امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان - بهرام (ماشاالله) براتی :
همانند دیگر مناسبتها، هر سال روز خبرنگار نیز از یک مشت تعارفات و پیرایه های دهان پرکن و گشاده دستی و حاتم بخشی ها در القاب و عناوین سرشار میشود و می گذرد تا سالی دیگر و باز تکرار همین دور باطل.!!
حال آنکه امروزه، نه روزنامه نگار و خبرنگار از امنیت شغلی برخوردار است و نه می تواند حقیقت را آنگونه که هست و می بیند روایت کند. دهها دستگاه موازی و ورود افرادی که فاقد کمترین استعداد و علاقه ای هستند. مجوزهایی که با اراده ای معطوف به قدرت گرفته شده اند این حوزه را نیز به تحلیل برده و برآیند این همه نارسایی، جولان نوشته های بی روح و بحران مخاطب است. اگرچه این، نافی رنج و تاوان اصحاب راستین قلم نیست. بلکه همواره ذهن و ضمیر و زبان روزنامه نگاران واقعی که بر ارج کار و رسالت تاریخی خود آگاهند قابل تقدیر خواهد ماند.کسانی که شرافتمندانه، در زاویه ی درست تاریخ و اردوگاه حقیقت ایستاده اند و می نویسند. کسانی که با دمیدن روح پرسشگری، از رکود و رخوت جامعه، می کاهند.
در هیچ جامعه ای دمکراسی و مردمسالاری بدون مطبوعات آزاد تعمیق نخواهد یافت و مبارزه با فساد و پاسداشت حقوق شهروندان، محقق نخواهد شد. از سویی، تعمیق مشکلات، فساد ساختاری، افزایش تصدی گری دولت، پیدایش روحیه سوداگرایانه و روزنامه نگاری خاکستری، زاییده فقدان مطبوعات واقعی در یک جامعه است.
یکی از اساتید برجسته روزنامه نگاری در نقد گزارشهای خاکستری و به نقل از زنده یاد دکتر کاظم زرنگار می گفت: در کار روزنامه نگاری عناصری همیشگی هستند که انگاره های برجسته برای ارزیابی یک روزنامه نگار واقعی و نمایشگر میزان تعهد و باورمندی او به رسالت سترگ خویش است.
۱- نخست خبر که در واقع عنصر اصلی کالایی است که روزنامه گفته میشود.خبرنگار در نقش دوربین عکاسی یا فیلم برداری ظاهر می شود که آنچه را می بیند به رشته تحریر در می آورد.زیرا هدف او نشان دادن دیده های خود از زوایای گوناگون است.
۲. در بخش و عنصر دوم باید پنداشت که خبرنگار، خود مانند تماشاگر است و در آنچه می گذرد نقش و دخالتی ندارد و تنها او بیننده و خیره به رخدادی است که آن را گزارش می کند.در یک مجال تاریخی و یک رسالت کاری، می کوشد تا بدون کم و زیاد و یا دستبرد در عناصر و اجزاء رخداد، آن را به خواننده و مخاطب خود، منتقل کند.
خبرنگار وقتی لهجه دار میشود که در برابر یکی از عناصر خبر جبهه بگیرد یا مقابله کند.حیرت کند.نگران شود.چه رسد به اینکه با دیدن یکی از بازیگران صحنه، به تملق و دروغ و نگاه کارکردی- اقتصادی، روی بیاورد. در اینجا او دیگر یک ناظر بی طرف نیست و گزارش و خبر و روایت او، لهجه دار خواهد بود.
۳. بخش سوم از اظهارنظر یا دیدگاه او سامان می گیرد و هویت می یابد.آنجا که یک روزنامه نگار راستین، نظر و دیدگاه خودش را بدون لکنت و لهجه به خواننده اش منتقل می نماید.
مثلث تحلیلی الف: نظر ب: ضلع دوم که همان سنتز ماجراست.. ج: ضلع سوم اظهارنظر یا دیدگاه
در این بخش روزنامه نگار دیدگاه و نظرات خودش را بیان می کند و اینجاست که، گندم نمایی و جوفروشی ممنوع می شود. و نباید عقیده به عقده مبدل شود.
هر خبرنگاری باید بداند که در بخش نخست.مراحل سختی پیش روی خود دارد. استفاده از صفات به جای تحلیل، خطرناک است.به جای صفات و صفت زدگی، باید وقایع را به درستی ترسیم کند. زیرا صفت زدگی یک متن، نشانه تنبلی ذهن و از طرفی بی مسوولیتی خبرنگار است. صفات گرایی متنی، مانند چوب زیربغل است که فرد لنگ از آن استفاده می کند.
یک خبرنگار باید تمام کوشش خود را در ترسیم صحنه، شناسایی و شناساندن بازیگران و تبدیل آنها به تحلیلی عمیق نماید.
انچه از گفته ها و زاویه دید بزرگانی چون زنده یاد زرنگار.طاهری و... می توان آموخت این است که گزارش های لهجه دار نه رسالت خبرنگاری و مسوولیت پذیری عمیق، بلکه ماحصل یک پروپاگاندای هدف دار اما، سطحی است. پس اگر باور داریم که دانستن حق مردم است به گونه ای بنویسیم که، هیچگاه از خواندن نوشته ی خود، شرمسار نباشیم.حقیقت را هرگز در پای مصلحت و منفعت، ذبح نکنیم.چرا که خبرنگاری، رسالت سترگی است اگر چه شاید به تعبیر برخی در این دوران، عاقلانه نیست بلکه عاشقانه است. پس این راه و رسالت را با سربلندی طی کنیم زیرابه قول یدالله رویایی:" هر کسی، به سمت خود، راهی دارد و کشف این راه، جز با جنون خودش، میسر نیست"
۱۷ مرداد ۱۴۰۴