تلگرام شوشان
شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۹۸۳۳۰
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۲
شوشان : دیشب یعنی جمعه شب مراسمی به همت دوستان هنرمند حوزه هنری شهرستان دزفول به مناسبت سالروز ورود اولین گروه آزادگان در سالن آمفی تئاتر مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول برگزار گردید.
 فارغ از محتوای خوب برنامه متاسفانه این مراسم در غربت و مظلومیت برای آزادگان عزیز برگزار شد و استقبال شایانی از برنامه نشد.
 کاش فقط به پاس قدردانی از زجرها و سختی هایی که آزادگان عزیز ما در طول دوران سخت اسارت متحمل شدند از این برنامه ها استقبال بهتری میشد ولی اصل صحبت من خاطره ای است که یکی از رزمندگان آزاده تعریف کردند.
ایشان که در عملیات رمضان و در تابستان سال 61 اسیر شده بودند، گفتند: در روزهای اول اسارت که ما را به شهر بصره برده بودند در یک اتاق کوچک یک جمعیت زیاد از اسرا را جا داده بودند. طبیعتاً در را قفل کرده بودند ولی هیچ پنجره ای هم برای تهویه هوا نبود. دمای داخل اتاق به شدت گرم و خفه کننده بود. تا جایی که بچه ها به نوبت دهان خودشان را به جای قراردادن کلید در درب میگذاشتند تا کمی نفسی تازه کنند(تصورش هم زجرآور است). سعی میکردیم به بهانه اینکه نیاز به رفع حاجت داریم کاری کنیم در را باز کنند تا در آن هوای گرم  ولو به قیمت کتک خوردن و کابل بر سر و صورت خوردن هوایی جابجا شود و هوای داخل اتاق تهویه شود. در یکی از این رفت و آمدها یکی از افسران بعثی که خیلی هیکل ورزیده ای هم داشت و موهای بور و چشمان سبزی هم داشت و اصلاً به عراقی ها نمی خورد با حدود ۲۰ نفر همراه وارد اتاق شدند. افسر عراقی به زبان عربی گفت: اسرای دزفولی دست شان را بالا ببرند!

بچه ها به همدیگر نگاه کردند که جریان چیه؟! چرا فقط بچه های دزفول؟! در آنی از زمان هزار فکر و خیال به سرمان زد ولی چاره ای نبود حدود ۱۰- ۱۵ نفر با ترس و شک و تردید و با احتیاط دست بالا بردند. افسر بعثی به آنها گفت: بیرون بیایید.  وقتی از اتاق بیرون رفتند ما فقط صدای کتک خوردن و ناله کردن آنها را می شنیدیم. وقتی برگشتند همه بلااستثناء یا قسمتی از بدنشان مثل دست یا پا یا سرشان شکسته بود یا خون از دماغ و سر و صورتشان می آمد. افسر نره خر عراقی به دنبال آن ها داخل آمد و با چشمانی دریده و در اوج توحش و عصبانیت گفت:  « ما در این جنگ با دو کشور میجنگیم یکی کشور ایران و یکی هم کشور دزفول!! اگر دزفولیها شهر را ترک کنند و ما بتوانیم دزفول را تصرف کنیم تمام خوزستان را تصرف می کنیم و ایران را شکست می دهیم» 
آن موقع به این بیچاره حق دادیم که اینقدر کینه توزانه بچه های ما را کتک بزند. شاید این هم یکی از دلایل قرار گرفتن دزفول در اولین ردیف تهاجمات و تجاوزات رژیم بعث عراق در دوران دفاع مقدس باشد
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار