باشد.نویسندگان سبک همان سبک عقلان دانا هستند که می دانند که نمی دانند یا می دانند که ناتوانند.سبک نویسندگی را در سبکی جامعه نیز می توان یافت اگر تاییدی بر وجود نمایند و در غیر این صورت، ضدیت عالب آید.
دانایان را با سبک نویسندگان تنها افسوس خوردن است.از بین بردن که صواب نیست زیرا توانایی واقعی در اصل موجود است و انحراف، غالبی بر آن.ما را با سبکی تنها فاصله است.نه وقار خود را قابل فروختن می دانیم و نه معامله در نوشتن را ماهریم.ما با دل خود می نویسیم و سنگینی آن را در درون خود جای داده ایم.نه ثروتی را جویاییم و نه نیازمندی بدان را اساس می دانیم.ما به اندکی سیریم و با فزونی، متضاد مگر در دانایی و دانستنی ها که هر چند بسیار باشند هنوز هم اندک آیند.سبک نویسندگان را نصیحت بسیار باید و توجه فراوان.به این امید که سبکی به سنگینی و وقار تبدیل آید و از غیر آن گریزان فراوان بود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا