تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۶۹۴۵
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۷
شوشان - علی کرد / مدرس دانشگاه :
ویلسون در واکنش به فساد گسترده دولتی و در باره روح جنبش اصلاحات مطالبی نوشت و پیشنهاد نمود که حکومت باید از سیاست و مسایل سیاسی جدا شود. همان گونه که ذکر شد ویلسون در واکنش به فساد دولتی در آمریکا چنین استدلالی را داشت زیرا سیاست در آن زمان بصورت افراطی و افسار گسیخته در میدان اداره جولان می داد اما واقعیت این است که نمیتوان بطور کامل سیاست را از اداره جدا و یک دیوار بین آنها قرار داد. پل اپل بای موافق ارتباط اداره با سیاست بود و گیولیک نیزتاکید دارد که جدایی سیاست از اداره دشواره است که سخنی درست و بجاست و همین طور وایت نیز بر خلاف نظر ویلسون اعتقاد داشت که اداره از سیاست جدا نیست و اداره امور عمومی در معنای وسیع مشتمل بر تمام فعالیت هایی است که هدف آنها اجرای خط مشی ها و سیاست های عمومی جامعه است.
با این مقدمه خواستم ذهن خوانندگان محترم را به این نکته جلب کنم که تقریبا" اکثر صاحب نظران بر این نکته اجماع دارند که سیاست و اداره امور در هم تنیده هستند و بخصوص در پستهای مدیریتی کلان که سیاستگذاری میکنند و اقداماتشان بیشتر راهبردی است تا راهکاری و کار این مدیران اجرای خط مشی های دولت است نوع نگرش مدیران مورد توجه است لذا طبیعتا" بیشتر از مدیرانی استفاده می شود که گرایش فکری آنان به سوی دولت است. اگر در دولت تدبیر امید از مدیرانی که گرایش اصلاح طلبی دارند و به خط مشی های دولت در راستای شعارهای داده شده باور داشته باشند استفاده شود نه تنها عیب نیست بلکه یک مزیت است و با رعایت شروطی، نوعی شایسته سالاری است. پس بنابر این توجه به گرایش فکری مدیران عالی و تاحدی میانی در انتصاب مدیران امری معقول و مورد تایید اکثریت صاحبنظران است. صریح تر اینکه چنانچه بخشی از مدیران عالی دولت دارای گرایش دیگری باشند یک ضعف تلقی میشود چرا که سیاستگذاریها و خط مشی های دولت بر اساس تفکر و گرایش سیاسی تهیه و تنظیم و اجرا می شود و کسانیکه خط فکریشان متضاد با خط مشی دولت باشد دچار نوعی پارادکس شده و نمیتوانند کارآمد باشند. در انتصاب مدیران، با گرایش سیاسی موافق دولت ضعفهای بزرگی وجود دارد. هرچند که میدانم دولت عزم راسخی برای رفع این ضعف بزرگ ندارد اما از باب تذکر به آن می پردازم.
نکته اول:برای رعایت عدالت و اصل شایسته سالاری لازم است که در کنار گرایش فکری و همراه بودن با دولت، به تعهد و تخصص افراد توجه شود و پستهای سازمانی با رشته تحصیلی، تخصص و تجربه و سابقه افراد تناسب داشته باشد. مدیر بالا دست در مرحله اول باید به پست سازمانی و شرح وظایف و رسالت آن پست نگاه کند و سپس با شیوه های نوین و با درایت به دنبال کسانی باشد که میتوانند آن پست را اداره کنند. وقتی ویژگیهایی را در افرادی دید که میتوانند عهده دار آن پست شوند یکی ازآنان را که بیشترین امتیازات را دارد منصوب کند.
نکته دوم: در انتصاب مدیران ،متاسفانه همان گرایش سیاسی هم کم رنگ و کمرنگ تر و سفارشات و معاملات و ارتباطات گعده ای بر شایستگیها و گرایشها پررنگ تر گردید.ودولت عملا" از آیتم گرایشی عدول کرده و به سمت آیتم سفارشی چرخش نمود. بدین صورت که اگر کسانی در اصلاح طلبی ناب ترو نسبت به گفتمان اصلاح طلبی فعال تر و متعصب تربوده وتلاش بیشتری برای تشکیل دولت اصلاح طلبی داشتند ولی از لابی کمتری برخوردار و یا لابیگر خوبی نبودند مورد بی توجهی قرار گرفتتند و اما کسانیکه هزینه ای برای اصلاحات و دولت فعلی نکردند و حمایت و تلاششان هم ممکن است چشمگیر نبوده اما به هرطریقی خودشان را به تعدادی از مهره های دولت وصل کردندو آنان نیز سفارششان نمودند و ره صدساله را یک شبه طی کردند. بودند کسانیکه مناعت طبعشان اجازه نمیداد و نمیدهد از نمایندگان امضا جمع کنند و به این و آن وصل شوند و به همین دلیل از تجارب و تخصصشان به نحو شایسته استفاده نمی شود و بودند کسانیکه چندین پست مدیریتی را در مدتی کوتاه تصاحب کرند و مرتب از این پست به آن پست و از آن پست به پست بالاتر و بالاتر ارتقا پیدا کردند و نمیدانم ملاک ارزیابی ها چه بوده. آیا برای هر پست در مدیریت عالی دو تا سه سال وقت لازم نیست که پس از ارزیابی ارتقا صورت گیرد؟ آیا جای تعجب و تاسف نیست که برای انتصاب مدیر یک آموزشگاه و دبستان ابتدایی و یک اداره در یک دهستان و شهرستان بخشنامه صادر شود و ملاکهایی باید رعایت شود و کسانی که مثلا" سابقه شان از 25سال گذشت نمیتوانند پست مدیر عملیاتی بگیرند و.... اما به راحتی فرماندار و پست مشابه آن نصب شود؟.پیشنهادم این است که دولت یک تجزیه و تحلیلی بر انتصاباتش به ویژه در استانها داشته باشد در این تجزیه و تحلیل بدون حب و بغض و به کمک متحصصین مربوطه به سن، جنس، سواد، رشته تحصیلی، تجربه، سنوات خدمتی، پستهای سازمانی، مدت تصدی، علت یا علل عزل ، تنزل ویا ارتقا،وابستگی گرایش و پیشینه سیاسی، فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی، میزان ارتباط با مجاری قدرت و میزان و نحوه ی دوستی با مدیران عالی،نحوه ی انتصاب و نقش سفارشات و.....را مورد توجه قرار دهند. اگر چنین بررسی علمی صورت گیرد قطعا" دولتمردان نسبت به چینش مدیران افسوس خواهند خورد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار