تلگرام شوشان
شهرداری اهواز
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شهرداری اهواز
شوشان تولبار
کد خبر: ۱۰۰۷۲۱
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۰
در آن حادثه تاریخی 52 نفر از اهالی روستای لبد شهرستان کوهرنگ در زیر هزاران هزار تن خاک مدفون شدند و تنها از کل اهالی این روستا 13 نفر که در آن شب در روستا نبودند زنده ماندند و حادثه ریزش و رانش کوه و مدفون شدن روستا ی لبد نیز از طریق روستاهای اطراف اعلام شد
شوشان - همت بدری فرد : 
19 سال پیش، روستای لبد در شهرستان کوهرنگ به یکباره ناپدید شد و زیر هزاران هزار خروار خاک در یک چشم به هم زدن برای همیشه تاریخ مدفون شد.

روستای آبکار لبد در شهرستان کوهرنگ در فروردین سال 1377 دچار حادثه هولناک شد و بلایای طبیعی یک روستا را در کام خود بلعید.

انگار همین دیروز بود که در شهرستان کوهرنگ طبیعت خروشید و 52 نفر از مردم روستای آبکار لبد بخش بازفت را در یک شب بهاری در خاک فرو برد و زنان و مردان این روستا را در یک چشم برهم زدن در خواب ابدی فرو برد و اجساد آنان را در زیر هزاران هزار خروار خاک ناپدید کرد.

فرماندار سابق شهرستان کوهرنگ در این باره گفت: رانش زمین در فروردین بیش از ۲۲ سال پیش در کوهرنگ چهارمحال و بختیاری یک روستا را برای همیشه بلعید و نشان داد انسان خاکی در برابر طبیعت همچنان ضعیف است.

مرتضی زمانپور افزود: روستای آبکار لبد در فروردین ماه سال 1377 دریک شب بارانی بهار زیرآوار کوه برای همیشه مدفون شد و هرگز کسی از ساکنان مانده در خانه های آن روستا خبر دار نشد.

وی گفت: در آن حادثه تاریخی 52 نفر از اهالی روستای لبد شهرستان کوهرنگ در زیر هزاران هزار تن خاک مدفون شدند و تنها از کل اهالی این روستا 13 نفر که در آن شب در روستا نبودند زنده ماندند و حادثه ریزش و رانش کوه و مدفون شدن روستا ی لبد نیز از طریق روستاهای اطراف اعلام شد.

یکی از بازماندگان این حادثه می گوید: در سال 71 برای اهالی روستای لبد یک سایت و شهرک برای اسکان در نظرگرفته شده بود که آنان اسکان در این شهرک نپذیرفتند.

در لبد شهرستان کوهرنگ همه سال در نوروز دو تا سه نفر از بازماندگان آن حادثه شوم، به نزدیکی روستا می آیند و در آستانه کوه یاد فراموش شدگان لبد را برای همیشه گرامی می دارند.

اما در فروردین سال 1377 در روستای لبد از توابع شهرستان کوهرنگ در دامنه کوه کینو (چهار محال و بختیاری) وضعی متفاوت از سایر نقاط و حتی جهان اتفاق افتاد که علم زمین شناسی از تفسیر آن عاجز است.

ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است، آفتاب در پشت کوههای غرب پنهان گشته و هوا رو به تاریکی است و در خانه های روستایی منطقه کوهستانی، فانوسها روشن می شود، گوسفندان از چرا برگشته و در آغلهای خود آرمیده اند و مرغها به لانه های خود خزیده و در آبادی سگها با عوعوی خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهبانی از روستا می باشند.

روستاییان در حالی که روز پر تلاشی را پشت سر گذاشته اند در کلبه های خود جا خوش کرده احتمالا همسران خانواده در تدارک شام مختصر اعضای خانه می باشند و تعدادی هم خسته از کار روزانه در حالی که به پشتی های خود تکیه داده اند و در افکار خود مسائلی را که در روز بر آنان گذشته است مرور می کنند و لابد برای فردای خود نقشه می کشند، کسی چه می داند، شاید فردایی نباشد.

روستای لبد بر عکس سمت مقابل کوه که شیب تندی دارد در قسمتی از دره قرار گرفته است که تا حدودی امکان احداث کلبه های روستایی و نگهداری احشام در آن وجود دارد.

ناگهان در آن سوی دره یعنی در مقابل روستای لبد واقعه عجیبی اتفاق می افتد که مشابه آن را از ازمنه قدیم تا کنون در هیچ جای دنیا کسی سراغ ندارد و بجز اشاراتی که در قرآن کریم به آن شده (آیه 4 سوره اعراف) مورد دیگری در تاریخ ثبت نشده است.

