کد خبر: ۱۵۲۹۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۳

شعري از شاهرضا بابادي

 شوشان :

در گرما گرمِ گريه هايِ بي حسـابِ من

 

وقتي نَرمْناي دِلنوازي هات ـ

وادارم مي كرد / بيشتر عاشقي كنم

نمي دانم چرا / فكر مي كردم ـ

صدايِ تو / بابِ اين مهرباني ها نيست !

( اصلاً ـ

مِثلِ اينكه كسي به من گفته بود : با آن پيرهنِ سبزِ كِلُوشَت ـ

كوچه ها را / تنگِ قدم هام مي كني )

 

تو حالا ـ لااَقل ـ

به اندازه ي يك سيگار كشيدن / معطّلم بِشُو !

دنيا كه اينقدرها هم سازگارِ اين كج خُلْقي ها نيست !

 

آنوقت ها / كه صدايَم ـ

زلال / مِثلِ حيران ترين نگاهِ كودك يي بود

خوب تمامِ گيسواِنِ شَبْرَنگي اَت / خيسِ اشك مي شد !

و از شبِ شيطان / تا پگاهِ خدا ،

نبشِ روشن ترين كوچه / معطلّم مي ماندي !

 

به اندازه ي روشن كردن يك سيگار ـ

پشتِ پايت بنگر !

ببين چقدر ها پسينِ چهارشنبه از من حرام كرده اي !

اصلاً ببين ـ

زير اين آبي سوخته

كسي هست / شيرين تر از من ـ

پاينده ي اين راهِ خفته باشد !؟

 

ماه گُل !

تو بايد گريه هات را

به خاكِ آنهمه دُور نمي بُردي / كه بُردي !

حالا ديگر

چه فرق مي كند / كه ماه ـ

سايه ات را رُويِ كدام شانه ي مَخملِ آب نشان دهد!

 

راستش ، بي تكلّف بگويمت : ـ

تا حال كه نيامدي / حالا هم نيا !

من مي خواهم از نو بندگي كنم

و قبله ام ، صدايِ زخميِ رُود باشد !

 

و باز هم مي گويم : اي كاش / همينجا ـ

پيشِ خودم گريه هات را مي كردي ،

تا بينابَيْنِ چشمِ خودت / لا شَم پُر تب ميشد!

حالا

نه به جانِ خدا

كه گلويِ بُريده ي رعناترين بيدِ مجنون هم قَسَمَ ت باشد ،

سخت باور مي كنم ـ

رُو به خانه ي من / زلف هات را شانِه مي زني !

………

 

امّا / هر چه باشد

به اندازه ي خواندن يك دوبيتي ،

يا لا اقل

به فاصله ي يك سجده ي دِلْبِخواه / و يك كُفرِ ناگهاني ـ

پاينده ي درگاهِ خانه ام باش !

ـ شايد هم بندگي را گذاشتم براي وقتي دست به زُلفت مي شوم ـ

 

و آي ماه گُل !

كاري مي كني كه در به رُويِ خدا هم نگشايم !……پ

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار:
ی بی گلسار
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۰۳:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۹
0
2
چه زیبا سروده ای از قدیم گفتن هر چه از دل بر آید بر دل نشیند همچنان در پس کوچه های عاشقی بدنبال ماه گل باش تا روزی از پشت کوتاه ترین پرچین بر تو سرک کشد
نظرات بینندگان
captcha