اینستاگرام شوشان
تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۱۰۲۳۴۹
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۲
سالانه ۷۶۰‌هزار نفر از جمعیت روستاییان کاهش ‏می‌یابد و دلیل آن هم توجه نکردن به اقتصاد روستاییان و ابعاد فرهنگی که ‏می‌تواند پایداری و بازگشت جمعیت را به روستاها به وجود بیاورد.
[فروغ فکری] بیست‌سال قبل که علی از روستای لوداب به روستای مادوان آمد، خبری از شهر شدن مادوان ‏نبود. 

یاسوجی‌ها هنوز مادوان را روستایی می‌دانستند که پنج کیلومتر با آنها فاصله داشت و زندگی اهالی‌اش هم ‏با روستاهای دیگر تفاوتی نداشت. با مهاجرت علی، تبدیل شدن زمین‌های کشاورزی برای ساخت‌وساز ‏خانه شروع شد. 

او که در روستای خودش معلم بود، آن زمان به مادوان آمد تا علاوه بر معلم بودن بتواند از ‏مدرک روانشناسی‌اش هم استفاده کند. او از نخستین مشاوران روستایی شد که سال‌ها بعد عنوان شهر گرفت: ‏«همان سال‌ها قطعه به قطعه‌ زمین‌های کشاورزی به فروش گذاشته شد و وضع مالی برخی از اهالی روستا ‏به سرعت تغییر کرد. نزدیکی‌اش به یاسوج هم دلیلی بود برای رشد افسارگسیخته جمعیت. 10سال طول ‏کشید تا مادوان به یاسوج وصل شد.» 

علی و دیگر روستاییان با چشمان خودشان دیدند که از روستاهای دور ‏و نزدیک کهگیلویه و بویراحمد مردم به مادوان سرزیر می‌شوند. بی‌شغل، بی‌آینده و بی‌امکانات: «هر‌سال بیش ‏از 300 تا 500 نفر به منطقه آمدند. 

همین هم یکی از دلایل تنوع فرهنگی منطقه شد. بیکاری و مشکلات ‏فرهنگی در کنار رسیدگی نکردن به وضع روستایی که حالا شهر شده عاملی بود تا شاهد رشد انواع ‏مشکلات اجتماعی باشیم. از اعتیاد گرفته تا فقر گسترده.»‏ اواخر خرداد امسال نستهن مقدم، شهردار، یاسوج را شهری با بالاترین میزان مهاجرت‌پذیری در ایران نامید. 

به ‏گفته او یاسوج با میزان ۴.۴ درصد بالاترین میزان رشد مهاجرت‌پذیری کشور را دارد و اعتبارات شهری پاسخگوی ‏خدمات‌رسانی به سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه شهر نیست. پس از او هم احد جمالی، معاون سیاسی، ‏امنیتی و اجتماعی استاندار کهگیلویه وبویراحمد ازجمله مناطق مهاجرپذیر منطقه را مادوان دانست و تبدیل ‏شدن روستای مادوان بویراحمد به شهر را تصمیمی شتاب‌زده و در زیر سایه فشار، سفارشات بیرونی، ‏سلیقه‌ای، بدون کار کارشناسی و آینده‌نگری اعلام کرد. ‏

مادوان بیش از پنج‌سال است شهر شده و مشکلات علی روزیان، در بیست سالی که آنجا ساکن بوده، هر ‏روز بیشتر از قبل شده است. او حالا یکی از حادترین مشکلات منطقه را دعوا بر سر زمین می‌داند. ‏

زمین‌هایی که به علت قرار گرفتن در منطقه شهری، ارزش‌شان بیشتر شد و همین هم دلیلی بود تا یک قطعه ‏زمین به چندین نفر فروخته شود: «برای مثال 10نفر روی یک قطعه زمین دعوا دارند و این دعواها در ‏سال‌های گذشته حل نشده. 

بسیاری از کسانی که زمین را به چند نفر فروخته بودند دستگیر شدند اما هنوز هم ‏بر سر زمین‌های خالی باقی مانده دعواست. بافت زمین کشاورزی تغییر کرد و صدور پروانه ساخت بالا رفت و ‏درنتیجه دعوا بر سر تغییر ملک کشاورزی به ملک تجاری افزایش یافت که البته به دلیل سود زیاد زمین ‏تجاری این تنش‌ها بیشتر هم شد.» او که در کمیته پیشگیری از آسیب‌های روانی استان هم عضو است از ‏تحقیقی می‌گوید که چند‌سال قبل با همکاری استانداری انجام دادند. 

تحقیقی که نشان داد بسیاری از ‏روستاییان قدیم از وضع فعلی و تبدیل روستا به شهر راضی نیستند و رشد جرایم گوناگون و ‏خودکشی در منطقه آن‌قدر محسوس و صعودی است که حالا بسیاری از آنها می‌خواهند به سبک گذشته‌شان ‏برگردند: «یکی از نتایج تحقیق این بود که 65‌درصد زمین‌های منطقه زمین‌های بزه‌اند. 

یعنی ‏زمین‌هایی که مالکان‌شان در آنها به مشکل خورده‌اند. اغلب به چند نفر فروخته شده‌ و هر روز هم بر ‏مشکلات‌شان افزوده می‌شود.»‏

برای روزیان، منطقه مادوان با باغ‌های گردو و انگور شناخته می‌شد و دامداری‌های گسترده. از باغ‌ها اندکی ‏بیشتر باقی نمانده و این درحالی است که این منطقه یکی از پرآب‌ترین مناطق کشور است. خالی شدن ‏روستاها در کهگیلویه و بویراحمد هم مانند بسیاری دیگر از نقاط کشور در سال‌های گذشته، آن‌قدر زیاد بوده ‏که براساس آمار از 2‌هزار و 232 روستا طبق آخرین سرشماری، 595 روستا خالی از سکنه شده است. 

همین ‏هم دلیلی بود که آذر‌سال 97، خدادوست موسوي، مديركل دفتر امور روستايي و شوراهاي استان بگوید که ‏دولت براي ايجاد زيرساخت‌هايي مانند آب لوله‌كشي، برق، مدرسه و ساير خدمات در آنها متحمل هزينه‌هاي ‏بسياري شده اما حالا بي‌استفاده مانده و مستهلك شده و بسیاری از پاره روستاهای منطقه زیبا و ‏سردسیری تاکسیسه واقع در 100 کیلومتری یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد خالی از سکنه شده است.‏ 

از دست دادن معیشت دو ورودی اصلی یاسوج چند سالی است درگیر مهاجران روستاهای دور و نزدیک است. مادوان و مهریان از ‏سمت جاده اصفهان و سراب‌تاوه و اکبر‌آباد از ورودی گچساران. حاشیه‌نشینی در جاهایی که طرح‌ هادی ‏برایشان تعریف نشده. با این حال وضع مادوان از همه این مناطق سخت‌تر است. 

رضا خلیلی، ‏جامعه‌شناس ساکن یاسوج چند‌سال قبل تحقیقی با همکاری اداره بهزیستی این شهر درباره این ‏منطقه شروع کرد. تحقیقی که نشان داد مردم مادوان با تبدیل شدن روستایشان به شهر معیشت قبلی را از ‏دست دادند. 

آنها شهرنشین نشدند اما شغل روستایی هم ندارند و به روستاییان حاشیه‌نشین بدل شده‌اند: ‏‏«ساکنان اولیه این روستا یک جامعه بسته بودند که آسیب چندانی نداشتند اما بعدها با سیل بی‌رویه ‏مهاجرت مشکلات این منطقه افزایش پیدا کرد و البته این مشکلات، یاسوج را هم تحت‌تأثیر قرار داد تا جایی ‏که تا چند‌سال پیش یکی از دلایل نزاع‌های‌جمعی، درگیری میان همین افراد بود.»‏

او می‌گوید جمعیت اولیه این منطقه تقریبا حدود 6‌هزار نفر بود که درحال حاضر به70 تا 80هزار ‏نفر رسیده و ازجمله تبعات آن این بود که فقر مطلق روستانشینان به فقر نسبی و احساس خلأ و فقدان ‏تبدیل شده است. 

به گفته او، شغل‌های کاذب و فصلی به وجود آمده و همین هم بستری شده برای انواع ‏مشکلات اجتماعی. «چند‌سال پیش که کار تحقیق را با بهزیستی شروع کردیم، تصمیم گرفتیم اجتماع ‏محلی را فعال کنیم. 

کارگاه‌های آموزشی برای خانواده برگزار کردیم و با وجود آنکه ابتدای امر همراهی‌ها کم ‏بود درنهایت استقبال از این کارگاه‌ها بالا رفت.» خلیلی می‌گوید بهزیستی با قدرت وارد کار شد اما درنهایت کار ‏را رها کرد. 