یکی از اهالی بازفت که خود اقوام زیادی را در این حادثه از دست داد، می گوید: صدای مهیبی شنیده شده و گرد و غبار عظیمی هوا را تاریکتر از شب تیره می کند، انگار محشری بر پا گردیده، پس از انعکاس این صدای عجیب در کوهستان و منطقه، روستاییان پایین دست واقع در امتداد دره، چون شب است فانوس بدست در کنار جاده مشرف به دره مجاور روستای خود کنجکاو شده، سمت و سوی حادثه را در بالا دست خود که همین روستای لبد است، می نگرند اما چون شب کوهستان همه جا را زیر چتر سیاه خود پنهان کرده، بجز خاموش شدن تنها منبع روشنایی روستای لبد یعنی فانوسها چیز دیگری را درک نمی کنند، اما این را می دانند که آن صدای مهیب که تا آن هنگام دهشتناک تر از آن را نشنیده اند، اتفاق مهمی در بطن خود دارد، اما چه کنند چون شب است و همه جا پرده سیاهی کشیده شده و راه مال رو است.

دسترسی به روستای مورد نظر در روز غیر ممکن است و دشوار تا چه رسد به شب تار، لاجرم تنها کاری که می توانند بکنند این است که فانوس بدست تا صبح بیدار بمانند و دره را مشاهده کنند، چنانچه سیلی در کار باشد، زودتر باخبر شده، خود و اعضای خانواده را در جای امن تری هدایت کنند، تا در حال خواب غافلگیر نشوند، باید منتظر بمانند تا چراغ روز همه جا را روشن کند.

وقتی سپیده سر می زند، اهالی روستای پایین دست می خواهند بدانند آیا برای روستای لبد اتفاقی افتاده است یا نه؟ ولی هر چه نگاه می کنند کمتر می یابند، انگار چنین روستایی در بالا دست آنان با آن همه آثار و علائم وجود نداشته است، ولی مگر چنین چیزی ممکن است؟

شاید چشمان آنان از سو افتاده است. اینطور چیزی دستگیرشان نمی شود، باید تکانی خورد و باید از نزدیک دید که چه شده است، لذا حرکت می کنند و با دلهره و زحمت فراوان خود را به محل روستای لبد می رسانند، اما لبدی وجود ندارد، نه خانه ای و نه اهالی روستا و نه آغلی و نه گاو و گوسفندی و نه باغی و نه درختی و میوه ای و نه...

خدای من اصلا جنبنده ای در اینجا پر نمی زند و آثار حیاتی در این روستا مشاهده نمی شود به جز خاک و سنگهای تازه جابجا شده چیز دیگر رویت نمی گردد.

دره سالم است و شکل طبیعی خود را دارد و نهر خشک آن پا بر جاست، ولی در آن سوی دره و در کمرکش کوه انگار توده عظیمی از کوه را تازه از آن جدا کرده اند، اما چگونه و به کجا برده اند؟!

مگر می شود این همه خاک و سنگ را یک شب به این سمت دره آورد، و روستای لبد را با آن همه آثار و علائم و خانه ها و باغها در زیر آن مدفون کرد؟

اما پس از کاوشهای بعدی معلوم می شود قطر این توده های خاک به 70 متر می رسد، باور کردنی نیست، اما چشم بینا هیچوقت اشتباه نمی بیند همان را می بیند که در معرض دید است، هزاران تن خاک و سنگی که از کمرکش کوه مجاور جدا شده اگر سقوط می کرد یعنی اگر رانش داشت با آنهمه حجم عظیمی که داشت نمی توانست دره زیر پای خود را به دلیل وسعت زیاد آن پر کند و به آن تغییر وضعیت بدهد، تا چه رسد به اینکه این سوی دره بیاید و کل روستا را زیر خود مدفون کند. پس چه شده است؟

مثل این است که میلیونها تن سنگ و خاک از کوه مجاور جدا کرده و در منجنیق گذاشته و از بالای دره به سوی روستای لبد پرتاب نموده اند که در آن واحد روستای فوق را زیر خود مدفون کرده و فرصت عکس العملی به هیچ جنبنده ای در این واقعه داده نشده است.

علم زمین شناسی برای این واقعه هیچ تفسیر و ادله ای ندارد و از توجیه آن عاجز است و این از وقایع نادری است که فقط قرآن به آن اشاره دارد; واقعه ای که برای عذاب قومی و عبرت سایرین اتفاق می افتد.

زمین لغزش یا رانش زمین، اژدهایی خفته و خاموش در دل خاک است که به یک چشم به هم زدن درست مثل زلزله بیدار می شود و هم چیز را ویران می کند و حتی رد پایی از خود به جایی نخواهد گذاشت.
 
پدیده زمین لغزش براثر دخالت های مستقیم انسان و تاثیرگذاری بر فعل و انفعالات زمین رخ می دهد و اثرات بسیار جبران ناپذیری را نیز برجای خواهد داشت.
 
زمین لغزش به حرکت توده ای مواد تشکیل دهنده زمین از یک شیب به سمت پایین اطلاق می شود که به ناپایداری شیب نیز معروف است و عمده زمین لغزش ها نیز در حاشیه راهها و مناطق شیب دار رخ می دهد.

یاد این 52 عزیز را گرامی می داریم روح شان شاد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
شهرداری اهواز
شوشان تولبار