کد خبر: ۱۱۳۵۲۳
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۹

اهواز؛ از باغستان تا غبارستان

شوشان ـ منوچهر برون :

اهواز، روزگاری نه چندان دور، به باغی می‌مانست که کارون در دلش می‌جوشید و نسیمش بوی شکوفه‌ی پرتقال و نخل می‌داد. شهری که جهانگردان از طراوت و خرمی‌اش نوشته‌اند و رودخانه‌اش را به رقص نور در غروب جنوب تشبیه کرده‌اند. اما امروز، همین شهر که زمانی زلال‌ترین نفس‌های ایران را داشت، در میان سیاهه‌ی آلوده‌ترین شهرهای جهان جای گرفته است. پرسشی تلخ در ذهن هر خوزستانی می‌چرخد: چه شد که به اینجا رسیدیم؟

ما انسان‌ها، در شتاب توسعه و بی‌توجهی به قواعد طبیعت، تیشه به ریشه‌ی خود زدیم. هورهای زنده را خشکاندیم، درختان را قربانی آسفالت کردیم، رودخانه‌ها را از مسیر طبیعی‌شان ربودیم، و آسمان را به دود کارخانه‌ها و فلرهای نفتی سپردیم. هر گامی که بدون اندیشه به توسعه برداشتیم، فاصله‌ای بود از تنفس و زندگی سالم.

خرّمی و طراوت اهواز، تنها در سایه‌ی درختان نبود؛ در روحِ مردمش جاری بود. اما این روح، امروز در میان گرد و غبار و بوی گوگرد، خسته و دل‌گیر شده است. تعطیلی مدارس، هرچند چاره‌ای موقت برای حفظ جان کودکان است، اما درمان ریشه‌ای نیست. نمی‌توان هر روز هوای آلوده را با تعطیلی شست‌وشو داد. باید سرچشمه‌ها را یافت و پاک کرد:
جلوگیری از سوزاندن فلرهای نفتی،
احیای تالاب‌های خشکیده،
درختکاری گسترده در کمربند سبز شهری،
و انتقال صنایع آلاینده به خارج از محدوده‌ی تنفس مردم.

در این میان، نقش مدیران استان کلیدی است. آنان باید بدانند که هوای پاک، نه لطف طبیعت بلکه حق مردم است. تصمیم‌گیری‌های قاطع، برنامه‌ریزی علمی، و شجاعت در برخورد با منافع کوتاه‌مدت می‌تواند چهره‌ی خوزستان را دوباره سبز کند.

اهواز می‌تواند دوباره نفس بکشد، اگر ما بخواهیم.
اگر دوباره در کنار کارون درختی بکاریم، اگر به جای دود، زندگی را به شهر برگردانیم، آن‌گاه کودکانمان خواهند گفت:
«اینجا همان خوزستان است، سرزمین خورشید و بلوط و کارون،
نه خاکسترِ بی‌پایانِ بی‌توجهی ما.»

نظرات بینندگان