
تحلیل چرخه ی توهمات صهیونیستی و پیامدهای انتخاباتی ایالات متحده
واکاوی تغییر پارادایم در نظم منطقه ای
شوشان – عبدالرحمن نیک سرشت :
این نوشتار به بررسی تضاد میان استراتژیهای توسعه طلبانه صهیونیسم و واقعیت های اقتصاد سیاسی در ایاالت متحده می پردازد. با تکیه بر تحلیل نتایج انتخابات اخیر آمریکا، این مقاله استدلال می کند که بازگشت از سیاست های تندروانه نتانیاهو، نه یک اتفاق سیاسی، بلکه نتیجهی تقابل میان«ارزش های رنسانسی» و ثبات بازار آزاد« از یک سو » و توسعه طلبی جغرافیایی اسرائیل« از سوی دیگر است. یافته های این تحلیل نشان میدهد که شکست رویکردهای ترامپ و تندروهای صهیونیستی، منجر به تقویت جایگاه جبهه ی مقاومت و بازگشت به سمت راهکار «دو دولتی» در سطح جهانی شده است.
تقابل ارزشهای لیبرالیسم و توسعه گرایی نظامی
در تحلیل رفتار قدرتهای بزرگ در منطقه، باید میان دو لایه تمایز قائل شد: لایه ی اول، ارزشهای رنسانسی و لیبرالیسم اقتصادی که بر ثبات، تأمین اجتماعی و قواعد بازار آزاد تأکید دارد؛ و لایه ی دوم، استراتژیهای نظامی که هدف آنها تغییر مرزهای جغرافیایی است. تاریخ نشان داده است که رؤسای جمهور پیشین ایالات متحده، به دلیل وابستگی ساختاری به ثبات زنجیره ی تأمین و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، از ورود به جنگهای مستقیم با محورهای قدرت منطقه خودداری کردهاند. این رفتار، ناشی از محاسبات اقتصادی است که جنگ را با مدلهای سودآوری بازار آزاد در تضاد میبیند.
تحلیل فرآیند فریب و توهمات استراتژیک
بخش مهمی از بحران کنونی، ناشی از «مهندسی توهم» توسط تندروهای صهیونیستی است. نتانیاهو با بهره برداری از عملیات های امنیتی و تروریستی علیه سران جبهه مقاومت، و همچنین با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک در سوریه با
بهره گیری از پویایی های منطقه ای در ترکیه و قطر سعی در ایجاد یک «واقعیت کاذب»داشت. هدف این مهندسی، متقاعد کردن تصمیم گیرندگان واشنگتن از جمله ترامپ بود که گمان میکردند با یک فشار نظامی یا اقتصادِی تک بعدی، می توانند به یک پیروزی تاریخی دست یابند. این رویکرد، غافل از این واقعیت بود که قدرتهای بزرگ، ترجیح میدهند با «تنظیم گران» (Regulators )در منطقه تعامل کنند، نه با «توسعهگران«(Expansionists )که امنیت تجارت جهانی را به مخاطره می اندازند.
شکست پیمان ابراهیم و بازگشت به واقعی تهای ژئوپلیتیک:
نتایج انتخاباتی که در ایالات متحده رقم خورد، در واقع به معنای بازگشت از مسیر «پیمان ابراهیم» به سمت مسیر سنتِی حقوق بین الملل است. پیمان ابراهیم، که بر پایه ی حذف مسئله فلسطین و تثبیت نقش توسعه گرانه ی اسرائیل بنا شده بود، با برخورد با واقعیت های میدانی و تغییر جهت سیاسی در واشنگتن، با بحران مشروعیت مواجه شده است.
در این مرحله، منوپول های سرمایه داری و قدرتهای اقتصادی جهان، در پی اصلاح نقش اسرائیل هستند. تقاضای فعلی در بدنه ی قدرتهای غربی، حرکت به سمت اسرائیلی است که محدود به مرزهای جغرافیایی مشخص باشد و از مدل «دو دولتی» حمایت کند؛ چرا که این مدل، ثبات مورد نیاز برای جریان سرمایه و تجارت جهانی را تضمین می کند.
نتیجه گیری و چشم انداز آینده:
تحلیل ها نشان میدهد که انتخاباتی که برای برخی «شکست» محسوب میشد، در واقع یک »تحول ساختاری« است. این تحول، منجر به موارد زیر می گردد:
الف: تضعیف جریانات تندرو کاهش قدرت مانور نتانیاهو و تندروهای صهیونیستی در برابر جامعه جهانی.
ب: تقویت جبهه ی مقاومت: افزایش مشروعیت جنبشهای فلسطین و مقاومت در سایه ی تغییر جهت های دیپلماتیک جهانی.
پ: بازگشت به قواعد بین المللی تقویت فشار برای اجرای راهکار دو دولتی به عنوان تنها راه خروج از بحران.
در نهایت، می توان گفت که فراتر از برندگان و بازندگان انتخابات، یک «بازگشت به واقعیت» در جریان است؛ جایی که مشخص می شود توسعه طلبی نظامی، نمی تواند بر پایدارِی اقتصاد سیاسی و اراده ی ملتها پیروز شود.



