کد خبر: ۱۱۳۶۹۷
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۷
امید حلالی

ترجیح صنعت بر محیط زیست و ضرورت اجرای طرح های آبخیزداری در خوزستان

شوشان – امید حلالی :

‌خوشبختانه تاکنون و در پاییز 1404بارندگی های خوبی در خوزستان و حوضه آبریز کارون و کرخه داشته ایم که کلیپ های آن موجود است اما چرا تابستان باز با کمبود آب مواجهیم؟ پاسخ در عدم توان نگهداشت آب پس از سدهای گتوند و کرخه و دز و پایین دست شوشتر و اندیمشک است چون سد نداریم و باز دو تالاب شادگان و هورالعظیم خشک می مانند.

‌تالاب ها به عنوان تصفیه کننده محیط زیست در پایین دست حوضه آبریز و مسیر رودخانه قرار دارند که در قدیم بر اثر جریان سیلابی رودخانه ها تغذیه می شدند و اکنون کم بهره از ورودی و حق آبه مانده و پس از احداث سدها باید در منابع آب سهمیه شان لحاظ شود نیز روان آب پایین دست خوزستان هدر نرود.

‌بدین منظور باید بین رودخانه های خوزستان کانال های ارتباطی بوجود آید تا مثلاً گاه پرآبی و سیلاب بتوان بخشی از دبی کارون را به کرخه منتقل کرد و روانه تالاب هورالعظیم ساخت که به مثابه اسفنج جاذب آب است و ذخیره ساز و زیستگاه و دارای کارکرد حیات بخش در اکوسیستم اما این ارتباط ضعیف است.

‌همچنین می توان در انتهای مسیر کارون قبل از پیوستن به خلیج فارس سدها و بندهای کوچک ایجاد کرد تا سطح آب بالا آید و از پایین دست آب شیرین را با خط لوله به فلات مرکزی برای مصرف منتقل کرد جای آنکه با دستکاری اکوسیستم از سرچشمه رودخانه های دایمی خوزستان آب را به فلات مرکزی منحرف کرد و درگیر تبعات اجتماعی آتی و اختلافات داخلی آنی آن شد.

طی سال 1404 به عینه دیدیم که بر اثر آتش سوزی تالاب هور العطیم ‌زیست پذیری غرب خوزستان و کلانشهر اهواز به تنهایی با بیش از ۲ میلیون نفر در خطر است که آن را تالاب عرب حسن در شمال، هورالعظیم در غرب، تالاب شادگان در جنوب و بامدژ و تعدادی میکرو تالاب دیگر احاطه کرده اند ام هورالعظیم رو به خشکی ست و تالاب شادگان نیز اکنون عمدتا از پساب توسعه نیشکر و صنایع جانبی تغذیه می کند و جالب است که نیشکری ها این کار را جزو دستاوردهای محیط زیستی خود تلقی می کنند.

‌وضعیت آلوده امروز خوزستان حاصل از ترجیح دادن صنعت بر محیط‌ زیست و زندگی ست. هورالعظیم را به ضرورت استخراج نفت در میدانی مشترک دایک کشی و حوضچه بندی و خشک کرده اند. تالاب تلطیف کننده سابق خود به منشأ آلودگی حاصل از دود آتش سوزی و ریزگرد تبدیل شده است و بدون آب مانده علیرغم نزولات.

با این حجم از نزولات آسمانی اگر مدیریتی برای حفظ و نگهداشت آنان باشد و تأسیسات متناسبی، باید شرایطی ایده آل در سال آبی جاری داشته باشیم.

این حجم بارندگی الان می بایست روانه تالاب ها شود با تاسیسات هیدرولوژیکی مناسب یا در دشت ها صرف آبخیز داری شود. آبخیز داری در جای جای دشت خوزستان که منجر به تقویت منابع آب زیر زمینی می شود نهایتا بهتر است از اینکه روان آب ها از طریق رودخانه ها راهی خلیج فارس شوند.

چند سال قبل سفری هوایی با هلیکوپتر از اهواز به سمت آبادان داشتم، ایام نوروز بود و حدود دو ماهی  که باران نزده بود با این همه تمام زمین زیر پا و اطراف جاده اهواز- آبادان تا آنجایی که می شد دید همه اش حوضچه آب بود. یعنی آنکه زمین آب را نگه داشته بود و می شد برآورد کرد که حداقل تا دو ماه دیگر هم آن آب تبخیر نمی شد زیرا حجم زیادی داشت. خوب این وضعیت را می شود تثبیت و تقویت کرد و در کوهپایه ها حتا خیلی بهتر می شود انجام داد.

می توانند در دشت خوزستان آبخیز داری کنند و چند ماهی که می توانند آب را در آنها نگه دارند، ماهی پرورش دهند و کنار آنها درخت بکارند و زمین را آباد کنند.

از کوهپایه شوشتر به سمت مسجدسلیمان و هفتکل و نفت سفید و گتوند و ... بافت زمین تپه ماهوری زیاد دارد و می توان آب را در آنجا ذخیره کرد با پمپاژ آب از رودخانه در وقت آب زیادی مثل الان یا حتا اراضی پایین دست و اطراف اندیمشک و رامهرمز نیز

ما به جایی و وضعیتی رسیده ایم که ناچاریم بگوییم که بیچاره کرده اند اصول و اصلاح که قبیله گرایی مدرن اند و تفکر قومی خوزستان و حتا ایران را. همه نیز از این مفاهیم به شکل ابزاری و پلکانی و سودجویانه استفاده می کنند. از طرفی جریان نفوذ یا بی عقلی «جهاد سازندگی» را تعطیل کرد از طریق ادغام و الان هم کسی نیست این کارها و طرح ها را انجام دهد. «بسیج» می تواند و می بایست آستین همت بالا بزند که آن هم رفته در قالب نیروی نظامی نه کارهای خلاقانه عمرانی.

این چه سیستم مدیریتی ست که با این حجم نزولات پس فردا می آیند و می گویند که مخازن خالی ست و آب نداریم و جنگ اعصاب با شهروند و کشاورز راه می اندازند؟

بهتر است بگوییم نزولات داریم اما مدیریت متناسب خیرو این مدیریت اعم از ساختمان و میز وصندلی و اعتبارات و انواع گارشناسان و شرکت های مشاور و بخشنامه های رنگارنگ نیست.

نظرات بینندگان