امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان - رضا کیانی :
امروز به سه «سوم» در تاریخمان اندیشیدم؛ هرکدام زخمی و نشانی بر پیکر این سرزمین سپند...
سوم اسفند( ۱۲۹۹)، فرود کودتا؛ هنگامهای که سایهی بیگانه، بر خاک ما سنگین شد.
سوم شهریور(۱۳۲۰)، گامهای آهنین ارتش بیگانه بر سرزمینی که همیشه مأمن جانهای آزاد بوده است.
و سوم خرداد (۱۳۶۱)، روزی که خرمشهر دوباره زاده شد؛ شهری که از خاکستر خون، پرچم آزادی بر دوش کشید.
این سه سوم، سه فصل از دفتر یک سرزمیناند: یکی یادآور فروبستگی، دیگری نشانی از یورش، و سومی سرودِ رهایی.
اگر صحنهی نمایش را در نظر بگیری، این سه سوم، سه پردهاند: سقوط، هجوم و قیام.
و در هر پرده، مردمانند که ایستادهاند؛ مردمانی که هرگز صحنه را واننهادند.
از دریچهی حافظهی جمعی، این سه سوم لایههایی از هویت مشترک ما هستند؛ هرکدام زخمی در یاد، و هر زخم، بخشی از بودن ما.
آنها یادمان میدهند که تاریخ، تنها تقویم نیست؛ میراثی است که در کردار امروز ما تپنده است.
اگر از چشم قصهپردازی بنگری، این سه سوم همچون سه شخصیتاند: یکی اندوهگین، یکی مبهوت، و دیگری قهرمان.
در امتدادشان، قصهای جاری است: قصهی فرزندان همین خاک که نخواستند به فراموشی بسپارند.
شور و وجد این قصه در هر کوچه و دیاری شنیده میشود؛ در ترانهی مادران، در نگاه نوجوانانی که هنوز «خرمشهر» را با افتخار زمزمه میکنند.
و حماسهی سوم خرداد چنان بر حافظهی ما نشست که سومهای پیشین را نیز در دل خود معنا بخشید.
سه سوم، سه نشانهاند؛ سه درس: که سقوط، مقدمهی برخاستن است.
و این سرزمین، همواره در هر سوم، خود را بازآفریده است: از دل اندوه، به قلهی آزادگی.