بعدها کلینیکی آنجا تأسیس شد اما نتیجه‌ای دربرنداشت و کار رها شد: «تبدیل شدن به شهر ‏تغییرات زیادی به همراه داشت که بخش مثبت آن حضور شهرداری و اصرار به برقراری یک‌سری امکانات ‏بود. 

هرچند امکانات چندانی به وجود نیامد و در ابتدایی‌ترین چیزها باقی ماند.» به گفته او بهزیستی بعدها ‏قراردادهایی با برخی موسسات آسیب‌های اجتماعی بست اما نتایج کار آنها منتشر نشد و درحقیقت این ‏قراردادها با موسساتی بسته شد که پاسخگو نبودند و نتیجه خاصی هم نداشت:«پیگیری‌های ما نشان داد این ‏قراردادها با روابطی بسته و پولی رد و بدل می‌شود اما برای مردم منطقه اثری ندارد.»

مادوان، درحالی ‏پس از تبدیل شدن از روستا به شهر با مشکلات بسیاری مواجه است که غیراز این منطقه، بسیاری از ‏روستاهای دیگر هم در طول سالیان گذشته به شهر تبدیل شده‌اند. ‏

از‌سال 1335 به بعد، وجود جمعیت بیش از 5‌هزار نفر معیار تبدیل روستاها به شهر شد اما در بسیاری از ‏موارد جمعیت تنها فاکتور تبدیل روستاها به شهر نبود و تعداد زیادی از شهرهای تازه تاسیس‌شده، فاقد معیار جمعیتی تعریف‌شده برای شهر شدن  بودند. 

براساس داده‌های آماری، در‌سال 1335، تعداد شهرهای ایران ‏‏191 شهر بود که پس از گذشت 63‌سال به تعداد 1319 شهر در‌سال 98 رسید. 

به‌عبارت دیگر، در‌سال ‏‏1335 از کل شهرهای کشور به‌لحاظ تعداد، شهرهای کوچک سهم حدود 6‌درصدی داشته‌اند که این میزان ‏در‌سال 1395 به 32.5‌درصد و در‌سال 1398 به 36.7‌درصد رسیده است‎.

چند روز قبل هم سعیدرضا جندقیان، معاون امور دهیاری‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور خبر ‏از کاهش جمعیت روستاهای کشور داد. 

او گفت سالانه ۷۶۰‌هزار نفر از جمعیت روستاییان کشور کاهش ‏می‌یابد و دلیل آن هم توجه نکردن به اقتصاد روستاییان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که ‏می‌تواند پایداری و بازگشت جمعیت را به روستاها به وجود بیاورد. ‏ 

توسعه اشتباه، مشکل اصلی روستاها تبدیل بسیاری از روستاها به شهر در سال‌های اخیر از نظر کمال اطهاری، اقتصاددان و پژوهشگر ‏اقتصادتوسعه آنقدرها هم بد نیست. 

او که کتابی جدید با عنوان (سرمشق نوین توسعه روستایی ایران) را دردست انتشار دارد و شیوع کرونا در چاپ آن وقفه ایجاد کرده معتقد است مشکل اصلی روستاها روند توسعه ‏اشتباه آنهاست و با وجود آنکه روستاهای بسیاری در دو دهه اخیر به شهر تبدیل شده اما آمارها می‌گوید ‏این اتفاق خیلی هم به ضرر وضع روستاییان نبوده: «این اتفاق به دلایل گوناگون رخ داده است. 

بعضی از ‏سکونتگاه‌های غیررسمی با جمعیت بالای 50‌هزار نفر به شهر بدل شدند که برای مثال در اطراف شهر ‏تهران  حدود 20شهر جدید ساخته شد. بعضی از روستاها هم به دلیل نزدیکی به شهرها در شهرها ادغام ‏شدند و درحقیقت چاره‌ای جز این نداشتند. در گونه دیگر هم روستا آن‌قدر بزرگ شد که عنوان شهر را از آنِ ‏خود کرد.» 

به گفته او سرنوشت بسیاری از روستاها در سال‌های اخیر دچار چنین تغییراتی شده. روستاهای ‏نشسته در دامان کوهستان اغلب خالی از سکنه شدند و ساکنانش به روستایی با مرکزیت دشت آمدند و این ‏درباره روستاهایی که با خشکسالی دست به گریبان بودند هم دیده شد. با این حال بخش دیگری از این ‏تغییرات در مناطقی با عنوان روستا-شهر رخ داد. 

روستاهایی که مرکز دهستان بودند اما جمعیت شهری ‏نداشتند و البته با قانونی که بنیاد مسکن گذاشت برخورد دوگانه‌ای با آنها شد: «اغلب اینها با گرفتن عنوان ‏شهر امکاناتی دریافت کردند که به نفع‌شان بود. 

خدمات پایه به آنجا رسید. مرکز پست، جاده، بعضا راه‌آهن و ‏‏.... این شهر شدن اغلب اتفاق بهتری برای ساکنانش رقم زد و این نکته‌ای است که ارزیابی‌های علمی و ‏پژوهش‌های انجام شده در این حوزه بر آن تأکید دارد. هرچند بسیاری از آنها هم به دلیل نرسیدن امکانات ‏مشکلاتی را تحمل کردند اما اغلب‌شان براساس تحقیقات انجام گرفته چنین وضعیتی نداشتند.»‏

اطهاری می‌گوید تبدیل روستاها به شهر از دو منظر مشکلاتی ایجاد کرد. یکی از آنها تقسیم زمین و از بین ‏بردن شیوه جمعی تولید بود که باعث بهره‌برداری از مشاعات شد و دیگری هم نفوذ برای ساخت مسکن دوم ‏بود. 

مسکنی که در حقیقت زمینش در روستاست اما برای ساکنان شهر ساخته می‌شود. ویلاهای پررونقی که بر ‏اساس تخمین‌های موجود سالانه ۲۰۰‌هزار هکتار زمین روستا را تفکیک کرده و به تدریج از زمین‌های ‏کشاورزی به زمین‌های مسکونی تبدیل می‌کند: «برنامه‌های تلویزیون اغلب روستاییان را مردمی ساده دل نشان ‏می‌دهد و این درحالی است که باید تعاریف را تغییر دهیم. 

برای مثال در چین و کره‌جنوبی شرکت‌های نوپا ‏نمی‌توانند در شهرهای بزرگ بمانند به دلیل اجاره و هزینه بالا. بنابراین به مناطق روستایی می‌روند. روستا را ‏توسعه می‌دهند و فرهنگ نو و خلاق را در کنار فرهنگ بومی عرضه می‌کنند. 

در آن صورت فکر مهاجرت از ‏سر جوانان می‌افتد و آن نگاه نوستالژیک عجیب به روستا هم تغییر می‌کند. این الگوی توسعه نوینی است ‏که باید اجرایی شود. الگویی که هرگز توجهی به آن نشده است.» 

اطهاری می‌گوید براساس آمار، رشد درآمد ‏روستاییان با سرمایه‌گذاری معکوس بوده. دلیل این اتفاق هم این بوده که اگر سرمایه‌گذاری اتفاق افتاده بدون ‏پشتیبان بوده یا روستا تخلیه شده و نتیجه نداده است و در بیشتر روستاها هم طرح‌های‌ هادی به درستی ‏عملیاتی نشده است. 

طرح‌هایی که بیش از هرچیز معیشت روستاها را نادیده گرفت و عاملی شد تا خودکفایی ‏غذایی که پیش از این وجود داشت از بین برود: «این طرح با تأکید بر ساخت واحد مسکونی عامل چنین ‏اتفاقی شد. 

مثلا گفتند باید آغل از خانه فاصله داشته باشد اما برنامه‌ریزی برای ساخت و جانمایی‌اش انجام ‏نگرفت. در نتیجه دامداری دچار خلل شد. به جای آنکه ساخت تعاونی و آموزش تعاونی به صورت مدرن ‏مدنظر قرار گیرد، این موارد از دست رفت و درنهایت روستا از تولید افتاد و برای تأمین مواد غذایی‌اش هم به ‏شهر متکی شد. 

شهری با کارخانه‌ها و کارگاه‌های جدید.» او می‌گوید همین هم دلیلی است که تورم مواد ‏غذایی در مناطق روستایی همیشه بالاتر از شهر است و روستاییان سال‌هاست مجبورند مواد غذایی را گران‌تر ‏از شهر بخرند.‏  ‏
منبع: شهروند
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار