شوشان / مسعود راستی

"> نقد یادداشت "کلاه کارگزاران" امید حلالی // صنعت الفاظ یا شوخی مضمون
اینستاگرام شوشان
تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۵۶۶۶
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵

 

شوشان / مسعود راستی

 

فاضل ارجمند جناب امید حلالی در یادداشتی با عنوان " گذار از نمونه گاندی برای کپی کردن ماهاتیر محمد : کلاه کارگزاران "

ضمن مطرح کردن نام و سرگذشت غلامحسین کرباسچی به نقد سبکی از مدیریت پرداخته که هشت سال تحت عنوان توسعه این کشور را اداره کرده است . ایشان در تحلیل خود همزمان "ساده انگاری" کرده و دست به "تقلیل گرایی" زده است . سیاست اقتصادی دولت سازندگی را که به تعدیل اقتصادی موسوم بود در مدیریت بر کلان شهر تهران و فروش تراکم خلاصه کرده و کار فرهنگی و تبلیغ تولید و مصرف کالای ایرانی را راه رسیدن به خود کغایی و استقلال اقتصادی کشور می داند .

در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون ها // این صنعت الفاظ است یا شوخی مضمون ها

ساده انگاشتن غیر از آنست که برای تشریح و توضیح امری آنرا ساده بیان کنند. حتی وقتی برای بیان موضوعات مربوط به علم اقتصاد چنین کاری صورت می پذیرد ، نباید از این حقیقت غافل ماند که همه چیز را در اقتصاد نمی توان ساده سازی کرد . نگارنده بضاعتی در علم اقتصاد ندارد اما به شهادت آنکه در سال شصت و سه در جوانی کتابی با عنوان "تورم" در اختیار گرفته هرچه کرد از چند صفحه ابتدای کتاب در توضیح منحنی فیلیپس فراتر نرفت، از همان زمان دانست که با احتیاط تمام بایستی در این باره اظهار نظر کند نه همچون خیل مقامات غیر متخصص که در باب تورم ترجیع بند سخن شان این است که نقدینگی بالا و سرگردان است !

واقعیت آنست که بخش مسکن ( درست تر : بخش ساختمان که مسکن از اجزاء مهم آنست ) نقش عمده ای در اقتصاد دارد و هنوز تأثیر افت کمرشکن آن در رکود 2007 آمریکا که تقریباً اغلب نظام های اقتصادی دنیا را نیز تحت تأثیر قرار داد از خاطره ها محو نشده است . سودآوری بخش ساختمان و مسکن در ایران اجمالاً ناشی از عدم تعادل میان عرضه و تقاضا برای مسکن است . آنچه بخاطر رونق ناشی از فروش تراکم بصورت موج انبوه سازی تولید شد ، هنوز کم می نماید چرا که بر اساس آمار حاصل از سرشماری ها در سال 85 در برابر 5/17 میلیون خانوار تنها 8/15 میلیون واحد مسکونی و در سال 90 به ازاء 1/21 میلیون خانوار فقط 9/19 میلیون واحد مسکونی موجود بوده است . یعنی در سال 90 بالغ بر 2/1 میلیون واحد مسکونی کسری عرضه داشته ایم و این در حالی اتفاق افتاده است که تولید مسکن در پنج سال 820 هزار واحد بوده است و سال هاست که نرخ رشد جمعیت کنترل شده و بعد خانوار از 5 نفر در سال 55 به 4 نفر در سال 85 و در سال 90 به 55/3 نفر رسیده است .

این تقاضای شدید از کجا نشأت گرفته؟ موج تولد به راه افتاده در اوائل دهه شصت بقول ظریفی این مسیر را طی کرده است :

وقتی به دنیا آمد بحران شیر خشک را به همراه آورد . وقتی به مدرسه رفت با کمبود فضای آموزشی روبرو شد و بحث موافق و مخالف پیرامون ایجاد مدارس غیر انتفاعی بالا گرفت . وقتی به سن دانشگاه رسید ( اگر دانشگاه آزاد نبود چه می شد؟ ) خواسته ها و مطالباتی داشت که در دوره اصلاحات خود را نشان داد . این سال ها که وارد عرصه زندگی می شود چه ؟ برای تشکیل خانواده مسکن می خواهد و کار ، اما بیکارست یا بقول ایشان دارای کار با درآمد مکفی نیست .

در دنیای کاملاً به هم پیوسته از نظر اقتصادی و تقریباً بدون مرز از نظر ارتباطی ، مفاهیم خودکفایی و استقلال را باید باز تعریف کرد . به معنای اصطلاحی – و نه حتی دقیق – کلمه هیچ کشوری بدون نیاز به کشورهای دیگر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و مناسب آنست که مزیت های اقتصادی کشور خود را بشناسیم و همت خود را صرف آنها کنیم و نه به شیوه – امروز کمتر شنیده شده - سالها پیش هر روز اعلام کنیم : فلان چیز را ساختیم و بهمان مقدار صرفه جویی ارزی کردیم !

برای برپایی ساختار صحیح اقتصاد کشور باید برنامه ریزی استراتژیک و بلند مدت و کوتاه مدت طراحی و به آن عمل کنیم . تمامی زیرساخت هایی که در دوره سازندگی بنیاد نهاده شد، در دولت اصلاحات و دولت فعلی – متصف به کدام صفت؟ - به ثمر نشسته است و منصفانه نیست پروژه هایی که حتی بعضاً توسط بدنه متخصص دستگاه دولت قبل از انقلاب اسلامی مطالعه شده – مثل فرودگاه امام خمینی (ره) که اگر در اوان انقلاب ساخته شده بود ، همان نقش و جایگاه فرودگاه بین المللی دوبی را از آن خود می کرد – مغفول مانده و یا همه اش بنام دیگری مصادره گردد .

وقتی صحبت از ساختار یا نظام اقتصادی می شود ، یک پیکره معین با اجزاء تعریف شده و مرتبط منظور است که - دولت هرکه خواهد گو باش - کارکرد تدبیر شده خود را خواهد داشت . نمونه مشهور آن ایتالیاست که متوسط عمر دولت های آن پس از جنگ جهانی دوم زیر یکسال است و حتی همین الان هم شاهدیم دولت ماریو مونتی هنوز نیامده در حال رفتن است اما از زلزله در ارکان ساختار اقتصادی آن خبری نیست . در حالی که در کشور ما برنامه بلند مدت توسعه ایران موسوم به سند چشم انداز بیست ساله با چند هزار نفر- ساعت کار کارشناسی تنظیم و به تصویب می رسد اما دولت می گوید آنرا دست نشاندگان امریکا نوشته اند و به راحتی آب خوردن به کناری نهاده می شود ، آنگاه روز از نو ، روزی از نو .

نفع زین بازار نتوان برد بی جنس فریب ای که سود اندیشه ای سرمایه کن تزویر را

همه اینها را نگفتم که از کسی یا جریانی دفاع کرده باشم چه ملت ایران خود شاهد و ناظر رفتار و گفتار و کارکرد دو شهردار سابق و اسبق تهران بوده و هستند ، یکی که به زندان رفت و آنکه ردای ریاست بر تن و کرد آنچه کرد .........

بیدل از آیینه زنگار فرسودم مپرس // داشتم صبحی که شد غارت نصیب شام ها

 


نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار