اینستاگرام شوشان
تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۷۶۳۴
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۸ - ۱۳:۴۰
شوشان - رئوف محمد زاده :
دکتر شکیب انصاری از جنس درختان بلوط و کوهستان,ابدیدە دجلە و فرات و قامت افراشتە ی ساحل کارون.
تو خود درخت سبز بلوط بودی و دوستدار هر بلوط و درختی .همیشە سبز,از پاکی می درخشیدی,ساحل وفاداری و ارامش بودی,صفا بودی ,مهر بودی;در دل دانشجویانت ذوب می شدی.

پایان صحبتهایت درکلاس بە انسان و وارستگی و بازگشت بە خویشتن ,رهایی از اسارت فکری و بندگی انسان برای انسان ختم می شد.
مهر پدرگونەات جرقەای بود برخرمن وجودمان, ارابە علم و اموزش را بە حرکت درمی اورد.
نگرانی هایمان را در تعلیم حس  می کردی;  بنابر این راە و روش مکالمە و صحبت کردن را با کتاب (تعلیم و المحادثە العربیە )بە ما اموختی.
دست شاگردانت را می گرفتی و بر کوچە و خیابانهای نویسندگان و شاعران عرب و عجم می گذشتی و شهد وشیرینی ادبیات را در کامشان می ریختی,و(تطورالادب العربی المعاصر)را با تاریخ ومتونش چون فیلمی ,زندە بە انان نشان می دادی .
راستی در این چهار سال در مکتب ادب تو چقدر  درس معرفت وتلاش  فراگرفتیم وتعامل ودوستی ات را با استادان و دانشجویان می دیدیم کە ایینە زنگار را ما می زدود .چە سبکبال از کلاست چون کبوتر پر می کشیدیم .
گاهی کتاب را از بهر ما کافی نمی دانستی بەناچار بحثی از اندرون جامعە چاشنی درس می نمودی .
چە پزشک ماهری بودی کە می دیدی درد ترجمە بلای جانمان شدە بود و داروی شفابخشت را در (فن الترجمە والنصوص مترجمە )با سبل وگل وریحان متون اهل قلم در ساغر اندیشە بە شیفتگان زبان وادبیات عرب می ریختی .
دغدغە ات در زبان شناسی نیز ستودنی بود بە همین جهت کتاب وزین و ارزشمندت (دروس فی فقه اللغە العربیە )متولد شد .
مگر می شود شمارا فراموش کرد .من کە بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاە هر از گاهی از گلزار و باغ پر ثمرت بهرە مند بودەام وکتابهایت را برایم می فرستادی وچند جملە را کە نشان از مهر ومحبتت بود بران می نگاشتی .
حاصل بررسی های علمی وچند سالە ات از ایات قران در کتاب (بررسی علمی خدا شناسی در قران کریم) بە یادگار گذاشتی .
با مجلە زبان و علوم قران وکتاب (علم الصرف)و (علم النحو و الاعراب) رشتە زبان وادبیات عرب سربلند نمودی .اری بودنت بانمودنت بود .لم یزل وجهک فی ابصارنا .اخرین بار همین چند ماە پیش بود کە صدایت هنوز در وجودم است حالم را پرسیدی .عرض کردم مشغول مطالعە و نوشتنم .افرینم گفتی ومصرع اول شعر سعدی را برایم خواندی (برگ عیشی بە گور خویش فرست ....فرمودی مصرع بعدیش فراموش کردم  اها     کس نیارد زپیش فرست 
افسوس وصد افسوس کە پیری در توطمع نهادەبود وحال انکە تو در دنیا نە طمعی نە ریایی نداشتی .
استاد عزیز کاخی کە از علم ساختی بە این زودی ویران شدنی نیست .
احن الی ذکرک کل یوم    وهل یستطیع النحل صبرا علی الشهد 
و سلام علیە یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیا .
شاگردت رئوف محمدزادە از سردشت
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار